تبليغاتX
دومـانلــی تبــــــريز dumanlitebriz

دومـانلــی تبــــــريز dumanlitebriz

یک روز آزادانه زيستن بهتر از چهل سال در اسارت زندگی کردن است(آتا بابك)

http://www.mediaforum.az/articles.php?lang=az&page=03&article_id=20070214082501368

 

دستگیری حسن اسدی و چندین تن دیگر در مقابل زندان اردبیل

 

 

http://i12.tinypic.com/33e1t1x.jpg

Həsən Əsədi(hasan asadi)

 

دستگیری متحصنین اردبیلی مقابل زندان اردبیل

حسن اسدی

 از فعالین حرکت ملی آذربایجان در اردبیل روز پنج شنبه ۱۹/۱۱/۸۵ در طی تجمع در مقابل زندان اردبیل ٬ در اعتراض به حکم زندان عباس لسانی بازداشت شد.
اسدی که همراه چندین تن از فعالین برای اعتراض به شرایط ناگوار عباس لسانی ٬که اکنون در رابطه با اعتراضات مردمی خرداد ۸۵ در زندان اردبیل زندانی است در جلو زندان تحصن کرده بودند دستگیر شده است.هنوز از اسامی بقیه بازداشت شدگان خبری در دست نیست و اخبار رسیده حکایت از شکنجه دستگیر شدگان در اداره اطلاعات اردبیل دارد.

 

سه شنبه 24 بهمن ماه سال 1385

تداوم بازداشت فعالین آذربایجانی در آستانه روز جهانی زبان مادری

بازداشت یک دانشجوی آذربایجانی در شبستر

بر اساس اخبار رسیده از شبستر بهنام نورمحمدی دانشجوی ترک آموزشکده فنی ارومیه و فعال حرکت ملی آذربایجان در شبستر ٬ توسط مامورین اداره اطلاعات شبستر بازداشت شد

روز دوشنبه ۲۳/۱۱/۸۵ مامورین اداره اطلاعات شبستر ضمن مراجعه به منزل نور محمدی وی را دستگیر و بدون کمترین توضیحی با خود بردند.خانواده نور محمدی نگران وی هستند وکوچکترین اطلاعی از محل نگهداری وی در دسترس نیست.

این بازداشت در حالی صورت می پذیرد که هفته گذشته نیز مامورین اداره اطلاعات شبستر سه تن دیگر از دانشجویان را در شبستر بازداشت کرده اند و این افراد همچنان در بازداشت به سر می برند

 

بدرفتاری وتضییع حقوق زندانیان سیاسی ترک آذربایجانی در اهر

ضرب وشتم فعال ترک در زندان اهر

واعتصاب غذای زندانیان ترک در زندان در اعتراض به این امر

بر اساس خبر رسیده از زندان اهر سعید محمدی زندانی سیاسی حرکت ملی آذربایجان در در زندان اهر که در رابطه با تظاهرات مردمی خردادماه ۸۵ آذربایجان٬در زندان به سر می برد در حین ملاقات با خانواده اش در مقابل چشمان خانواده اش مورد ضرب و شتم مامورین زندان قرار گرفت.

پس از این واقعه محمدی همراه با سعید بیدخت دیگر زندانی حرکت ملی آذربایجان در زندان اهر٬ طی نامه ای به رئیس زندان اعلام نمودند که از روز سه شنبه ۲۴/۱۱/۸۵در اعتراض به شوئونیسم و آپارتاید دست به اعتصاب غذا می زنند.

لازم به ذکر است که سعید محمدی وسعید بیدخت از فعالین حرکت ملی آذربایجان در کلیبر می باشند که در جریان اعتراضات مردمی خردادماه ۸۵ آذربایجان دستگیر وبه ترتیب به یکسال و۸ ماه حبس تعزیری محکوم گردیدند.دادگاه این دو به صورت غیر علنی برگزار گردیده بود و هر دو از داشتن وکیل در طول دوران محاکمه محروم بودند


«Media forum»

ABBAS LİSANİNİN YATDIĞI MƏHBƏSİN QARŞISINDA OTURAQ AKSİYA KEÇİRƏN MİLLİ FƏALLAR HƏBS OLUNUBLAR
2007-02-14 - 19:14:00

 

http://i12.tinypic.com/33e1t1x.jpg

Həsən Əsədi

Güney Azərbaycanın siyasi məhbusu Abbas Lisaninin məhbəsdə saxlanmasına etiraz edərək Ərdəbil həbsxanası qarşısında oturaq aksiya keçirən Həsən Əsədi və daha bir neçə milli fəal həbs olunub.

Həsən Əsədidən başqa tutulanların adları hələlik açıqlanmasa da, onların ETTELAAT-ın Ərdəbil həbsxanasında saxlandığı və dindirilmədə işgəncəyə məruz qaldıqları bildirilir.

Güney Azərbaycandakı mənbələrdən «Media forum»a verilən məlumata görə, ETTELAAT-ın Əhər şəhər şöbəsinin həbsxanasında saxlanılan bəzi azərbaycanlı siyasi məhbuslar, o cümlədən Səid Məhəmmədi və Səid Bidoxt nəzarətçilər tərəfindən vəhşicəsinə döyüldükləri üçün aclıq aksiyasına başlayıblar.

«Media forum»

http://www.mediaforum.az/articles.php?lang=az&page=03&article_id=20070214082501368

بيانيه کميته مردمی دفاع از غرب آذربايجان در خصوص توطئه اکراد

همانگونه که آحاد ملت آذربایجان مستحضرند بناست که در مورخه 2 اسفند همزمان با روز جهانی زبان مادری در شهرهای مختلف آذربایجان تجمع مدنی و آرامی در راستای اعتراض به سیاستهای شووینیستی و ضد تورک حاکمیت ایران برگزار گردد. بنا بر اطلاعات دریافتی از شهرهای غرب آذربایجان اخباری نگران کننده از توطئه ايی دیگر توسط اکراد و گروههای تروریستی آنها در این مقطع زمانی بگوش میرسد. اکراد در شهرهایی نظیر اورمیه، ماکی، سولدوز در صددند تا بصورت سلسله وار با براه انداختن تجمعات خشونت بار منطقه غرب آذربایجان را بار دیگر متشنج نموده و از 2 اسفند به نفع خود بهره برداری سیاسی-تبلیغاتی نمایند کما اینکه تروریسم کرد در شهرهای کردنشین استان کردستان اصلا برنامه ایی برای تجمع ندارند.

کمیته "مردمی دفاع از غرب آذربایجان" ضمن دعوت از عموم ملت آذربایجان برای حضور هر چه قدرتمندتر در تمامی صحنه های سیاسی – اجتماعی –  فرهنگی آذربایجان و بیداری و هوشیاری در قبال سیاستهای پلید اکراد، به تمامی گروههای کردی که در صدد تجاوز سیاسی به غرب آذربایجان هستند هشدار می دهد که "کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان" با پشتوانه ملت غیور و جوانان غیرتمند آذربایجانی با تمامی قدرت و توان در برابر این توطئه اکراد خواهد ایستاد و به هیچ وجه اجازه فرصت طلبی را به اکراد و گرهکهای تروریستی آنها نخواهد داد، لذا هرگونه اقدام به ایجاد تشنج یا تجمع اکراد در شهرهای غرب آذربایجان که تمامیت ارضی آذربایجان را هدف قرار داده اند با عکس العملهای شدید ملت آذربایجان روبرو خواهد شد.

  کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان پنجشنبه 26 بهمن 1385 شمسی 15فوریه 2007 میلادی  

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 17:25  توسط دومـانلــي تبــــــريز dumanlytabriz  | 

علی رغم اظهارات ریاکارانه

 احمدی نژاد پست فطرت ،

 تخریب و غارت آثار باستانی آذربایجان ادامه می یابد

رئيس جمهوري:

اجازه نمي دهم حتي يک پروژه عمراني به ميراث فرهنگي آسيب برساند!

رئيس جمهوري با اعلام کمک 110 ميليارد توماني دولت براي مرمت آثار تاريخي، درباره آسيب هاي پروژه هاي عمراني به يادگارهاي تاريخي ايران گفت: اجازه نمي دهم حتي يک پروژه عمراني آسيبي به ميراث فرهنگي برساند.اين پروژه ها را تحت هر شرايطي تغيير داده و يا تعديل مي کنيم.

تهران ،ميراث خبر، گروه اجتماعي، صبا آذر پيک:

رئيس جمهوري در نشست خبري امروز _ 24 دي ماه _ که با حضور جمعي از خبرنگاران داخلي و خارجي تشکيل شد از توجه ويژه دولتمردان دولت نهم به ميراث فرهنگي خبر داد و گفت :«ميراث فرهنگي ،نماد هويت ملت ايران است و صيانت از ميراث فرهنگي در دو بعد فيزيکي و نرم افزاري به عنوان يک وظيفه ملي براي هيات دولت مطرح است .»

محمود احمدي نژاد که به پرسش هاي ميراث خبر پاسخ مي داد ، افزود:« دولت نهم تصميم گرفته تمام تلاش خود را براي صيانت از ميراث فرهنگي کشور به کار بگيرد و بر اين اساس اعتبارهاي ويژه اي را در سال 85 به ميراث فرهنگي در دو بخش نرم افزاي و حفظ و احيا تعلق مي گيرد.»

وي در مورد برنامه هاي دولت براي بازيابي جايگاه ميراث فرهنگي از کمک 110 ميليارد توماني دولت براي مرمت و احياي آثار تاريخي کشور خبر داد و همچنين گفت که 52 ميليارد تومان نيز به بخش نرم افزاري ميراث فرهنگي اختصاص مي يابد.

رييس جمهوري همچنين در پاسخ به سوال ديگر ميراث خبر مبني بر اجراي فعاليت هاي عمراني به بهاي از بين رفتن آثار تاريخي، تاکيد کرد: «اجازه نمي دهم حتي يک پروژه عمراني آسيبي به ميراث فرهنگي ثبت شده برساند. اين پروژه ها را تحت هر شرايطي تغيير داده و يا تعديل مي کنيم تا از ميراث فرهنگي همان طور که شايسته است، حفاظت شود.»

وي با تصريح اينکه در برخي از مکان ها يک کاشي يا آجر يا يک گچ بري داراي مفاهيم عميق و بلندي است که بايد به نسل بعد منتقل شود، افزود: «در سفرهاي استاني دستکم يک تصميم روشن در باب ميراث فرهنگي آن استان در دو زمينه حفظ و احيا و نگهداري مي گيريم.»

رييس جمهوري همچنين از برنامه ويژه دولت براي ثبت تمام آثار تاريخي کشور و ترميم تمامي آنها خبر داد و با تاکيد بر اين که جايگاه ميراث فرهنگي بسيار گسترده تر از گردشگري است ، اين وعده را به مسئولان سازمان ميراث فر هنگي و گردشگري داد که از اين پس نسبت به حقوق حوزه ميراث فرهنگي ، اجحافي صورت نمي گيرد.
وي همچنين در باره صنعت گردشگي و برنامه هاي دولت در اين حوزه گفت: « از سال 85 شبکه خدماتي را براي رونق اين صنعت در کشور گسترش مي دهيم. و من از همين جا از بخش خصوصي دعوت مي کنم تا در داير کردن اين مراکز با دولت همکاري کنند.»
وي همچنين در باره تسهيلات دولت براي صدور رواديد گردشگران گفت: «هر گردشگر پس از دو هفته مي تواند رواديد ورود به ايران را بگيرد و اين امر نشان دهنده نگاه ويژه دولت به حوزه گردشگري است.»

وي همچنين از اختصاص اعتبارهاي مناسب براي توسعه صنعت گردشگري در سال 85 خبر داد.

پنهان سازي و تخريب مرموز آثار تاريخي در آذربايجان توسط آذربايجانيان منتسب

سياستهاي تخريب آثار به جا مانده در آذربايجان (از قرنهاي گذشته) به هيچ عنوان متوقف نشده و نخواهند شد. هر روز که ميگذرد آثار تاريخي ما تخريب شده و يا به عمد و تحت پوشش قانون! پشت حصارها پنهان ميشوند. بودجه هاي هنگفتي که براي قابل بازديد کردن آثار نه چندان تاريخي فارسستان تبديل به بودجه تخريب آثار تاريخي آذربايجان ميشود.

توجيحات و توضيحات مشکوک مسئولان محلي نيز حکايت از ساخت و پاخت پشت پرده دارد.

براي حفظ آثار تاريخي آذربايجان يک قيام ملي بايد تا همه بدانند که آذربايجان به تاريخ خود اهميت ميدهد. تخريب آثار تاريخي (با قدمت بيش از ۶-۵ هزارسال قبل از ميلاد) آذربايجان براي جايگزيني با تاريخ ۲۵۰۰ ساله ساختگي هخامنشيان بايستي متوقف شود.

بودجه اي که براي پنهان ساختن آثار آذربايجان هزينه ميشود٫ ميتواند در جهت معرفي و استفاده و حفاظت از آنها مصرف شود.

انجمن مفاخر معماري ايران نسبت به ساخت يك مجموعه تجاري_خدماتي در حريم برج‌هاي دوقلو از سوي سازمان عمران و بهسازي شهري اعتراض كرد. اين انجمن اعتقاد دارد ساخت و سازها بايد خارج از حريم ۷۵ متري اين برج انجام گيرد.

در كنار برج‌هاي دوقلو مراغه دو بنا وجود دارد که پيش از اين کاربري مدرسه داشتند. اکنون شرکت توسعه عمران مراغه که شهرداري اين شهر نيز از سهامداران آن است، قصد دارد در يکي از اين مدارس مجموعه اي تجاري – خدماتي احداث کند.

مسئولان ميراث فرهنگي و گردشگري مراغه حريم دو برج را از شعاع برج ها ۲۵ متر تعيين کرده اند اما انجمن مفاخر معماري ايران اعتقاد دارد ساخت وسازها بايد خارج از شعاع ۷۵ متري گنبد‌ها انجام گيرد.

“عليرضا قهاري”، رئيس هيات مديره انجمن مفاخر معماري ايران در گفتگو با ميراث‌خبر درباره ساخت و سازهاي در حريم برج‌هاي دوقلو گفت:‌«اين مجموعه دو طبقه‌اي قرار است با ارتفاع ۷ متر ساخته شود كه اين امر حريم اين برج‌ها را كه يك گنبد ‌آرامگاهي است ،خدشه دار مي كند.»

وي تعداد آثار سالم به جا مانده از دوران ايلخاني در كشور را بسيار اندك توصيف كرد و به ميراث خبر گفت:‌ « نگاه گردشگري به آثار تاريخي باعث شده در كنار هر اثر يك مجمتع تجاري ساخته شود و اين امر به شكستن و تخريب آثار منجر مي‌شود. براي جذب يك گردشگر نبايد هتل ها در حريم درجه يك آثار تاريخي ساخته شوند.»

قهاري گفت: «چند ماه پيش در يك نامه به آقاي مشايي، معاون رئيس جمهوري و آقاي عبادي، مدير سازمان ميراث فرهنگي، صنايع‌دستي و گردشگري آذربايجان شرقي خواستار توقف ساخت اين مجموعه شديم اما تاكنون هيچ پاسخي به انجمن داده نشده است. تنها شهرداري مراغه طي يك نامه به ما اعلام كرد اين ساخت و سازها با مجوز سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري انجام مي‌شود.»

“رضا عبادي”، مدير سازمان ميراث فرهنگي، صنايع‌دستي وگردشگري آذربايجان‌غربي در گفتگو باميراث خبر ساخت و سازها را در حريم برج‌هاي دوقلو مراغه قانوني خواند و افزود:«طرحي كه در حال حاضر بر اساس آن در كنار اين برج‌ها ساخت و ساز مي شود، مصوب شوراي فني سازمان ميراث فرهنگي است و هيچ قانوني زير پاگذاشته نشده است.»

وي گفت:«اين دو بنا از زمان مغول تا به امروز محصور در يك راهروي ۲ در ۳ متري و اطراف آن كاملا بسته بود. شهرداري با يك شركت قرار دادي امضا كرد و بر اساس آن قرار شد يك مجمتع تجاري _خدماتي در خارج حريم اين اثر و در فاصله ۲۵ متري، ساخته شود.»

به گفته عبادي مجمتع تجاري خارج از حريم بنا و پشت برج‌هاي ساخته مي‌شود. در ضلع شرقي برج‌ها نيز هيچ ساخت و سازي صورت نمي گيرد و در ضلع شمالي ‌آن نير كاربري فرهنگي پيدا مي‌كند و يك خيابان از خيابان خواجه نصيرالدين طوسي به سوي در دو برج كشيده مي‌شود.

عبادي تعيين حريم آثار را با توجه به موقعيت شهرها مختلف خواند.

در فاصله ۱۰ متري شمال برج مادر هلاکو يا برج کبود، مقبره ديگري به نام برج مدور قرار دارد.

تاريخ بناي برج طبق کتيبه کوفي آن رجب ماه سال ۵۶۳ هجري قمري است.

بنا ظاهر ساده اي دارد و از دو طبقه تشکيل شده: سردابه و اتاق فوقاني . اگر قبري هو در سردابه وجود داشته ، به مرور زمان از بين رفته است.

سر در ورودي برج مدور مانند گنبد سرخ داراي قاب و طاقي هلالي شکل است که درگاه را احاطه کرده و در بالاي آن و همچنين زير طاق هلالي کتيبه اي به خط کوفي با نقش هاي پيچيده از آجر و کاشي هاي فيروزه اي به چشم مي خورد.

تزئينات کاشي و نقوش که در بند کش بين آجرها به صورت مهره هائي با نقش الله و نقوش هندسي به کار رفته همه امتياز خاصي به اين بنا داده اند.

اتاق فوقاني در گذشته داراي پوششي از گچبري و تزئينات گچي بوده که از آن همه هنر و زيبايي فقط در گوشه و کنار آن قطعاتي به جاي مانده و مابقي از بين رفته است .

نماي خارجي بنا بسيار ساده و شامل ازاره سنگي و آجر کاري معمولي است.

پوشش بنا را در گذشته گنبدي دو پوش تشکيل مي داده که به مرور زمان فرو ريخته و جهت جلوگيري از خرابي سقف تير پوشي با شيرواني روي آن احداث کرده اند.

برج کبود نيز در دو طبقه ساخته شده، يکي از طبقات آن مربوط به نماز خانه و پخش نذورات و ديگري مربوط به سردابه است.

پلان سردابه صليبي شکل است و سقف آن داراي کاربندي به شکل شمسه و داراي مهر کوبي بين آجرهاست.در اين کاربندي ها اسامي پيامبر و اسماء الله را در برگرفته اند.

بدنه اين برج داراي آجرکاري هاي پرکاري است و همچنين کتيبه هاي خط کوفي بر اين برج به چشم مي خورد.

قطار بندي دور گنبد هم داراي کتيبه گچ بري از سوره کهف است.

اين برج علاوه بر آنکه به نام برج کبود خوانده مي شود، به نام برج مادر هلاکو نيز مشهور است. اين نام از آنجا بر اين برج باقي مانده که مردم بر اين باورند که قبر مادر هلاکو در اين برج قرار دارد.

نجات "توپر اوقلي "،منوط به اعتبار آب منطقه اي آذربايجان شرقي

باستان شناسان كاوش هاي خود را در تپه "توپراوقلي" به محض تخصيص اعتبار از سوي آب منطقه اي آغاز مي كنند 

تهران-ميراث خبر
گروه استان ها: باستان شناسان تپه "توپراوقلي" در انتظار پاسخ مثبت مسئولان آب منطقه اي آذربايجان شرقي و تخصيص اعتبار براي ادامه کاوش هاي خود در اين محوطه باستاني هستند .
اين تپه تاريخي در منطقه هشترود در استان آذربايجان شرقي و در محل احداث سد " آي دوقموش " واقع شده که با آبگيري اين سد به زير آب مي رود .
" جواد قندگر" سرپرست هيات باستان شناسي در تپه باستاني " توپراوقلي" در اين باره به ميراث خبر گفت :" طرحي را براي کاوش هاي تکميلي در اين محوطه به سازمان آب منطقه اي آذربايجان شرقي داده ايم و جزئيات عمليات را براي تخصيص اعتبار در آن آورده ايم اما هنوز پاسخ روشني از سوي مسئولان اين سازمان دريافت نکرده ايم ."
وي با اشاره به اينکه شواهد نشان مي دهند در اين منطقه اسکله سازي صورت مي گرفته افزود : " در کاوش هاي ابتدايي خودچند سکو در اين تپه آشکار شد که در ضلع هاي شمالي ،جنوبي و شرقي عينا تکرار شده اند بنابراين در طرحي که براي کاوش تدوين کرده ايم پيشبيني کرده ايم که کل تپه را خاک برداري کنيم تا فرضيه اسکله سازي به طور مشخص احراز شود ."
"قندگر" بودجه مورد نياز براي کاوش هاي باستان شناسي در تپه باستاني "توپر اوقلي" را بين 300 تا 500 ميليون ريال ارزيابي کرد و افزود : " پيشبيني ها نشان مي دهند که حتي با پر شدن درياچه سد ، تپه به طور کامل به زير آب نمي رود و هيات کاوش حدود 2 سال براي کاوش فرصت دارد . "

چول تپه 5 هزار ساله، کاوش نشده غرق مي شود

در آبگيري سد سهند در آذربايجان شرقي تپه 5 هزار ساله "چول تپه" به زير آب مي رود.تاکنون در اين محوطه باستاني تنها يک گمانه باستان شناسي زده شده است.

تهران _ ميراث خبر
گروه استان ها: در آبگيري سد سهند در آذربايجان شرقي تپه 5 هزار ساله "چول تپه" به زير آب مي رود اين در حالي است که تاکنون در اين محوطه باستاني 3 هکتاري تنها يک گمانه باستان شناسي زده شده و همچنان اطلاعات بي شماري نهفته مانده است.
آذربايجان شرقي از جمله استان هايي است که بيش از ده ها پروژه عمراني آب رساني و سدسازي دارد. از سوي ديگر اين استان همواره يکي از مهترين استقرار گاه هاي بشر بوده به همين علت محوطه هاي باستاني بي شماري بخش هاي مختلفي از اين استان را در بر گرفته است. کاوش هاي باستان شناسي در اين استان نشان داده است که قدمت استقرار در آن به هزاره هاي ششم پيش از ميلاد بازمي گردد.
«محمد فيض خواه»، باستان شناس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان آذربايجان شرقي با اشاره به کاوش هاي باستان شناسي در چول تپه گفت: «چول تپه در حدود 3 هکتار وسعت دارد و پس از آن که مورد شناسايي قرار گرفت با بودجه اندکي که از سوي آب منطقه اي آذربايجان شرقي به کاوش در اين محوطه اختصاص داده شد، تنها موفق شديم يک گمانه باستان شناسي در آن بزنيم و از لايه هاي استقراري آن مطلع شويم.»
او گفت: «در اين گمانه باستان شناسي که به علت کمبود بودجه و وقت به خاک بکر نيز نرسيد مشخص شد، چول تپه بيش از 5 هزار سال قدمت دارد و احتمالا ادامه کاوش ها منجر به کشف لايه هاي دوره کالکلوتيک ( هزاره پنجم پيش از ميلاد ) نيز مي شود.»
به گفته او چنين محوطه باستاني در استان آذربايجان شرقي نادر است و با وجود اهميتي که دارد، در آبگيري سد سهند به زير آب مي رود.
در منطقه درياچه سد سهند 9 محوطه باستاني ديگر نيز وجود دارد كه با آبگيري اين سد چهار محوطه باستاني به طور كامل به زير آب خواهد رفت و راه دست رسي به مابقي محوطه ها نيز سخت مي شود.
فيض خواه در ادامه گفت: «در ميان درياچه سد سهند قلعه باستاني تيلو تپرسي نيز قرار گرفته است که در آبگيري سد سهند به مانند جزيره اي روي آب باقي مي ماند. سازمان آب منطقه اي حتي فرصت کاوش در اين قلعه سلجوقي را نيز نداد و در صورتي که اين قلعه در محاصره آب ها قرار گيرد به مرور زمان از يبن مي رود.»
چول تپه نيازمند چندين فصل کاوش بوده است تا اطلاعات موجود در آن توسط باستان شناسان استخراج شود اما اکنون زمان اندکي باقي مانده است تا اين تپه باستاني به زير آب ها برود. مشابه چنين محوطه باستاني در استان آذربايجان شرقي بسيار اندک است به همين علت چول تپه از اهميت زيادي برخوردار بوده است.
سد سهند از جمله پروژه هاي عمراني است كه به اعتقاد كارشناسان ميراث فرهنگي بدون استعلام از 8 سال پيش آغاز شد. به گفته فيض خواه مسئولان ساخت اين سد پس از انجام نزديك به 70 درصد كار، سال گذشته به ميراث فرهنگي استان پروژه خود را معرفي كردند كه طي آن كارشناسان ميراث فرهنگي با پژوهش در اطراف پشت سد محوطه هاي تاريخي مربوط به هزاره هاي پنجم پيش از ميلاد را كشف كردند.همچنين بررسي هاي انجام شده نشان داد كه در هنگام عمليات احداث سازه سد نيز پل بسيار مهم گُورچينلو و يك محوطه تاريخي تخريب شده اند.
به گفته فيض خواه پل گُورچينلو يكي از پل‌هاي دوره ايلخاني يا سلجوقي بوده است. اين پل به علت عدم شناسايي از سوي ميراث فرهنگي استان ثبت نشده بود به همين خاطر اطلاعات كامل از آن در دست نيست.
سد سهند در شهرستان هشترود در استان آذربايجان شرقي جاي گرفته است.اين شهرستان كه از مراكز حكومت آتروپاتن ها بوده در خود آثار مهمي از دوره هاي پيش از ميلاد،تاريخي و اسلامي را جاي داده است.

محوطه پيش از تاريخ سد خدآفرين در انتظار كاوش باستان شناسي

شناسايي يك محوطه پيش از تاريخ در پشت سدخدآفرين آذربايجان شرقي، كاوش هاي باستان شناسي در درياچه اين سد را پيش از آبگيري آن الزامي كرد.

تهران _ ميراث خبر
گروه استان ها: شناسايي يك محوطه پيش از تاريخ در پشت سدخدآفرين آذربايجان شرقي، كاوش هاي باستان شناسي در درياچه اين سد را پيش از آبگيري آن الزامي كرده است. اين در حالي است كه همچنان باستان شناسان در انتظار موافقت مسئولان سد هستند.
سدخدآفرين از جمله سدهاي استان آذربايجان شرقي است كه پس از استعلام سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان آذربايجان شرقي مورد شناسايي قرار گرفت. بررسي هاي اوليه در درياچه اين سد به كشف يك محوطه پيش از تاريخي منجر شد.
«
عيسي عيسي زاده»، باستان شناس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان آذربايجان شرقي با اشاره به تماس هاي گرفته شده با مسئولان سدخدآفرين گفت: «هم اكنون چندين نامه براي مسئولان سد ارسال شده است تا اعتبار كاوش هاي باستان شناسي در اين محوطه باستاني را در اختيار باستان شناسان قرار دهند اما به دليل مراحل اداري همچنان در انتظار پاسخ مسئولان سد و سازمان آب منطقه اي استان هستيم
او گفت: «سدخدآفرين در سال 86 آبگيري مي شود. تپه پيش از تاريخي كه در درياچه اين سد كشف شده است نياز به پژوهش هاي باستان شناسي دارد و ما اميدواريم بتوانيم هرچه سريعتر كاوش در اين محوطه را آغاز كنيم
عيسي زاده با اشاره به برنامه ريزي هاي انجام شده براي كاوش در اين تپه گفت: «بر اساس شواهد موجود اين تپه 6 متر ارتفاع و 150 متر طول دارد. به نظر مي رسد يك فصل كاوش سه ماهه بتواند اطلاعات تپه را نشان دهد اما اين موضوع نياز به كاوش دارد و احتمال دارد پس از كاوش هاي باستان شناسي اين تپه نياز به كاوش هاي بيشتر داشته باشد
سدخدآفرين از جمله سدهايي است كه در محدوده ميانه ساخته شده است. ميانه از جمله مهمترين شهرهاي باستاني كشور است كه هموراه آثار باستاني زيادي در آن پيدا شده است.
هم اكنون بيش از 10 سد در استان آذربايجان شرقي براي آبگيري آماده مي شوند كه تمامي اين سدها برخي از محوطه هاي باستاني را غرق مي كنند.


 

بافت تاريخي مراغه تخريب شد

تهران-ميراث خبر
گروه استان ها: باادامه ساخت و سازهاي ناهمگون در بافت تاريخي شهر مراغه، اين شهر به تدريج چهره تاريخي خود را از دست مي دهد.
طي ماه هاي گذشته به دنبال ساخت و سازهاي جديد، توسعه شهري و احداث يك خيابان 120 متري و احداث ساختمان تجاري، اداري و مسكوني به سبك امروزي در اطراف اين خيابان جديد در داخل بافت قديمي، شهر مراغه به تدريج چهره كهن و اصيل خود را از دست مي دهد.
«
ناصر زواري»، رئيس اداره ميراث فرهنگي و گردشگري شهرستان مراغه گفت: «طبق ضوابط تعيين شده از سوي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري كشور، هرگونه ساخت و ساز در داخل بافت هاي تاريخي ممنوع است
به گفته زواري طبق ضوابط موجود ،ساخت و سازهاي انجام شده در داخل بافت هاي تاريخي و قديمي از لحاظ ارتفاع، نما و مصالح بكار رفته بايد با بافت كلي شهر كاملا هماهنگ باشد
زواري با اشاره به ساخت و سازهايي كه اخيرا در درون بافت قديمي شهر و بامجوز شهرداري صورت گرفته گفت:«شهرداري قبل از شروع ساخت و سازها و در ابتداي شروع كار از سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استعلام مي كند. اما ضوابط ناديده گرفته شده و چهره واقعي شهر به تدريج در حال از بين رفتن است
اما باوجود نگراني سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري از تخريب بافت تاريخي ،«عزيز فرخي»، معاون فني شهرداري تخريب بافت را تكذيب كرد و گفت: «سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري مراغه در داخل بافت تاريخي شهر محدوده هايي را به عنوان حرايم 1، 2 و 3 مشخص كرده و شهرداري طبق آن ها عمل مي كند
او گفت: « شهرداري هنگام ارائه مجوز ساخت هرگونه ساختمان اداري، تجاري و يا مسكوني تمامي اين ضوابط و مصوبات را رعايت كرده و اگر ساخت و سازي خارج از اين چهار چوب صورت بگيرد از ارائه پروانه خود داري مي كند
طبق قانون در حريم درجه يك سازه ها و بناهاي تاريخي هرگونه ساخت و ساز اكيدا ممنوع است . در حريم درجه دو هر گونه ساخت و ساز با ارتفاع بيش از چهار و نيم متر ممنوع است و در حريم درجه سه نيز ساخت و ساز با ارتفاع بيش از هفت و نيم متر ممنوع اعلام شده است.
فرخي همچنين در مورد ساخت و ساز خيابان 120متري در داخل بافت تاريخي گفت:«اين بخش از شهر فاقد بافت تاريخي با ارزش بود و اين قسمت از شهر جزو بخش ميراثي(بخشي كه سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري به عنوان بخش مهم بافت قديمي تعيين كرده) اعلام نشده بود
مراغه در گذشته يك باغ شهر بوده كه مراتع و باغ‌هاي آن مورد توجه مغول‌ها قرار گرفته و در سال 628 هجري شمسي به تصرف سپاه مغول درآمد.
اين شهر در سال 656 به عنوان پايتخت هلاكوخان انتخاب شد. رصدخانه مراغه مهم ترين اثر اين شهر به همت خواجه نصيرالدين طوسي در همين زمان ايجاد شد.

قلعه دختر بناب تخريب شد

كشاورزان با توسعه اراضي كشاورزي در شهرستان بناب، بخشي از بناي قلعه دختر با چند هزار سال قدمت را تخريب كردند.

تهران_ ميراث خبر
گروه استان‌ها: كشاورزان با توسعه اراضي كشاورزي در شهرستان بناب، بخشي از بناي قلعه دختر با چند هزار سال قدمت را تخريب كردند.
قلعه دختر يا در گويش محلي قيزلا قلعه سي، از بناهاي مهم شهرستان بناب در استان آذربايجان شرقي محسوب مي شود.اين بنا كه امروز بخش هاي بسيار كمي از آن باقي مانده است، آثاري از هزاره اول قبل از ميلاد تا دوران اسلامي را در خود جاي داده است.
ناصر زواري، مدير اداره ميراث فرهنگي مراغه و بناب گفت:«چند روز پيش گروهي از كشاورزان با توسعه اراضي خود ضلع شمالي بناي ارزشمند قلعه دختر را تخريب كردند
او با اشاره به اين نکته که قلعه نياز مند رسيدگي هاي جدي است، گفت:«بناي تاريخي قلعه دختر در فهرست آثار ملي كشور به ثبت رسيده است و طبق قانون هرگونه ساخت و ساز و انجام اقدامات مختلف در اطراف آن تنها با اجازه سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري كشور امكان پذير است
با توجه به شواهد و متون تاريخي بناي قلعه دختر به شكل مخروطي بوده و كاربري نظامي و ارتباطي داشته است.
علاوه بر توسعه اراضي كشاورزي قلعه دختر از سوي عوامل ديگري نيز تخريب مي شود.
به گفته زواري عوامل جوي و حفاري هاي غير مجاز از ديگر عوامل مهم تخريب قلعه دختر هستند.
از بناي باستاني قلعه دختر در حال حاظر تنها يخش هايي از پي و پايه ديوارهاي سنگي باقي مانده است.
شهرستان بناب جزو مناطق باستاني استان آذربايجان شرقي محسوب مي شود و تاكنون 150 اثر تاريخي و محوطه باستاني در آن شناسايي شده است.

 

تخريب بزرگترين يخچال تاريخي شهر تبريز

شهرداري شهر تبريز با اجراي طرح احداث زير گذر در منطقه چاي كنار ، بخشي از يخچال قديمي صادقيه این شهر را تخريب كرد.

تهران_ ميراث خبر
گروه استان‌ها: شهرداري شهر تبريز با اجراي طرح احداث زير گذر در منطقه چاي كنار ، بخشي از يخچال قديمي صادقيه این شهر را تخريب كرد.
يخچال صادقيه جزو يخچال هاي مهم شهر تبريز است كه در بافت تاريخي شهر و در نزديكي بازار جاي گرفته است.اين يخچال كه مربوط به دوره قاجاريه مي شود 200 متر مربع وسعت دارد.
«
محد فيض خواه»، كارشناس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان آذربايجان شرقي گفت:«شهرداري تبريز و پيمان كار طرح احداث زير گذر در منطقه چاي كنار طي هفته هاي گذشته بيش از 50 در صد از يخچال صادقيه شهر را با وجود فاصله چند متري آن با پروژه زير گذرتخريب كردند
او گفت:«اين يخچال بزرگترين يخچال تاريخي شهر تبريز محسوب مي شود كه به دليل آن که در كنار بازار و بافت تاريخي واقع شده، از اهميت بسيار زيادي برخوردار است
يخچال هاي تاريخي بناهايي هستند كه در زمان گذشته با توجه نبود برق و يخچال در خانه ها از آن ها براي نگهداري و انبار كردن يخ و فروش آن در فصل گرم سال استفاده مي شده است.
به گفته فيض با توجه به آسيب هاي وارده به يخچال صادقيه هرچه سریع تر بايد جلوي ادامه تخريب ها در اين سازه گرفته شود و كارشناسان مرمت هاي اضطراري در اين بنا را آغاز كنند.
هفته گذشته نيز در جريان اقدامات عمراني در نزديكي ميدان نماز شهر تبريز كه جزيي ازبافت تاريخي شهر محسوب مي شود بخشي از ديوار يك آب انبار دوره قاجاريه تخريب شد.
به اعتقاد كارشناسان با توجه به اينكه در زير بخش تاريخي شهر تبريز، لايه ها و بقاياي معماري از دوره هاي مختلف وجود دارد، سازمان ها و ارگان هاي مختلف قبل از شروع هر گونه عمليات عمراني به خصوص خاك برداري، بايد طرح خود را براي بررسي هاي بيشتر به سازمان ميراث و گردشگري ارائه دهند.
طي چند سال گذشته به دليل اجراي عمليات عمراني و ساخت و ساز در محدوده تاريخي شهر تبريز بخشي ازلايه هاي تاريخي از دل خاك بيرون آمده و تخريب شده است.از مهم ترين اين اتفاقات مي توان به احداث مجتمع تجاري در محدوده محوطه مسجد كبود در سال 1377 اشاره كرد كه در جريان عمليات خاك برداري آن يك گورستاني متعلق به عصر آهن با بيش از سه هزار سال قدمت كشف شد.
شهر تاريخي تبريز يكي‌از مناطق مهم تاريخي كشور است كه در خود آثاري از هزاره هاي پيش از ميلاد تا دوران اسلامي را جاي داده است.


۳۰ درصد از بافت تاريخي مراغه تخريب شد

به دنبال ساخت و سازهاي اخير توسعه شهري 30 درصد از بافت تاريخي ارزشمند مراغه از بين رفته و 40 درصد ديگر آن در معرض تخريب قرار دارد

تهران _ 27خرداد 1384 _ میراث خبر
گروه استان‌ها: به دنبال ساخت و سازهاي
اخير توسعه شهري 30 درصد از بافت تاريخي ارزشمند مراغه از بين رفته و 40 درصد ديگر آن، در معرض تخريب قرار دارد.
پس از دعوت مسئولان شهر مراغه از شركت آتي‌ساز
براي ساخت و سازهاي شهري و احداث خياباني در كنار خيابان خواجه نصير، قسمتي از بافت قديم شهر مراغه و تعدادي از بناهاي تاريخي و ارزشمند اين شهر از بين رفت.
«
ناصر زاوري»، رييس اداره ميراث فرهنگي و
گردشگري شهرستان مراغه گفت: «شركت آتي‌ساز، با اجراي طرح احداث يك خيابان 120 متري در درون بافت تاريخي مراغه باعث تخريب كامل 3 كاروانسراي قديمي، 3 خانه قديمي و بازار مسجد سفيد شد. اين خيابان همچنين قسمتي از بافت تاريخي شهر را تحت‌الشعاع خود قرار داد
اين خيابان به فاصله 90 متري از خيابان
خواجه نصير ساخته شده است. خيابان خواجه نصير در دوره رضاخان با طرح صليب‌كشي ساخته شد كه بافت قديمي و تاريخي مراغه را به دو قسمت كرد.
زواري گفت: «خيابان 120 متري يا جام جم، 60
متر بلوار و 30 متر بدنه‌سازي دارد. دو مسجد قديمي به نام‌هاي مسجد سفيد و ريحان كه هر دو ثبت ملي شده‌اند در موقعيت بدنه‌سازي خيابان قرار گرفته ‌اند و ما با توجه به اين كه اين دو مسجد داراي ثبت ملي هستند تاكنون مانع تخريب آنها شده‌ايم
اكنون اطراف مسجد سفيد را به منظور ايجاد
پاركينگ، كاملا خاكبرداري كرده‌اند و هر لحظه امكان فروريختن و تخريب كامل آن مي‌رود. اين مسجد زيبا مربوط به دوره صفوي است و در زمان شاه طهماسب ساخته شده كه داراي كتيبه‌اي از جنس سنگ مرمر است.
زواره‌اي با اشاره به تنش‌هاي ايجاد شده
بين شهرداري و ائمه و اداره ميراث فرهنگي و گردشگري اين شهر در رابطه با ارايه مجوز از طرف شهرداري به شركت آتي‌ساز و تخريب بافت و آثار تاريخي مراغه گفت: «طبق كميسيون ماده 5، اگر اجراي يك طرح يا پروژه خارج از ضوابط طرح تفصيلي يا جامع شهر باشد و به هسته اوليه شهر آسيب وارد كند بايد از اجراي آن ممانعت به عمل آورد
با توجه به مغايرت طرح شركت آتي‌ساز با
طرح تفصيلي و جامع شهر اين شركت با عدم رعايت ضوابط قانوني همچنان به كار خود مشغول است و زواره‌اي شهرداري را مقصر مي‌داند.
ساكنان شهر مراغه از اوايل انقلاب به اين
سو محله‌هاي قديمي را تخليه كرده و رفته رفته در شهرك ولي‌عصر سكني گزيدند.
اكنون با توجه به ساخت و سازهاي بي‌رويه
كه در داخل بافت شهر انجام مي‌شود، اين شهر به تدريج چهره و بافت قديمي خود را از دست مي‌دهد. توسعه شهري داراي يك شتاب افزاينده است و مرتفع‌سازي، حريم و منظر اين بافت قديمي را از بين مي‌برد.
«
ناصر زواره‌اي» مدير اداره ميراث فرهنگي
و گردشگري شهرستان مراغه اميدوار است با انتخاب يك مشاور بتوانند اين بافت را بررسي كرده و با همكاري شهرداري و شوراي شهر، مردم و مالكان را دعوت به مرمت بافت قديمي شهر كنند.
مراغه در گذشته يك باغ شهر بوده كه مراتع و
باغ‌هاي آن مورد توجه مغول‌ها قرار گرفته و در سال 628 ه.ش. به تصرف سپاه مغول درآمد.
در سال 656 به عنوان پايتخت هلاكوخان انتخاب
شد. رصدخانه مراغه به همت خواجه نصيرالدين طوسي در همين زمان ايجاد شد.

عمليات خاكبرداري براي گاز رساني ايران به ارمنستان منجر به تخريب بخش هايي از شهر باستاني "اژدها داشي" در استان آذربايجان شرقي شد

عمليات خاكبرداري براي گاز رساني ايران به ارمنستان منجر به تخريب بخش هايي از شهر باستاني "اژدها داشي" در استان آذربايجان شرقي شد. كارشناسان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري پيش از اين ، نسبت به ممنوعيت اين اقدام شركت گاز هشدار داده بودند.قدمت "اژدها داشي" به هزاره اول پيش از ميلاد مي رسد.

آذربايجان شرقي (خبرگزاري ميراث فرهنگي) ميراث استانها: شهر باستاني "اژدها داشي" كه شهري به جاي مانده از هزاره  پيش از ميلاد است ، قرباني عمليات گاز رساني ايران به ارمنستان شد.

  "اژدها داشي" در 40 كيلومتري شرق روستاي اندرجان و از روستاهاي غربي شهرستان ورزقان است.

  «محمد فيض خواه»، باستان شناس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري آذربايجان شرقي با اعلام اين خبر افزود: «قرار است براي گاز رساني ايران به ارمنستان در آذربايجان شرقي ايستگاهي احداث شود اما از آنجا كه مسير پيشنهادي شركت گاز در منطقه اي تاريخي واقع شده، سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري با بررسي منطقه، عبور لوله هاي گاز از آن مسير را مجاز ندانست.»

 به گفته فيض خواه به رغم اعلام سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري مبني بر ممنوعيت عبور لوله گاز از اين منطقه به منظور جلوگيري از تخريب شهر باستاني، شركت گاز اقدام به خاك برداري كرد.

اين باستان شناس افزود: «شركت گاز در تاريخ 25 تير 85 بدون توجه به اين ابلاغ، خاكبرداري را به طول 80 متر، عرض 7 متر و ارتفاع 4 متر انجام داد که اين اقدام سبب تخريب بخشي از شهر سه هزار "اژدها داشي" ساله شد.»

وي افزود: «اين خاك برداري در حالي صورت گرفت كه ما مسير مناسبي را به شركت گاز پيشنهاد كرديم .مسيري که گذر لوله ها از آن كمترين خسارت را به ارزش هاي تاريخي اين منطقه وارد مي كرد.»

  مسير مشخص شده از سوي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان، در 2 كيلومتري شرق عرصه  شهر باستاني "اژدها داشي"  واقع شده بود و گذر از آن آثار، مناظر و محيط زيست را از تخريب دور مي ساخت.

به گفته فيض خواه، اين شهر باستاني تاكنون كاوش نشده و بررسي هاي باستان شناسي مي تواند نكات ارزشمندي از تاريخ را براي محققان آشكار سازد.

  وي در همين حال تاكيد كرد: به رغم وجود قوانين و بخش نامه هاي دولتي، بيشترين تخريب ها در استان آذربايجان شرقي و از سوي ارگان هاي دولتي صورت مي گيرد.

فيض خواه درباره آثار تاريخي سطحي باقي مانده از اين شهر باستاني به ميراث خبر گفت: «هر چند به دليل فعاليت هاي كشاورزي آثار تاريخي سطحي زيادي از بين رفته اند اما هنوز آثاري چون ديوار هاي قسمت هاي داخلي قلعه، قبور تاريخي در اطراف محوطه و نيز سفال هاي سطحي در اين شهر باستاني باقي مانده است.»

وي گفت: «با توجه به اين آثار مشخص است كه اين شهر مربوط به هزاره پيش از ميلاد تا عصر آهن سه است.»

وي اين شهر باستاني كه 30 هكتار وسعت دارد، متشكل از سه بخش عنوان كرد كه قلعه يا همان شاه نشين از مهم ترين بخش هاي شهر به شمار مي رود.  همچنين قبرستاني هم در اين منطقه به جاي مانده كه در محوطه اطراف قلعه واقع شده و نيز در شيب اطراف، محل استقراري شهر قرار داشته است. محل استقراري اصطلاحاً «اَل شهري» ناميده مي شود.

اين باستان شناس از ديگر اقدامات غير اصولي انجام شده در راه احداث ايستگاه گازرساني ايران ارمنستان را تخريب يك قبرستان باستاني عنوان كرد كه در ماه هاي اخير از سوي اين شركت انجام گرفته است.

فيض خواه گفت: «براي رسيدگي به دلايل تخريب اين قبرستان تاريخي از شركت گاز سئوال شد اما آنها موضوع را كتمان كردند. در حال حاضر با توجه به مستندات موجود، موضوع از طريق بخش حقوقي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري در دست پيگيري است.»

توضيحات وزيرنماينده‌سوال كننده‌را قانع نكرد
اعلمي:چرااستاندارآذربايجان شرقي جهت حفاظت‌ آثارتاريخي اقدام‌نمي‌كند؟
وزيركشور:دولت درحفاظت‌ازميراث‌فرهنگي جدي است

خبرگزاري دانشجويان ايران – تهرانسرويس: مجلس

در جلسه‌ي علني امروز مجلس، سوال اكبر اعلمي نماينده‌ي تبريز از وزير كشور در دستور كار قرار گرفت و بررسي شد واعلمي پس از پايان توضيحات وزيراعلام كرد كه قانع نشده است.

به گزارش خبرنگار پارلماني خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)،اعلمي در سوال خود از وزير كشور اظهار داشت: آذربايجان شرقي از آثار تاريخي و جاذبه‌هاي گردشگري فراوان برخوردار است كه متاسفانه به دلايل مختلف از جمله بي‌توجهي مسوولان كشور واستان مغفول و از ديد علاقه‌مندان به آثار تاريخي و فرهنگي پنهان مانده است. ارگ عليشاه نيز يكي از آثار تاريخي است كه توسط افراد غير مسوول مورد بي‌مهري قرار گرفته،اما با وجود تخريب و انهدام بخش قابل توجهي از اين بناي عظيم خشتي و تجاوزي كه به حريم قانوني آن صورت گرفته است، هنوز اين بناءجزء جاذبه‌هاي مهم گردشگري محسوب مي‌شود.

وي ادامه داد: متاسفانه اين بناي تاريخي كه مظهر ايستادگي مردم تبريز تلقي مي‌شود به نحو بسيار زشت و نامطلوبي اسير حصاركشي‌هاي دست‌اندركاران مصلي و دخالت‌هاي غير مسوولانه آنان شده است و مانع از بازديد عمومي مي‌شود.

اين نماينده مجلس شوراي اسلامي همچنين از وزير كشور تقاضا كرد كه پاسخ دهد با توجه به وجود آثار تاريخي و جاذبه‌هاي گردشگري فراوان در آذربايجان شرقي و غربي از جمله ارك، چرا تاكنون شوراي عالي ميراث فرهنگي و گردشگري در اين استان‌ها ايجاد نشده است و چرا جاذبه‌هاي استان آذربايجان شرقي با استفاده از ساز و كارهاي قانوني پيش‌بيني شده در قانون تشكيل سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري به نحو مقتضي به مشتاقان اين آثار در داخل و خارج معرفي نمي‌شود.

اعلمي پرسيد كه چرا استاندار آذربايجان شرقي به عنوان نماينده‌ي سياسي در استان جهت حفاظت از آثار تاريخي و جذب گردشگر اقدام لازم را به عمل نمي‌آورد؟ و چرا استاندار آذربايجان شرقي مانع از تداوم اقدامات خودسرانه و غير مسوولانه دست‌اندركاران مصلي تبريز در خصوص ارك عليشاه و تدارك مقدمات لازم براي بازديد عمومي نمي‌شوند و چرا اين اثر عظيم بايد در حصار نرده‌هايي كه دست‌اندركاران مصلي به دور ارك عليشاه كشيده‌اند، باقي بماند؟.

وي در تشريح سوالاتش از وزير كشور، ادامه داد: در قوانين موضوعه، حفظ ميراث فرهنگي از جايگاه ويژه و در خوري برخوردار است تا جايي كه در ماده‌ي 114 برنامه‌ي چهارم توسعه دولت موظف شده به منظور اهتمام ملي در شناسايي حفاظت، پژوهش، مرمت، احيا، بهره‌برداري و معرفي ميراث فرهنگي كشور و ارتقاي توان گردشگري اقداماتي انجام دهد.

نماينده‌ي تبريز تصريح كرد: در ماده‌ي 135 قانون برنامه‌ي چهارم تاكيد شده كه نقش و وظايف دولت در حوزه‌هاي امورحاكميتي،امور تصدي‌هاي اجتماعي و فرهنگي و خدماتي، امور زيربنايي و امور تصدي‌هاي اقتصادي به شرح زير است كه از جمله آن حفظ محيط زيست و حفاظت از منابع طبيعي و فرهنگي است.

وي خاطر نشان كرد: يك فصل از قانون مجازات اسلامي به حفظ ميراث فرهنگي اختصاص يافته است و براي كساني كه نسبت به تخريب و انهدام آثار فرهنگي اقدام مي‌كنند، مجازات‌هاي سنگيني در نظر گرفته شده است.

اعلمي در ادامه با يادآوري اينكه ارك تبريز به عنوان يكي از بزرگ‌ترين بناهاي خشتي آذربايجان و حتي دنيا شناخته شده است و احداث آن از سال 716 آغاز شده، تاكيد كرد: ارك عليشاه و محوطه باستاني آن به اعتبار جايگاهي كه داشته و جزيي از تاريخ آذربايجان و ايران محسوب مي‌شود، در 15 دي ماه 1310 هجري شمسي در فهرست آثار ملي ايران ثبت و براي آن نقشه حريم استحفاظي در نظر گرفته شده است. به گونه‌اي ساخت هر گونه بنا در اين حريم غير قانوني است. اما آن اثر مهم به واقعيت تلخي كه در حال حاضر وجود دارد، تبديل شده است.

اين عضو كميسيون امنيت ملي، ادامه داد: در جوامع مختلف براي حفظ يك كوزه‌ي گلي كه جزء آثار تاريخي است، ميليون‌ها دلار هزينه مي‌شود اما در كشور ما، به ازاي اين اثر تاريخي متاسفانه گاهي اوقات مرتكب اقداماتي مي‌شويم كه خلاف قانون و خواسته‌هاي مردم است.

اعلمي همچنين متذكر شد: متاسفانه در كنار اين اثر تاريخي و در حريم آن برخلاف ضوابط قانوني ، قانون مجازات اسلامي و ديگر قوانين مصلايي احداث شده و بر خلاف وعده كه قرار بود اين بنا در دو طبقه احداث شود به سه طبقه تجاوز پيدا كرده است، بنحويكه ارك عليشاه قابل رويت نيست.

به گزارش ايسنا، پورمحمدي نيز در پاسخ به سوال اعلمي با بيان اينكه اين سوال ارتباطي به من ندارد،اما پاسخ مي‌دهم، گفت: نكته‌اي كه آقاي اعلمي اشاره كرد صحيح است. به هر حال ميراث تاريخي و تمدني شاخصه‌ي اعتبار و وزن جامعه و كشور است و حفاظت از آن وظيفه‌ي همگان مخصوصا وظيفه‌ي مجريان امور است و همه مكلفيم به آن عمل كنيم.

وي ادامه داد: به همين دليل دولت نهم سعي جدي و گسترده‌اي براي مساله‌ي حفاظت از ميراث فرهنگي و گردشگري به عمل آورده است.

وزير كشور درباره‌ي اينكه چرا شوراي عالي ميراث فرهنگي گردشگري تشكيل نمي‌شود؟، اظهار داشت: موفق‌ترين دوره‌هاي تاريخ مديريت كشور را در اين رابطه سپري كرده‌ايم و ما به دليل اهميت موضوع در تمام سفرهاي استاني دولت در بخش ويژه‌اي به موضوع ميراث فرهنگي پرداخته‌ايم و در طول يكسال و 4 ماه كار دولت نهم، 220 مصوبه حفاظت از ميراث فرهنگي و توسعه‌ي گردشگري داشته‌ايم و 201 منطقه‌ي نمونه گردشگري را تعيين كرده‌ايم و در حال تكميل كامل گردشگري هستيم.

پورمحمدي در ادامه با بيان اينكه در استان آذربايجان شرقي در 8 ماهه سال 85، به مقياس 8 ماهه سال 84، حفاري‌هاي غير مجاز به 45 مورد كاهش يافته است، اظهار داشت: ايجاد گشت‌هاي بسيار در سطح شهرستان‌ها فعال شده‌اند، براي حفاظت از مجموعه‌هاي تاريخي و در خصوص معرفي اين مناطق و تشكيل جشنواره‌هاي مختلف، آذربايجان شرقي جزء موفق‌ترين استان‌ها در طول سال‌هاي گذشته بوده است.

وي همچنين به تشكيل انجمن اسلامي دفاتر خدمات مسافرت و جهانگردي در اسفند ماه 84 اشاره و عنوان كرد: اساسنامه تشكيل انجمن‌هاي ميراث فرهنگي به تمام فرمانداري‌ها ابلاغ شد.

وزير كشور ادامه داد: اولين جشنواره‌ي روستايي توريستي تاريخي در خصوص كندوان در سطح ملي، امسال برگزار شد و اولين سمينار تخصصي ملي در خصوص توسعه‌ي گردشگري با حضور مسوولان و بخش خصوصي در آذربايجان شرقي در سال گذشته برگزار شد.

وي افزود: 19 درصد پروژه‌هاي ميراث فرهنگي اجرايي شده و 100 درصد پروژه‌هاي گردشگري از طريق مناقصه به پيمانكار داده شده است و مبالغ تخصيص يافته به آن در سال‌هاي گذشته 2 ميليارد و 800 ميليون تومان بوده و امسال 7 ميليارد و 200 ميليون تومان شده است، مراكز دائمي اطلاع‌رساني گردشگري در فرودگاه تبريز، در 4 نقطه تبريز و 4 نقطه ورودي تبريز، ايجاد شده است.

پورمحمدي همچنين سال گذشته را پر افتخارترين سال براي حفاظت از ميراث فرهنگي و توسعه‌ي گردشگري استان آذربايجان شرقي معرفي كرد و در خصوص ارك عليشاه، گفت: 2 بار پرونده ارك عليشاه به دادگاه رفته منع تعقيب خورده ولي مجددا سازمان ميراث فرهنگي شكايت كرده كه الان در شعبه‌ي دادگاه حقوقي تبريز در دست بررسي است و هر چه حكم كند، اجرا مي‌كنيم.

وزير كشور با تاكيد بر اينكه تمام تلاش‌ها به موضوع حفاظت از آثار باستاني و تاريخي و گردشگري كه ظرفيت ارزشمند كشور است معطوف خواهد شد، گفت: تاكنون سرمايه‌گذاري مناسبي انجام نداده‌ايم و دولت جديد با تمام انگيزه و ظرفيت در اين جهت تلاش مي‌كند.

وي ادامه داد: براي تسهيلات گردشگران در كل كشور 50 هزار تخت هتلي و اقامتي در دست ساخت داريم و تسهيلات براي ساخت 90 هزار تخت ديگر آماده كرده‌ايم و ظرف 4 سال تخت‌هاي هتلي دو برابر يعني 300 هزار تخت مي‌رسد و اين گامي است براي توسعه‌ي گردشگري.

وزير كشور تصريح كرد: فكر مي‌كنم در موضوع حفاظت از آثار باستاني و تاريخي و توسعه‌ي گردشگري، دولت بزرگ‌ترين گام را در طول تاريخ مديريتي كشور با مصوبات خود برداشته است كه همت بزرگ اجرايي مي‌خواهد كه دستورالعمل آن را داريم و در دستور كار اجرايي مديران منطقه‌اي قرار داده‌ايم.

اكبر اعلمي در بخش دوم سوال خود، گفت: شما فريب اين گزارشات را نخوريد، چون خلاف واقع است. حال زار آثار آذربايجان شرقي گوياست اين ارقام صحت ندارد.

پس از پايان توضيحات وزير كشور، اكبر اعلمي توضيحات را قانع كننده ندانست لذا سوال براي بررسي بيشتر به كميسيون ارجاع شد.

محمدرضا باهنر نيز كه اداره‌ي جلسه را برعهده داشت خطاب به وزير، گفت: ما نيز از توضيحات شما استفاده كرديم و موقعيت خوبي بود كه حضرتعالي گزارش مناسبي از عملكرد دولت و وزارت كشور ارايه دهيد و باز به كميسيون براي توضيحات بيشتر تشريف مي‌بريد.

انتهاي پيام

اعلمی 6 وزیر کابینه را به مجلس فراخواند

به گزارش خبرنگار پارلمانی "مهر"، در سئوال اکبر اعلمی  از وزیر کشور چنین آمده است :

چرا نسبت به آثار تاریخی و جاذبه های فرهنگی آذربایجان شرقی و خصوصا اثر بی بدیل ارگ علیشاه بی مهری شده و این اثر به مشتاقان داخل و خارج از کشور معرفی نمی شود؟

آذربایجان شرقی از آثار تاریخی و جاذبه های گردشگری فراوانی برخوردار است که متاسفانه به دلایل مختلف از جمله بی توجهی برخی مسئولان کشوری و استانی همچنان مغفول و از دید علاقمندان به میراث فرهنگی پنهان مانده است. ارگ علیشاه یکی از آثار تاریخی بی بدیلی است که توسط افراد غیر مسئول مورد بی مهری قرار گرفته و صرفنظر از تخریب و انهدام بخشهای قابل توجهی از این بنای عظیم خشتی و تجاوزی که به حریم قانونی آن صورت گرفته، هنوز جزء جاذبه های مهم گردشگری محسوب می شود.

متاسفانه این بنای تاریخی که مظهر ایستادگی مردم تبریز تلقی می شود به نحو بسیار زشت و نامطلوبی گرفتار حصار کشی های دست اندرکاران مصلای تبریز و دخالت های غیر مسئولانه آنان شده و مانع از بازدید عمومی آن می شود.

با توجه به مراتب فوق پاسخ دهید:

1- با توجه به وجود آثار تاریخی و جاذبه های گردشگری فراوان در آذربایجان شرقی و غربی، چرا تاکنون شورای میراث فرهنگی و گردشگری موضوع تبصره ماده 4 قانون تشکیل سازمان میراث فرهنگی و گردشگری مصوب 23/10/82 در این استانها ایجاد نشده است؟

2- چرا جاذبه های موصوف در استانهای آذربایجان شرقی و غربی با استفاده از سازوکارهای قانونی پیش بینی شده  با استفاده از سازوکارهای قانونی پیش بینی شده در قانون تشکیل سازمان میراث فرهنگی و گردشگری به نحو مقتضی به مشتاقان این گونه آثار در داخل و خارج از کشور معرفی نمی شود؟

3- چرا استاندار آذربایجان شرقی به عنوان نماینده سیاسی دولت و هماهنگ کننده امور در استان جهت حفاظ از آثار تاریخی و جذب گردشگر اقدام لازم را به عمل نمی آورد؟

4- چرا استاندار آذربایجان شرقی مانع از تداوم اقدامات خودسرانه و غیر مسئولانه دست اندرکاران مصلای تبریز در رابطه با ارگ علیشاه و تدارک مقدمات لازم برای بازدید عمومی نمی شود و اساسا چرا این اثر عظیم باید در اسارت نرده هایی که دست اندرکاران مصلا به دور آن کشیده اند باقی بماند؟

اعلمی همچنین در سئوال مشترکی از پنج وزیر عضو شورای عالی میراث فرهنگی و جهانگردی (وزیران اقتصاد، آموزش و پرورش، مسکن،علوم و فرهنگ و ارشاد اسلامی) خواستار توضیح درباره قصور در حفظ و نگهداری آثار تاریخی استانهای غربی  و به ویژه ارگ علیشاه شده است.

متن سئوال اعلمی از 5 وزیر عضو شورای عالی میراث فرهنگی و گردشگری به این شرح است : 

استانهای آذربایجان شرقی و غربی و استانهای اردبیل و زنجان از میراث فرهنگی، تاریخی و جاذبه های گردشگری فراوانی برخوردارند که در صورت اتخاذ تدابیر لازم جهت جذب گردشگران شاهد رشد و شکوفایی فرهنگی و اقتصادی استانهای یاد شده خواهیم بود.

یکی از این آثار، ارگ علیشاه واقع در تبریز است که جزء منحصر به فردترین و رفیع ترین بناهای خشتی جهان است که ساخت آن در سال 724 هجری شمسی به پایان رسیده است.  این بنا نماد ایستادگی تبریز محسوب می شود که حتی در برابر شدیدترین زلزله ای که تبریز را با خاک یکسان است. همچنان پابرجا باقی مانده است.

این اثر بی بدیل به واسطه اقدامات غیر مسئولانه برخی دست اندرکاران مصلای تبریز و ضعف مدیریت استانداران و مسئولان ذیربط دچار صدمات غیر قابل جبرانی شده و اکنون در پشت انبوهی از آهن و سیمان و سازه های مصلای تبریز از دیدها پنهان مانده و هرگونه بازدید عمومی از بنای موصوف به شدت مشکل شده است.

بنا به مراتب فوق و با توجه به عضویت جنابعالی(5 وزیر) در شورای عالی میراث فرهنگی و گردشگری پاسخ فرمایید:

1- دلیل قصور میراث فرهنگی در حفظ و نگهداری آثار تاریخی استانهای یاد شده و به ویژه ارگ علیشاه چیست؟ برای نگهداری و ترمیم ارگ چه تمهیداتی اتخاذ شده است؟

2- در برابر اقدامات غیر مسئولانه و خودسرانه دست اندرکاران مصلا مبنی بر ساخت و ساز در حریم قانونی ارگ و کشیدن حصار به صورت غیر قانونی پیرامون ارگ و جلوگیری از بازدید عمومی چه اقدامی صورت گرفته است؟

3- برای هماهنگی در چگونگی امکان بهره گیری از میراث های طبیعی کشور از جمله آثار فرهنگی و تاریخی آذربایجان شرقی، غربی، اردبیل و زنجان و بویژه ارگ علیشاه به اجرای تعهدات مطروحه در کنوانسیون میراث فرهنگی و گردشگری و سازمان محیط زیست چه تدابیری اتخاذ شده است؟

4- از جهت فراهم کردن زمینه سرمایه گذاری بخشهای دولتی، خصوصی و تعاونی در امور مربوط به میراث فرهنگی در استانهای آذربایجان شرقی، غربی، اردبیل و زنجان چه اقداماتی به عمل آمده است و نیز برای تحقق اهداف بخش میراث فرهنگی استانهای مذکور چه تدابیی اندیشیده اید؟

5- برای اجرای طرح های جامع توسعه میراث فرهنگی و گردشگری و ایجاد تاسیسات مورد نیاز در استانهای یاد شده از جمله احداث مراکز اقامتی، پذیرایی و خدمات حمل و نقل چه تسهیلاتی برای متقاضیان در نظر گرفته شده است؟

6- به منظور فراهم کردن زمینه توسعه پایدار میراث فرهنگی و گردشگری در استانهای یاد شده چه تدابیری اتخاذ و چه تسهیلاتی منظور شده است؟

7- کدام برنامه های تبلیغی ملی و بین المللی برای معرفی میراث فرهنگی آذربایجان، اردبیل و زنجان و جاذبه های جهانگردی استان های مذکور از طریق رسانه های ارتباط جمعی به مرحله اجرا درآمده است؟

بنا بر این گزارش؛ اعلمی در دوره ششم مجلس نیز وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی را برای توضیح در مورد تخریب ارگ به مجلس فراخواند که مهاجرانی قول داد مراتب را پیگیری کند و  مسئولان مصلا نیز قول دادند که ارتفاع ساختمان مصلا که در حریم ارگ بنا شده از یک طبقه بیشتر تجاوز نکند، به همین سبب میراث فرهنگی استان آذربایجان شرقی اقدام به ترمیم ارگ نمود که پس از مدتی عملیات بازسازی و ترمیم متوقف شد. 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 17:22  توسط دومـانلــي تبــــــريز dumanlytabriz  | 

تفسیر مقاله نوشته شده توسط مزدک بامدادان

در خصوص عباس لسانی

حقوق شهروندی عباس لسانی

مزدک بامدادان        mazdakbamdadan@arcor.de   چهارشنبه ١٨ بهمن ١٣٨٥

  (باي بک - یکی از نخستین مواردی که هر خواننده را به خود جلب میکندپ اصرار نویسنده-مزدک بامدادان در استقاده از کلمات مثلا اصیل فارسی در مقالات خود میباشد. يعني ايشان به اهميت اصيل ماندن و استفاده همه جانبه از زبان توجه خاصي دارند. حقي که بايد ديد آيا براي ديگر مليتها روا خواهند داشت يا نه؟)

دستگیری و زندانی شدن عباس لسانی تلاشگر آذربایجانی و در پی آن دست شستن او از خورد و خوراک برای پرخاش به بیدادی که بر سرش رفته بود و دنباله رویدادهای پیرامون این رخدادها بهانه‌ای شد برای نوشتن دوباره و چندین باره، درباره حقوق شهروندی.

پیش از هر چیز باید بگویم که برخورد رسانه‌های سراسری با دستگیری لسانی اگر چه چون و چراهایی را بجای گذاشت و نشان داد که رویکرد نیروهای پیشرو ما به حقوق شهروندی و اندریافتمان از این واژه هنوز جای رُستن و فرازآمدن دارد، ولی آوردن گزارشهای زندانی شدن لسانی و بویژه گرسنگی خودخواسته او در نزدیک به همه  سامانه‌های پارسی زبان نشان از رویکرد درست آنان به حقوق شهروندی دارد.

(باي بک - اولين ايراد وارد شده به اين مقاله٫ آقاي بامدادان بايد توجه داشته باشند که هيچکدام از به اصطلاح سامانه هاي پارسي زبان اخبار مربوط به عباس لساني را منعکس نکردند تا اينکه فهميدند اين جريان پنهان ماندني نيست. حتي عده اي از اين سامانه هاي پارسي زبان بعد از اتمام اعتصاب ۱ ماهه عباس لساني٫ خبر دستگيري وي را به طور خلاصه درج کردند. پس در اينکه رسانه هاي سراسري٫ يا بهتر است بگوئيم فارسي زبان به هيچ عنوان حاضر و مايل به نشر اخبار مربوط به مليتهاي هويت طلب نيستند و نخواهند بود)

 همسنجی دو رویداد جداگانه، یکی دستگیری عباس لسانی در اردبیل بسال ١٣٨٥ و دیگری سرکوب جنبش دانشجویان در تبریز در نوزدهم و بیستم تیرماه ١٣٧٨ و کنار هم گذاشتن بازتاب این دو رخداد در رسانه‌های سراسری پارسی زبان نشان از آن دارد که ما، همه ما، براهی درافتاده ایم که اگرچه سخت و دشوار است، ولی سویه‌ای درست دارد و ما را به آماجمان خواهد رساند.

(باي بک - باز هم بايد خاطر نشان شود که اين دو اتفاق به هيچ وجه در رسانه هاي سراسري پارسي زبان انعکاس نيافتند٫ بلکه تنها به تکرار چند جمله نامفهوم بسنده کردند. اما در جهت تاختن به اين دو واقعه٫ قلمها باز نايستادند و رسانه هاي سراسري پارسي زبان براي چاپ پلاکاردها با شعار "ايران شمالي" دست و پا شکستند)

از یاد نباید برد که لسانی تنها "یک" تن است و دانشجویان دانشگاه تبریز "سدها" تن بودند، لسانی  تنها بدنبال دست یافتن به حقوق بخشی از مردم ایران (ایرانیان ترکزبان) است  و آن دانشجویان خواهان حقوق پایه‌ای برای همه مردم ایران بودند، لسانی را شاید این یا آن نیروی اپوزیسیون جدائی خواه بداند و تلاشهای فرهنگیش را برنتابد و آن دانشجویان و خواسته‌هایشان چشم و چراغ همه نیروهای اپوزیسیون بودند. با این همه دستگیری لسانی و رخدادهای پیرامون آن بازتابی گسترده و درخور یافت، بازتابی که شوربختانه از دانشجویان آزادیخواه دانشگاه تبریز دریغ شد.

 (باي بک - تنها در اين پاراگراف کوتاه ميتوان با موارد مهم و اساسي که طبق روال روشنفکران فارس و عمدا اشتباه تفسير ميشوند برخورد نمود. عباس لساني يک تن نيست٫ او آذربايجان است. دانشجويان نيز سدها (صدها) تن نبودند که ميليونها بودند٫ البته ملت آذربايجان يکصدا بود و دانشجويان نيز تنها نبودند. فيلمها و عکسهاي منتشر شده در رسانه هاي غير سراسري غير پارسي زبان را نميتوان انکار کرد. عباس لساني براي احقاق حقوق ايرانيان ترک زبان مبارزه آغاز نکرده است!! او براي احقاق حقوق ملت تورک آذربايجان برخاسته است. دانشجويان نيز وابسته به هيچ اپوزيسيوني نبوده اند، براي اينکه قيام خرداد ماه آذربايجان نه تنها ارتباطي با اپوزيسيون نداشت بلکه بالعکس در اختلاف کامل با تمامي بازيگران اپوزيسيون با تفکر فارس برتري بود. در اين مورد نيز نويسنده محترم به بيراهه رفته اند. در هيچ کدام از اين وقايع رسانه هاي سراسري پارسي زبان همت و غيرت نشان نداده و بيشتر به فکر سانسور و پنهان کاري بوندن تا انتشار اخبار. فيلمها و عکسهاي موجود ميتواند پاسخي به انديشه فارس برتري ارائه دهد.)

همیشه هنگامی که دیده ام کسانی در باره رخدادی جان سخن را بر زبان و خامه آورده‌اند، دیگر جایی برای نوشتن ندیده‌ام. در باره لسانی نیز چنین بود.

(باي بک - آقاي بامدادان٫ به خوانندگان خود القا نکنيد که در خصوص لساني همه رسانه هاي سراسري پارسي زبان سنگ تمام گذاشته بودند!!! عباس لساني يکماه تمام بدون آب و غذا در سلول يخزده خود با داشتن تنها يک پتوي سربازي و بدون دسترسي به وکيل و دکتر براي بدست آوردن حقوق انساني و ملي خود اعتصاب کرده بود. در طول اين مدت رسانه اي به غير از رسانه هاي آذربايجان و تعداد اندک و انگشت شماري مربوط به ديگر مليتها خبري منعکس نميکرد. شما اين موقعيت را مقايسه کنيد با اعتصاب نمايشي اکبر گنجي که در رسانه هاي سراسري تبديل به سريال روزانه شده بود. خبرهاي ثانيه اي و عکسها و فيلمها و معاينه ها و گزارشات و ووووو در مورد اکبر گنجي را با بايکوت خبري در مورد عباس لساني در يک کفه گذاشتن بدور از اخلاق انساني است)

تا اینکه سایت "بازتاب" بلندگوی محسن رضائی سخنی از سر ریشخند در باره لسانی نوشت (١). بازتاب نوشت:

«عباس لساني، قصاب كم‌سوادي كه حضوري آشكار در هدايت آشوب‌هاي خرداد ماه اردبيل داشته و به رغم آسيب زدن به چندين فقره از بانك‌ها و ساختمان‌هاي دولتي و اموال مردم، تنها به هجده ماه حبس محكوم شده، اكنون تهديد به اعتصاب غذا كرده است، به اميد آن كه كم‌كم مشهور شده و به جاي يك بزن بهادر حرفه‌اي، به عنوان يك زنداني سياسي خود را مطرح كند.»

(بای بک - بازتاب و محسن رضايي نيازي به شناسانده شدن ندارند. در اين يک مورد حق با شماست.)

من لسانی را نمی‌شناسم و هر آنچه که از او می‌دانم، همانی است که در هزارتوی اینترنت یافته ام. پس می‌توان بجای لسانی هر نام دیگری را نیز گذاشت و به نام او، نام سدها دستگیر شده راهپیمائیهای خرداد ماه امسال و سدها تلاشگر بی‌نام و نشان دیگر را هم افزود و از لسانیها سخن گفت. در همانجا خواندم که پای لسانی پیش از این نیز به زندان باز شده بود، آن بار لسانی را برای چاپ گاهنامه بزبان ترکی آذربایجانی و پخش نگاره‌های بابک خرمدین و رفتن به دژ بابک در زادروز او و همچنین برای سرودن و نگاشتن چامه‌ها و جستارهائی بزبان ترکی آذربایجانی دستگیر کرده بودند. پس آنچه که بازتاب نوشته است هم خنده دار و هم خشم برانگیز است؛ خنده دار از آن سو که می‌توان سردار دکتر رضائی را پرسید این اردبیل چگونه شهر شگفتی است که در آن یک "قصاب کم سواد" می‌سُراید و می‌نگارد و گاهنامه چاپ می‌کند و چهره‌های تاریخی کشورش را می‌شناسد و زادروزشان را بزرگ می‌دارد و .... و اگر از "قصاب کم سواد"ی این برمی آید چه چاره خواهید کرد، آن روز که فرهیختگان و فرزانگان این شهر به میدان آیند؟! 

(باي بک - اعتراف ميکنيد که تنها در هزارتوي اينترنت و نه رسانه هاي سراسري پارسي زبان!! به اطلاعاتي نه چندان کامل دست يافته ايد و نيز اعتراف ميکنيد که روزي فرهيختگان (اگر لساني را همچنان يک قصاب فرض بکنيد٫ همچنانکه بازتاب نمود) حقوق ملي خود را طلب خواهند نمود. شما ملتي را پيش رو داريد که قصابش داناتر و انسانتر از فرزانگان جبار رژيم حاکم و سيستم شوونيستي است.)

و خشم برانگیز از آنرو که این سخنان را مشتی فرومایهِ نوکیسه بر زبان می‌آورند، که خود بی‌هیچ شایستگی و توانمندی ویژه‌ای بر جایگاههای فراز نشسته اند و سرنوشت کشوری کهنسال و با فرهنگ را در دستان پلید خود گرفته اند. اگر جوانانِ این روزگار گذشتهِ رضائی و رضائیها را نمی‌دانند، ما نوجوانانِ دیروز، آنروزها را بیاد داریم و می‌دانیم که چگونه یک بارفروش میدان تره بار تهران با چسباندن خود به نوآمدگان به روزی به جایگاهی دست یافت که سالها پس از آن می‌توانست به چرخش قلمی بیش از سد و بیست میلیارد تومان از دارائیهای این مردم را به جیب برادرش بزند (محسن رفیقدوست و برادرش این پول هنگفت را برداشت کردند و بجای آنان فاضل خداداد اعدام شد). نورسیدگانی که امروز زندانی دست و پا بسته خود را "شعبان بی‌مخ" می‌نامند گویا از یاد برده اند که بزرگترین سرسپرده امامشان در پانزدهم خرداد چهل و دو، "بی مخ" دیگری بود، همتای شعبان بی‌مخ، بنام طیب حاج رضائی. اگر نسل امروز نداند، ما می‌دانیم که نوآمدگان کارها را بدست شاگردان، نوچگان و گاه فرزندان کسانی مانند سلیم تُرکه ، ناصر جیگرکی ، اکبر گِلگیری، رمضون یخی و مانند آنها - همه از چاقوکشان و بزه کاران میدان تره بار و چاله میدان - سپردند و رضائی تنها در سایه خوشرقصیهایش در سرکوب مردم و کشتن آزادی تازه بدست آمده است که به جایگاه امروزینش رسیده است.

(باي بک - شما با استفاده از اسم لساني ميتوانيد دق دل خودتان را بر سر محسن رضايي و دارو دسته اش خالي کنيد. ولي يادتان باشد که محسن رضايي همان کسي است که تز خاورميانه پارسي زبان را ارائه کرده و در مجالس پارسي گويان اسم و رسمي در کرده است٫ آنهم با اسم دکتر رضايي!!!)

 پیش‌تر نوشتم که من عباس لسانی را نمی‌شناسم. تنها این را می‌دانم که او نیز از کارورزان جنبشی است در آذربایجان، که خود را "جنبش هویت طلبی" می‌خواند. باز هم با نگاه به نوشته‌های اینترنتی می‌دانم که خواسته‌های او، فهرستی است از خواسته‌هایی بیشتر فرهنگی، که خود این تلاشگران آنها را "حقوق قومی" (یا ملی) می‌نامند. من در بسیاری از نوشته‌هایم بر این سخن پای فشرده ام که آزادیخواهی گیتی گرا ناگزیر و دیر یا زود باید جایگاه خود را در برابر دو پُرسمان بزرگ کشورمان روشن کند؛ حقوق زنان و حقوق خلقها. پس چنین است که من نیز بر آنم:

(بای بک - شناخته نشدن عباس لساني توسط شما چيز عجيبي نيست. عجيب اين است که باز ادعا ميکنيد رسانه هاي سراسري پارسي زبان در انتشار اخبار مربوطه از هم سبقت ميگرفته اند!!. و موردي که ميدانم بسيار برايتان زجر آور است نوشتن کلمه ملي بعد از کلمه حقوق است. حقوق قومي که نوشته بوديد به حد کافي برايتان دردناک بود٫ ولي اينبار مجبوريد از کلمه ملي هر چند داخل پارانتز استفاده کنيد. بلي آقاي بامدادان٫ شما با ملت طرفيد نه با يک قوم آريايي!!!)

* آموزش زبان مادری و آموزش و پرورش به زبان مادری از حقوق بنیادین تک تک شهروندان است.

* دولت باید همه زمینه‌های آموزش زبان مادری را فراهم کند و آنها را چنان گسترش دهد تا هر شهروند ایرانی  بجایی برسد که بتواند به زبان مادری خویش دست به آفرینش فرهنگی بزند.

* هر شهروندی باید از رسانه‌های گروهی، از روزنامه و رادیو و تلویزیون گرفته تا سینما و تأتر و ... برخوردار باشد.

* و در پایان همانگونه که چند سال پیش در جستاری بنام " فاشیسم دینی، نژادپرستی کور و کابوس فروپاشی ایران " آورده بودم، در برابر یادگیری زبان پارسی از سوی همه شهروندان ایران، پارسی زبانان نیز باید یکی از زبانهای ایران را در دبستان و دبیرستان بیاموزند و هیچ ایرانی "تک زبانه"‌ای در ایران نباشد. * ....

 (باي بک - جناب بامدادان٫ ذکر يک نقطه خالي از لطف نيست. شما هنوز در خواب نژادبرتر هستيد. شما اگر خود را برتر از ديگران نميبينيد٫ چکونه به آنها قوم خطاب ميکنيد؟ اگر آنها قومند!! پس سخن گفتن از زبان مادري بيهوده مينمايد. چه٫ اگر مشکل قوميت باشد٫ زبان يکي خواهد بود و تنها لهجه ها متفاوت!! ولي اينجا سخن از ملتها و زبانهاي متفاوت ميرود. زبانهايي که به هيچوجه به هم شباهت و نزديکي ندارند. در ادامه شما باز هم آموزش به زبان پارسي را اجباري ميکنيد!! به نوشته خود دوباره نظري داشته باشيد. نوشته ايد: در برابر يادگيري زبان پارسي از سوي همه شهرواندان ايراني ... يعني هيچ احدي حتي اگر از مليتي جداگانه باشد بايستي زبان پارسي را فرا گيرد!! و بعد دم از انساندوستي و نژاد پرستي کور ميزنيد!! پر بيراهه نخواهد بود اگر بگويم بيشتر از ۸۰ درصد مليتهاي محصور در چهارچوب ايران دو زبانه شده اند٫ حتي برخي از زبان مادري خود بريده و حتي نسبت به آن تفرت پيدا کرده اند٫ تنها به خاطر سياستي که شما در نوشته هاي خود رنگ انساندوستي به آن ميزنيد.)

لسانی و لسانیها دست کم در باره سه خواسته نخست با من همصدا خواهند بود. با این همه من هیچگاه با آنان در پشت یک خاکریز سنگر نخواهم گرفت. راه ما آنجا از هم جدا می‌شود که من ریشه این نابرابری را همچون نابرابری جنسی و دینی و بخش کردن مردم به خودی و ناخودی در "ولایت مطلقه فقیه" می‌بینم، و آنان در آنچه که آنرا "شوینیسم فارس" می‌نامند. پس من تیر خود را بسویی نشانه می‌روم و آنان به سویی دیگر. با این همه کسانی که در پی رسیدن به خواسته‌های فرهنگی – یا آن گونه که خود می‌گویند "قومی/ملی - هستند، از آنجائی که خواسته‌هایشان بخشی از حقوق آمده در منشور حقوق بشر سازمان ملل و بخش جدائی ناپذیر حقوق شهروندی است، همپیمان جنبش آزادیخواهی گیتیگرا بشمار می‌آیند (آن بخش بسیار کوچک ولی پرهیاهو، که در شیپور نژادپرستی می‌دمد و تا بلندگوئی بدست می‌آورد، همچون راهپیمائیهای خردادماه، بیش از نیمی از مردم ایران از کرد و فارس و ارمنی را بجنگ می‌خواند، گرایشی فاشیستی و نژادپرستانه است که خود را در پشت خواسته‌های بجا و پذیرفتنی آن بخش بسیار بزرگتر پنهان کرده است. هنر در این است که در جدا کردن هواداران راستین حقوق شهروندی و جدائی خواهانِ نژادپرست مو را از ماست بکشیم و فرومایگیِ یکی را بپای دیگری ننویسیم). کو تاه سخن، پشتیبانی از حقوق شهروندی یک زندانی، بویژه هنگامی که او دست به هیچ کاری که بتوان آن را بِِزِه بشمار آورد نزده باشد، بر گردن همه آزادیخواهان است و هنر این آزادیخواهی بی‌مزر و بی‌چون چرا درست بر سر چنین بزنگاههائی است که آشکار می‌شود.

(باي بک - باز هم ناخواسته حقايقي را اعتراف کرده ايد. شما هيچوقت با لسانيها هم سنگر نخواهيد شد٫ چرا که در جبهه مقابل سنگر گرفته ايد. ولايت فقيه امروزي نيز ثمره فارس برتري رژيم پهلوي است. يعني شما ميخواهيد خر را رها کرده و پالان را بزنيد!!. اعتراف ميکنيد که چون قانون بين الملل در مقابلتان است٫ با دادن حقوق اندکي به ديگران موافقت خواهيد کرد آنهم به صورت مشروط!! و نيز اعتراف به قيام خرداد ميکنيد و مينويسيد: همچون راهپیمائیهای خردادماه، بیش از نیمی از مردم ایران از کرد و فارس و ارمنی را بجنگ می‌خواند،... و دوباره اعتراف ميکنيد که بيش از نيمي از مردم ايران شما را کردها٫ فارسها و ارمنيها تشکيل ميدهند!! در اين کشور ملتي به نام عرب٫ بلوچ و ... زندگي نميکنند. و نيز اعتراف ميکنيد که ملت تورک به تنهايي کمي کمتر از مردم ايران شما را تشکيل ميدهند و قدرت مبارزه و مقابله با سه قوم ايراني!! ديگر را دارد. اين نشاندهنده اعتراف شما به در اکثريت بودن ملت تورک است.)

 لسانی – باز هم تا جایی که من با نگاه به اینترنت می‌دانم – نه سخنی گفته و نه کاری کرده است که بتوان آنرا بزه بشمار آورد. بَست نشینی در مسجد سرچشمه اردبیل در پرخاش به دیدار نمایندگان بازرگانی کشور ارمنستان، چاپ گاهنامه و سروده و نوشته به زبانترکی آذری، درخواست آموزش زبان مادری، رفتن به دژ بابک همه و همه کارهائی بر پایه حقوق شناخته شده شهروندی‌اند و باز تا آنجا که می‌دانم، لسانی در شورش خردادماه از راهپیمایان خواسته است که به ساختمانها آسیب نرسانند و در اندازه توانش آنانرا به آرامش فراخوانده است. پس می‌بینیم که پای لسانی و لسانیها در یک کشور مردمسالار و گیتی‌گرا هرگز به دادگاه نیز نمی‌رسید، چه برسد به آنکه زندانی شوند و برای بازپسگیری حقوق شهروندیشان ناچار شوند دهان از خوردن فروبندند.

(باي بک - اطلاعات اينترنتي شما چندان هم ناقابل نيست. ولي توضيح نداده ايد که چرا عباس لساني و اردبيليها در مسجد سرچشمه تحصن کرده بودند. سانسور بسيار جالبي به نمايش گذاشته ايد. ارمنيها قاتلان آذربايجانيها و تورکها پس از اشغال قاراباغ و برخورداري از کمکهاي بيدريغ همپيمانان پارس زبانشان!! مساجد سرزمينهاي اشغالي را تبديل به طويله کرده و در آنها خوک پرورش ميدادند. مسلمانان آذربايجان نتوانستند به اين بي احترامي ديني بي توجه بمانند و شروع به اعتراضات مدني کردند٫ ولي دولت پارس زبان ايران شما با نمايندگان ارمني قرارداهاي يکجانبه و رايگان امضا ميکردند. کار به جايي رسيده که ايران شما خط لوله (که گاز رايگان به ارمنستان منتقل ميکند) سهم ارمنستان را نيز خود ميسازد و آنرا بيمه نيز ميکند. قيام خردادماه يک انقلاب ملي بود. شما به آن شورش نام داده ايد!! و در مقابل از گيتي و دادخواهي دم ميزنيد.)

می‌توان گفت و نوشت که آموزش زبان مادری یا آنگونه که "هویت‌طلبان" می‌گویند "آزادی زبان مادری" اگرچه درست، ولی در برابر درخواست برابری زن و مرد، شیعه و سنی، مسلمان و نامسلمان و دیندار و بیدین، خواسته‌ای بس کوچک است. می‌توان گفت و نوشت که لسانی و لسانیها در شناخت کسانی که این حق را از آنان دریغ می‌دارند و این نابرابری را بر آنان روا می‌دارند به بیراهه رفته‌اند، می‌توان گفت و نوشت که چنین تلاشهائی نیروی جنبش آزادیخواهی را به هرز می‌برند و به پاره پاره شدن جنبشی انجامند، ولی بر سر اینکه لسانیها نابرابری را دیده و برای نابودی‌اش (به شیوه خود) بپا خاسته‌اند، جای بگومگوئی نیست، پس هیچ شهروندی در این سرزمین سزاوار این نیست که برای خواسته‌های بجا و درستش به زندان افکنده شود. و نیز همانگونه که بارها نوشته‌ام، لسانی و لسانی‌ها حتا اگر جدائی‌خواه نیز باشند (که به گمان من نیستند و اگر هم باشند، جدائی خواهی را بخودی خود نمی‌توان گناه بشمار آورد)، باز هم شهروندان این آب و خاکند و پشتیبانی از حقوق شهروندی آنان بر گردن هر آن کسی است که خود را به حقوق بشر و حقوق شهروندی پایبند می‌داند.

 (باي بک - برابري انسانها در يک کشور مستقل دست يافتني است ولي آذربايجان هنوز تحت اشغال است. زبان مادري اگر در مقابل حقوق انسانها ناچيز است (خيلي بيمفهوم نوشته ايد) پس چرا از تعصب خود نسبت به زبان پارسي نميکاهيد؟؟؟؟ نويسنده گرامي٫ لساني و لسانيها به بيراهه نرفته اند٫ به اقتضاي شرايط سياستها تغيير ميکند. آنها ميدانند که در پس تاج پهلوي و عمامه اسلامي٫ دستهاي کثيف شوونيسم فارس پنهان است. تشکيلاتهاي سراسري نيز در قافله تاج و عمامه هستند و مقلدان کور.)

جمهوری اسلامی نزدیک به سه دهه تلاش فراگیری را بکار زده است تا ملتی یکپارچه را تکه تکه کند. نادیده گرفتن ستمی که بر لسانیها می‌رود، تنها از آنرو که خواسته‌هایشان با خواسته‌های ما یکی نیست و یا در شناخت دشمن به بیراهه رفته اند، گام زدن در راهی است که جمهوری اسلامی ما را به پیمودن آن فراخوانده است. پس نشان دهیم که در اندریافت درونمایه "حقوق شهروندی" راه درست را پیموده ایم و با رساندن فریاد همه آن کسانی که از آذرآبادگان تا سیستان و از ترکمن صحرا تا خوزستان و کردستان به هر بهانه ای، بیگناه و بی‌پناه، به بیداد شیخ دچار شده اند، به جهانیان، از هر خواسته بجایی که برخاسته از حقوق بشر باشد، پشتیبانی کنیم.

(باي بک - در آخرين پاراگراف به معناي واقعي خودکشي حرفه اي کرده ايد. شما از کدام ملت يکپارچه سخن ميگوئيد که رژيم ولايت فقيه آنرا متلاشي کند؟؟؟ اين ملتي که شما آنرا يکپارچه و يکزبان ميناميد قبل از رژيم شوونيست و دست نشانده پهلوي "ممالک محروصه قاجار" نامداشت. ممالک يعني مملکتها و مملکتها يعني کشورها. کشورها نيز ملت و زبان خود را دارا بوده اند. اين رژيم پهلوي بود که سياست ملت سازي در چهارچوب ايران را با برتر دانستن زبان فارسي آغاز کرد. حداقل کمي تارخ را مطالعه کنيد و از روياي امپراطوريهاي ۲۵۰۰ ساله خود بيرون بياييد. زندگي در دنياي واقعي سخت و طاقت فرسات. آنهايي که در رويا هستن يا توان مبارزه ندارند٫ چون چيزي در بساط ندارند و يا دنيا را نفهميده اند که بدانند در خوابند يا بيداري.)

خداوند دروغ، دشمن و خشکسالی را از ایران زمین بدور دارد

(باي بک – شما از دین مینالید و خدا را به یاری میطلبید!! اما آذربايجان بدون واسطه توان حفاظت از زبان٫ مليت و استقلال خود را باز خواهد يافت)

  بهمن هشتادوپنج  مزدک بامدادان mazdakbamdadan@arcor.de

------------------

1. http://www.baztab.ir/news/59306.php

متن مقاله در سايت ايران امروز:

http://www.iran-emrooz.net/index.php?/politic/more/11957/

مسعود انتظار (تبريزلي باي بک)    ۱۳/۰۲/۲۰۰۷   گلاسگو 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 17:20  توسط دومـانلــي تبــــــريز dumanlytabriz  | 

آموزش لغات تورکی با الفبای لاتین

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 20:43  توسط دومـانلــي تبــــــريز dumanlytabriz  | 

آذربايجان  قهرمان ميللتی

      29 بهمن 1356 گونئی آذربایجان باش کندی (پایتختی)تبریزین پهلوی شاهلیق سیستیمینه عصیان  گونودور.بوگون آذربایجانین قهرمان مللتی پهلوی حکومتینه ائله بیر یومورق وردوکی او حکومت بیر ایل چئکمده ن یعنی 22 بهمن 1357 ده یخیلیب و تمامیله محو اولدی.

 

تاسفلر اولسون کی آذربایجانین بو اینقلابیدا فارس شوونیسمی طرفیندن اوغورلاندی. یعنی آذربایجانین اینقلابچی گوجوند قورخان فارس شوونیسمی رنگینی دئیشرک اینقلابی دوروما اویقون شعارلار وئریب و حاکمیتی الینده ساخلادی . اصلینده رژیم فورم اولاراق شاهلیقدان جمهوریته دئیشسه ده ماهییتجه گئچمیش شاهلیق سیستمینین شووونیست سیاستینین  دوامچیسیدیر.میللتیمیزی آلداتماق  اوچون آنا یاسا (قانون اساسی ) دا مللی  حاقلاردان سوز ائدیلسه ده ساده جه کاغاز اوزرینده قالیب و فارس دیلینی ائله جه ده فارس اوستونلویونو یا  فارس هژومونلوقونو  28 ایل تبریز اینقلابیندان کئچسه ده بیزه تحمیل ائدیللر.

ایندیده فارس شوونیسمی آذربایجاننین 1 خرداد اینقلابیندان آلدیغی ضربنی و اوزونون  تهلوکه(خطر) ده اولدوغونو  گوردوگو اوچون مللی  اینقلابیمیزی یولوندان جایدیرماق اوچون فدرالیسم شعارینی اورتایا آتاراق قورتولوشوموزو انگله مک ایستئیر.

 

فارس شوونیسمی  حیله و توزاقلا مشروطه اینقلابیمیزی، آزادیستان حکومتیمیزی، مللی حکوکتیمیزی ، 29 بهمنیمیزی و خالق مسلمان حرکاتیمیزی قاندا بوغدی. بونلارین دوامیندا اوتانمادان آذربایجان میللتینی پیسپیسادا ائلدی و بو تحقیره اعتراض ائدنلری  گولله یه قوشوب  شهید ائدیب  فعالاریمیزی زیندانا سالیب  شکنجه ادیر و ایده جک دیر ده. ایران آدی داشیان حکومت ایستر اسلامی،ایستر دمکراتیک ،ایستر فدرالسیم یا هر  نه آد داشییرسا داشیسین ماهییتجه عینی  اولاجاق و یئنه ده دیلمیزی یاساقلایب ،سرمایمزی آپاریب اصفهانی و کرمانی آبادلیاجاق.یئنه ده معدنلریمیزی چاپیب آچاراجاقدیر.یئنه ده مدرسه لریمیزی باغلیب بیزه فارس دیلینی  تحمیل ائده جکدیر.

 

ای آذربایجانین قهرمان میللتی :

بیر داهادا فارس شوونیسمسنین توزاقینا دوشمه مه لییک . بیر داها ایران آدیلا وریلن ایچی بوش ائشیکی خوش سوزلره آلدانمامالییق.بیر خرداد مللی اینقلابیمزین دوامیندا 29 بهمن ده ایکینجی آغیر ضربه نی فارس شوونیسمینین چوروموش هیکلینه یندیریب و فارس اشغالچیلیقینا سون قویاق.

رد اولسون اشغالچی

رد اولسون فارس شوونیسمی

یاشاسین مستقل آذربایجان

گله جک بیزیمدیر

 گونئی آذربایجان استیقلال پارتیسی  19 بهمن 1385

 www.gaip.org        www.gaip.biz     www.sazer.org      gaip@gaip.org

 

                    ملت قهرمان آذربایجان

 29 بهمن 1356روزعصیان تبریزپایتخت آذربایجان جنوبی  بر  علیه رژیم شاهنشاهی پهلوی است .  ملت قهرمان آدربایجان در این روز بر رژیم پهلوی چنان مشتی زد که رژیم  از این مشت در مدت کمتر از یک سال به کلی سرنگون  و نابود شد.

 

متاسفانه این انقلاب آذربایجان نیز مثل گذشته توسط  شوونیسم فارس به یغما رفت . یعنی شوونیسم فارس که از قدرت انقلابی آذربایجان  به وحشت افتاده بود  با جلد عوض کردن و انتخاب شعارهای مناسب با شرایط انقلابی سکاندار انقلاب شده و حاکمیت خود را حفظ کرد. با اینکه رژیم از لحاظ فورم ظاهری از سیستم شاهی به جمهوری اسلامی تغیر کرد ولی ماهیتا ادامه دهنده سیاستهای  شوونیستی رژیم پهلوی می باشد.هر چند جهت فریب ملت آذربایجان موادی در اساسنامه جمهوری اسلامی وضع شد اما این مواد فقط در روی کاغذ مانده و هرگز عملی نشد و نخواهد شد.باز هم زبان فارسی  بر ماتحمیل شد.باز هم هژمونی فارس 28 سال دیگر  بر ملل غیر فارس تحمیل شده و می شود.

 

بعد از ضربه مهلکی که در اول خرداد 1385 ملت غیور آذربایجان بر حکومت شوونیسم فارس زد و از این ضربه شونیسم فارس خطر از دست دادن حکومت را حس کرده بامطرح کردن شعارهای  فریبنده ای چون فدرالیسم تلاش میکند تاانقلاب رهای بخش ملی آذربایجان را از مسیر استقلال منحرف و مانع رهای آذربایجان شود.

 

شوونیسم فارس با ریا و نیرنگ انقلاب مشروطه،انقلاب آزادیستان، حکومت ملی آذربایجان، انقلاب 1357 و حرکت ملی خلق مسلمان را در خون خفه کرده است. در ادامه این سیاست با بی شرمی تمام مارا سوسک  نامید و معترضین به این اهانت را گلوله باران و دهها نفر شهید کرده و هزاران نفر در زندانهای شوونیسم فارس شکنجه می کند و خواهد کرد. هر حکومتی بنام ایران خواه جمهوری اسلامی ،خواه جمهوری دمکراتیک،خواه فدرالیسم و یا هر نام دیگر که داشته باشد ماهیتا همین خواهد بود که هست.باز هم زبان ما قدغن خواهد شد. باز هم  ما از تحصیل به زبان مادری محروم خواهیم شد.باز هم زبان فارسی بر ما تحمیل خواهد شد. بازهم معادن ما غارت خواهد شد و سرمایه ما سرازیر فارسستان خواهد شد وآزربایجان ما هر روز ویرانتر خواهد شد.

 

ای ملت قهرمان آذربایجان

نباید بار دیگر به دام شوونیسم فارس دچار شویم. نباید فریب شعارهای خوش خط و خال ولی در اصل تو خالی شوونیسم فارس را بخوریم.در ادامه انقلاب ملی  خرداد 1385  آذربایجان که  شوونیسم فارس را به لرزه انداخته  ضزبه دوم را در روز 29 بهمن بر پیکر پوسیده شوونیسم فارس وارد و خط پابان به اشغالگری آن بکشیم.

ننگ بر اشغالگران

ننگ بر شوونیسم فارس

برقرار باد آذربایجان مستقل

گله جک بیزیمدیر.

حزب استقلال آذربایجان جنوبی                     19 بهمن 1385

www.gaip.org        www.gaip.biz     www.sazer.org      gaip@gaip.org

   

گزارشی از اورمیه در رابطه روز جهانی زبان مادری

 

اورمو نیوز 85/11/20: در حالی که تنها 12 روز به روز جهانی زبان مادری باقی مانده، فعالیت های گسترده ای از سوی فعالین حرکت ملی در شهر اورمیه آغاز گردیده است. آنگونه که در محافل مربوط به فعالین حرکت ملی گفته می شود امسال مراسم روز جهانی زبان مادری در 2 اسفند از سالهای دیگر متفاوت تر خواهد بود. این گفته فعالین حرکت ملی در حال و هوای خود شهر نیز پدیدار است در اکثر محلات شهر اورمیه فراخوان های تجمع روز چهارشنبه دو اسفند در بین منازل پخش شده است. به گفته دانشجویان و دانش آموزان دانشگاه و دبیرستان های اورمیه این فراخوان ها دردست اکثر دانش آموزان دیده می شود. در بازار اورمیه فراخوان های متفاوتی برای شرکت بازاریان پخش گردیده در چند روز گذشته در پیام های کوتاه تلفن همراه مردم اورمیه می توان این پیام را خواهند که: همه باهم در تجمع بزرگ دوم اسفند روز جهانی زبان مادری شرکت کنیم. در رابطه با این مراسم سی دی های تبلیغی نیز تنظیم و پخش گردیده که در آن قطعات زیبایی از شعرها و سرود های ملی آذربایجان، شعر زبیای سو دئیب منه اولده آنام ... ، سخنان عباس لسانی و حجت السلام عظیمی قدیم و ... دیده می شود. این سی دی که تصاویر آن منقوش به پرچم ملی و تاریخی آذربایجان است با استقبال اکثر خانواده ها روبرو شده است.

گمان می رود در قبال این تبلیغات گسترده فعالین حرکت ملی، که در شهر اورمیه تقریبا فرا گیر شده نیرو های امنیتی و انتظامی نیز اقداماتی را تدارک دیده اند ولی تاکنون و برخلاف گذشته هیچ خبری از برنامه های این نیروها افشا نگردیده است اما به نظر می رسد ، در بین خود نیروهای امنیتی  نیز در برخورد با تجمعات روز جهانی زبان مادری اختلافاتی وجود دارد.   

 

تشدید فعالیت هویت طلبان معاون سياسي امنيتي استاندار اردبيل را نگران کرده است

خبرگزاري دانشجويان ايران - اردبيل
سرويس: اردبيل

معاون سياسي امنيتي استاندار اردبيل گفت: كاركنان،‌ مديران و معلمان آموزش و پرورش بايد تلاش كنند دستاوردهاي انقلاب اسلامي را به دانش‌آموزان انتقال دهند.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) فيروز احمدي با بيان اين مطلب در هشتمين مجمع مشورتي سازمان آموزش و پرورش استان به توطئه‌هاي دشمنان براي ايجاد خدشه در همبستگي مردم ايران با دامن زدن به مسائل قومي و مذهبي اشاره كرد و از معلمان خواست در مقابل اين توطئه‌ها هوشيار باشند.

پارلمان اروپا در قطعنامه خود روی تبعیض بر علیه ملل غیر فارس تاکید می کند

پارلمان اروپا در قطعنامه خود به عدم اجرای اصل پانزدهم قانون اساسی در مورد تدریس زبانهای قومی در ایران اشاره کرده و علاوه بر بر شمردن مواردی همچون توهین آشکار به ترک زبانان ایران از طریق روزنامه ای دولتی و تبعیض علیه افراد به دلیل خاستگاه قومی و مذهبی شان، بویژه در مورد کردها، از گزارش میلون کوثری، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور اسکان یاد کرده که بنابرآن برخی از اعراب خوزستان به زور از روستاهای محل سکونت خود در این استان رانده شده اند.

ديده بان حقوق بشر که مرکز آن در نيويورک است اخیرا"گزارش سالانه خود را از وضعيت حقوق بشر در جهان منتشر کرده که در آن از وخيم تر شدن اوضاع حقوق بشر در ايران سخن گفته شده است.

در رابطه با ملل غیر فارس در ایران در بخشی از گزارش ديده بان حقوق بشر چنین آمده است:
ملت های غیر فارس و اقلیت های مذهبی در ایران گرفتار تبعیض و نا برابری هستند و حتی در برخی شرایط، مورد اذیت و آزار قرار می گیرند. در ماه مه، ترک زبانان در شمال غرب ایران در استان های آذربایجانی شرقی، غربی و اردبیل بر علیه محدودیت های دولتی در زمینه زبان و فرهنگ ترکی و فعالیت های سیاسی تظاهرات کردند. دستگاه امنیتی با استفاده از قوه قهریه اعتراضات عمومی را در هم شکست که تمام منطقه را در بر گرفته بود. در برخی اعتراضات، تظاهرکنندگان به ادارات دولتی حمله کردند. چهار نفر در درگیری های رخ داده در شهر نقده در تاریخ ۲۵ ماه مه سال ۲۰۰۶ جان باختند.

محکومیت ایران بوسیله شورای عالی اتحادیه اروپا در خصوص اعدامهای اخير در  اهواز

 

 شورای عالی اتحادیه اروپا ، در يک اقدام کم سابقه علیرغم منافع وسیع اقتصادی اش ،  روز جمعه دوم فوریه 2007 ، با صدور اعلامیه مشترکی در بروکسل، اعدام 4 عرب اهوازی را محکوم و  بر علیه اعدام 3 تن دیگر، به جمهوری اسلامی  هشدار داد.
این اعلامیه از جانب ریاست دوره ای شورای عالی اتحادیه اروپا که اکنون ریاست آنرا آلمان بعهده دارد به نیابت از طرف کشورهای عضو صادر شده است.
این اعلامیه علاوه بر   کشورهای عضو اتحادیه اروپا (27 کشور) ، از جانب کشورهای کاندیدای عضویت از جمله کشورهای  ترکیه، کراوسی ،  مقدونی، آلبانی، بوسنی هرزوگوین، مونتنگرو، صربستان، ایسلند، لیجنشتاین، نروژ، اوکراین ، مولدویلا و همچنین کشورهای شورای اقتصادی اروپا  ، پشتیبانی و به آن راًی داده اند.

 

استاندار آذربايجان غربي: آمريكا مسبب اختلافات قومي منطقه است

بوكان، مهاباد خبرگزاري جمهوري اسلامي ۸۵/۱۱/۱۹
داخلي.سياسي.همايش.روحانيون.اهل سنت.

استاندار آذربايجان غربي تاكيد كرد: آمريكا مسبب اختلافات قومي در عراق و منطقه است.

رحيم قرباني عصر چهارشنبه در جمع روحانيون و خانواده معظم شهداي بوكان گفت: آمريكا براي توجيه حضور نامشروع خود در خاورميانه به اختلافات ميان مذاهب و اقوام دامن مي‌زند، تا از اين طريق بر سرنوشت و ذخاير مسلمانان مسلط شود.

کشورهای منطقه: احتمال جنگ آمریکا و رژیم تهران زیاد است

تلویزیون سی ان ان همچنین در برنامه ای كه به بررسی دخالتهای جمهوری اسلامی در عراق اختصاص داشت، با سه تن از مقامات و كارشناسان امنیتی و اطلاعاتی آمریكا گفتگو كرد. در این میز گرد جان مک لاگلین رئیس پیشین سازمان اطلاعات مركزی آمریكا، رابرت بِیر افسر سابق این سازمان و نویسنده مجله تایم و همچنین مایكل گوردون، سردبیر ارشد بخش نظامی روزنامه نیویورک تایمز شركت داشتند.

در ابتدای برنامه، مک لاگلین رئیس پیشین سازمان اطلاعات مركزی آمریكا گفت اگر جرج بوش تصمیم به خروج فوری نیروهای آمریكایی از عراق بگیرد، اوضاع در این كشور بحرانی تر و بدتر خواهد شد. زیرا نیروهای عراقی به هیچ وجه آمادگی به عهده گرفتن مسئولیت امنیتی را در عراق ندارند. باید توجه كرد رژیمهای تهران و دمشق آشوب و ناآرامی را در عراق دامن می زنند.

رابرت بیر، نویسنده مجله تایم آمریكا و افسر سابق اطلاعات مركزی این كشور نیز گفت آنچه مرا نگران كرده، رژیم تهران است که در امور داخلی عراق دخالت میكند. این رژیم تلاش میكند با سنی ها درگیر شود. من به تازگی از كشورهای منطقه بازگشته ام. دولت های منطقه كه من با آنها گفتگو كردم، احتمال وقوع یک جنگ میان آمریكا و رژیم تهران در عراق را بین 60 تا 70 درصد ارزیابی میكنند. این نشان دهنده ترس و نگرانی آنهاست.

مایكل گوردون سردبیر ارشد بخش نظامی نیویورک تایمز گفت بنا به گزارش سازمانهای اطلاعاتی آمریكا، رژیم تهران سال هاست كه در امور عراق دخالت میكند. اگرچه به این مسئله چندان پرداخته نشده است، اما واقعیتی است كه از مدت ها قبل وجود دارد. موضوع اینجاست كه رژیم تهران دخالت های خود را در عراق افزایش داده است. این رژیم با ارسال سلاح های مرگبار به برخی از گروه های شبه نظامی شیعی، اختلاف شیعه و سنی در عراق را دامن میزند.

مجری سی ان ان گفت آیا این گزارشهايی که شما ارایه دادید، همگی نشاندهنده دخالت مستقیم رژیم تهران در خشونتها در عراق و حمله علیه نیروهای نظامی آمریكایی در این كشور است؟

مایكل گوردون گفت بر اساس گزارشهای جامعه اطلاعاتی آمریكا كه طی سال های گذشته بدست آمده و از اعتبار بالایی نیز برخوردار است، رژیم تهران دست به چنین اقداماتی زده است.

مك لاگلین رئیس پیشین سازمان اطلاعات مركزی آمریكا نیز گفت به نظر من رژیم تهران خواستار یک هرج و مرج كنترل شده درعراق است. آنها عراقی میخواهند كه تحت تسلط شیعیان باشد، آمریكا در آن تضعیف شود و سرانجام عراق را ترک كند و سپس آنها نفوذ خود را گسترش دهند.

مایكل گوردون نیز گفت سلاحهای پیشرفته و مرگباری كه برای انهدام خودروهای زره دار آمریكا بكار میرود، عامل عمده تلفات نیروهای ماست. این سلاح های نفوذ كننده قوی كه تنها یک بخش كوچك از میان بمب هایی است كه در عراق وجود دارد، بالاترین تلفات را از نیروهای ما گرفته است. این سلاح ها به گفته مقامات پنتاگون از ایران می آید.

مجری برنامه سی ان ان نیز گفت ژنرال اودیرنو، معاون فرمانده نیروهای چند ملیتی در عراق در گزارشی كه روز چهارشنبه در روزنامه یو اس ای تو دی منتشر شد، گفت ما تسلیحاتی را بدست آورده ایم كه از طریق شماره سریال آن می دانیم از ایران ارسال شده اند.

 

اعلام همسوئی کامل جمهوریخواهان و دمکرات های امریکا علیه ایران

کسینجر و هیلاری کلینتون

آب پاکی روی دست رهبر ریختند!

 هنري كيسينجر اظهار داشت: جورج بوش طرح ويژه‌يي براي پايان جنگ در عراق دارد!

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) به نقل از روزنامه‌ الشرق الاوسط - چاپ لندنبخشی از آخرین مصاحبه هنري كيسينجر وزير خارجه اسبق آمريكا را منتشر کرد که وی در آن گفته است:

«من  كاملا معتقدم بوش طرحي براي بحران عراق دارد؛ در عین حال ما مدركي نداريم كه نشان دهد بوش قصد دارد برای اجرای این طرح خود موافقت دو حزب دموكرات و جمهوريخواه آمريكا را جلب كند. البته اعزام نيروهاي بيشتر به عراق ممكن است منجر به برقراري ثبات و تشكيل دولت متحد ملي دراین کشور شود.  بزرگترين چالش كنوني در منطقه حمایت از گروه‌هاي تندرو از سوی ايران است. در صورتی که ادامه نا امنی در عراق منجر به گسترش خشونت و حتی کودتا ها در منطقه خواهد شد. درحال حاضر اهدافي كه برخي اعضاي كميته روابط خارجه‌ مجلس سنا مشخص كرده‌اند با اهدافي كه جورج بوش براي اجراي آن تلاش مي‌كند، هماهنگ است.»

این نظرات گسینجر همسوئی کامل دارد با آخرین سخنان هیلاری کلینتون همسر رئیس جمهور سابق امریکا از حزب دمکرات و کاندیدای این حزب برای انتخابات ریاست جمهوری آینده امریکا از حزب دمکرات این کشور. او نیز گفت که "دمکرات ها و جمهوریخواهان نظرات مشترک و اهداف مشترکی در مقابله با برنامه اتمی ایران دارند و راه حل نظامی علیه ایران پرونده ایست همچنان باز است."

این دو موضع گیری، آب پاکی را روی دست رهبر جمهوری اسلامی و نظریه پردازان سیاسی اطراف او ریخت که انتخابات اخیر پارلمانی در امریکا و پیروزی دمکرات ها را به ملت ایران تبریک گفته و آن را ناشی از پایداری جمهوری اسلامی و به سود سیاست های آن ارزیابی کرده بودند.

گايپ فعاليت لري تبريزده

گونئي آذربايجان ايستيقلال پارتياسينين ياپيشقانلاري(برچسب)تبريزده گؤزه دييب.گؤنئي آذربايجان ايستيقلال پارتياسينين ياپيشقانلارينا شاهيد اولان آذربايجان اؤيرنجي حركاتينين خبر بؤلؤم اؤيه لرينين دئديكلرينه اساسا، آذربايجان ميللي فعاللارينين چابالاري،تبريزده اعلان اولونان ميللي بايرام گؤنلرينده آرتيب.گايپين جسارتلي اؤيه لري ده بو گؤنلرده بعضي گؤزرلرده،كيوسكلاردا،ياپيشديرديغي ياپيشقانلار(شرفلي ميللت لر اؤز بايراغي آلتيندا ياشار-ياشاسين آذربايجان- GAİP.org)عونوانيلا گؤزه ديير.(الده ائديلن سندلرتئزليكجه گؤندريله جك)

ياشاسين جسارتلي ميللي فعاللار
آذربايجان اؤيرنجي حركاتي- خبر بؤلؤمؤ- تبريز

 

دستگیری سه فعال جنبش دانشجویی حرکت ملی آذربایجان درشبستر

بنا به گزارشات رسیده از شهرستان شبستر از آذربایجان شرقی روز شنبه ۱۵ بهمن سه تن از فعالین دانشجویی حرکت ملی آذربایجان در این شهر توسط ماموران امنیتی بازداشت شده اند.

تا کنون کسی از محل نگهداری آنها مطلع نیست.ظاهرا" دستگیری آنها به دلیل فعالیتهای حقوق بشری و آمادگی آنها برای برگزاری هر چه با شکوه تر روز جهانی زبان مادری در دوم اسفند بوده است.

 

 http://savalansesi.blogfa.com

Millətləşmə Dövlətləşmə Bütövləşmə

Türküstan

Millətləşmə Dövlətləşmə Bütövləşmə

 

© Turkustan.Org               Tel.: (994 12) 440-95-46
Faks: (994 12) 440-95-46          Email:
info@turkustan.org

 

www.turkustan.org

توركيستان turkustan

 

http://sozluk.blogfa.com/

آموزش لغات تورکی آذربایجانی sozluk

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 20:41  توسط دومـانلــي تبــــــريز dumanlytabriz  | 

2006 دا تورک دونیاسی(1)    turk dunyasi

  گئچه ن ایلین سیجیللی سینه باخاراق گله جه ک ایله(2007) دوغرو نه ایش لر گؤره بیلیریک ، نه ایش لر گؤرمه لی ییک سورغوسونا داها یاخشی جاواب وئره بیلریک. بونون لا بیرگه گئچن ایل کی پئرفورمانسیمیزی دا  دیرله ندیره بیله ریک.

بیرینجی بولوم

 گونئی آذربایجان

گئچدیگیمز ایل گونئی آذربایجان اوچون بیر تاریخی سیناو(امتحان) ایلی وبیردؤنوم نوقطه سی اولدو.

گونئی آذربایجان تورک لری ایل لردیر چئشیدلی فورصت لرده ایران شوونیست رژیمی نین آیریم جیلغا(تبعض) دایان یونتیم پولوتیکاسینا اولان اعتراض لارینی دیله گتیریب. داها عادل، یوردداش لاری آراسیندا سوی ، دین، مذهب ودیل فرقی قویمایان بیر دئولت ایستمک ده دیرلر. بو ایستک لرینی بابک قالاسیندا و اونا بنزه ر مدنی اعتراض لار واسیطه سیله اورتایا قویماغا چالیشماق دادیرلار.آمما ایران دا کی فاشیست یاپی(ساختار) بونلاری دیققت آلماغی  بوراخیب، زوربالیغلا باش ووراراق سوسدورماغی ترجیح ائمیش دیر.2005 ایلینده بابک قالاسی حرکاتینی انگل له دیینی  سانان ایران رژیمی 2006 دا خورداد آیاقلانماسی ایله قارشیلاشدی.

 شک سیز گونئی آذربایجان آچیسیندان ایلین أن اؤنملی حادیثه سی  خورداد آیاقلانماسی دی. میللتیمیزآذربایجانین هارداسا بوتون شهرلرینده ایران شوونیست لرینه قارشی اعتراض لارینی اورتایا قویاراق آذربایجاندا گئدن میللی اویانیش وآزادلیق حرکتی نین بیر قورتولوش حرکتی اولدوغونو ایثبات لادیلار. خورداد آیی دئوریمی گونئی آذربایجان میللی حرکتی نین، کوتله لری سفربر ائتمک گوجونو، میللی حرکتین ایدولوژیک تمل لی نین گئدره ک داها نئت و بلیرگین اولدوغونوگؤستردی. آیریجا بوتون باسکی ،آسیملاسیون پولوتیکالارینا باخمایاراق آذربایجان تورک لری نین میللی کولتور و کیملیک لرینه نه قدر حساس وباغلی اولدوق لارینی وبو میللی کیملییی قورماق اوچون أن آغیرتاوانی (هزینه) وئرمه یه حاضر اولدوق لارینی دا گؤستردیلر. آیریجا بو آیاق لانما آذربایجان  میللی حرکتی ائورلرینی (تکامل مرحله لرینی)بیر بیری آردینجا گئچیر مکده اولدوغونو دا گؤسترمیش اولدو.

  بو ایل گونئی آذربایجان اؤز ایچ دارتیشمالاریندا دا بعضی آددیم لار آتدی. بو دارتیشملارا بیر چوخ آیدین و تانینمیش میللی فعال آی اویناتار کیمی اوزاقدان باخدی. بو موضوع دا گؤستر دی کی آذربایجان لی لار ایچ مسئله لرینی مدنی بیر شکیل ده دارتیشماق وچوزوم لر یاراتماق دا چوخ گئری ده دیر لر. داها چوخ تارتیشاراق تارتیشما کولتورونو بیر بیر لرینی قارالاماقدان فرقلی بیر شئی اولدوغونو اؤیرنمه لیدیرلر. یانی بو قونودا چوخ چالیشما لی دیرلار.

 آیریجا بودایرتیشمالارآذربایجان آیدین و تانینمیش فعالاری نین نه قدرمئسله له لره دیرین و کؤک دن باخامادیق لارینی دا(دایاز باخدیقلارینی) گؤستردی. چونکو بو دارتیشمالارا قیراقدان دوروب باخماق آذربایجان میللتی اوچون یاپیلاجاق أن بؤیوک پیس لیک لر ده ن بیری دیر. بایراق دارتیشماسی و بعضی تشکیلات و شخیص لرین گونئی آذربایجان میللی حرکتینی بابالارین ایرثی اولاراق گؤرره ک ،اوز تکه له رینه(انحصار) گئچیر مه ک ایسته مه لری هئچ ده کیچیک بیر موضوع دئییل.

سئوینج یئری وار کی حرکتی اؤز اللرینه گئچیرره ک ایسته دیکله ری یؤنه چکمه گه چالیش سالاردا بونو باشارامایب و افشاء اولدولار.

 بو ایل گونئی آذربایجان میللی آزادلیق حرکتی اوچون، قابغینی قریب و دونیایا آچیلما ایلی اولدو و بیر چوخ اولوس لار آراسی قوروم و قورولوشلارین دیققتینی اؤزونه چکمه گه باشاردی. بونون گئرچک له شمه سینده خورداد آیاق لانماسی اساس رولو اوینادی. آورپا، آمریکا و دونیانین دؤرود کوشه سینده یاشایان و هئچ بیر ایداسی  اولمایان چالیشقان آذربایجان لی لارین رولونو دا اونوتماماق گره کیر. بیر نئچه اؤلکه نین پارلمان و دیش ایش لری نین بو مسئله ایله  ایلگیلی گؤروش بیلدیرمه لری گونئی آذربایجان میللی آزادلیق حرکتی نین اولوس لار آراسی پلاتفورما داشینماسینا سبب اولدو.

خورداد آیاق لانماسی 2006  ایلینی هارداسا گونئی آذربایجان اوچون بیر یئنی دن دوغوش ایلی یاپدی. چونکو آیاق لانمادا اورتایا قویولان اولکو تامام ایله آذربایجان تورک لوگو، ومیللی کیملیک یه صاحیب چیخماق اوستونه  قورولموشدو.

بو آیاق لانما دیگر طرفدن ده آذربایجان میللی آزادلیق حرکتینه یئنی بیر جانلیلیق ویئنی بیر روح گتیردی.

  گونئی آذربایجان بیر ایلین ایچینده بویوک آدیملار آتی  2006 دا گونئی آذربایجان چوخ گوجلو اولماسادا اؤزونه مخصوص مئدیا گؤره لارینی یاراتاراق حرکت ده باش وئرن گلیشمه لری یانسیتماقدا (انعکاس وئرمکده) چوخ باشارلی ایش لر گؤرموش لر. بورادا بوتون وئب سایتلار، وئب لاق لارین چالیشانلاری هئچ بیر مادی بکله نتی لری اولمادان بؤیوک بیر فداکارلیق اؤرنگی اورتایا قویموش اولدولار.

آیریجا بو وئب سایت لار گونئی آذربایجان میللی فعاللاری نین فیکیرلرینی بیر بیرینه اینتیقال ائتدیرمک و تارتیشما زمینی یاراتماق داکی پای لاری دا اؤنملی اولموشدور.

دیگر طرفده ن بو سایت لارآذربایجان آیدین لاری نین فیکیرلرینی اورتایا قویا بیله جک مئیدان یاراتاراق فیکیرسل اوره تیمین آرتماسینا ویازیلی ادبیاتی میزین گلیشمه سینه قاتقی ساغلامیش دیر.

2006 میلادی ایلینده گونئی آذربایجان چوخدان حسرتینی چکدیگی تلویزیونونا قاووشوب بو یؤنده  بیرنئچه باشقا گیریشیم ده باشلادی. آیریجا وار اولان اینترنت سایتلارینا یئنی لری  اکله نیب و بو ساحده پورفوسینه لیک اؤنم قازاندی.

  گونئی آذربایجان توپراقلاریندان اوزاق دا یاشایان آذربایجان لی لاردا بو ایل گونئی ده کی دئوریمدن گوج آلاراق دونیانین بیر چوخ باش کندی و اؤنملی شهرلرینده شوونیست رژیم ین سفیرلیک لری نین قارشی سینادا آکسیالار گئچیردره ک میللی حرکتین حاق سسینی دونیایا چاتیرماقدا بؤیوک بیر آددیم آتمیش اولدولار.  آنکارا،ایستانبول،برلین، ونکوور، استکهلم ، برلین، باکی کیمی آذربایجانلی لارین یوغون اولاراق یاشادیق لاری اؤلکه لرده ایران شوونیست لری پوروتوستو ائدیلدی .

بوآیاق لانما ایران دا کی پارامئترلری و گوج دنگه له لرینی آلت-اوست ائتدی وایران ایله ایلگیلی بوتون معادیله لری دییشدیردی. بو آیاق لانما ایل لردیر ایران اوپوزیسیونون گیزلتمه ک و حتی یوخ سایماق ایستدییی آذربایجان میللی حرکتینی کور گؤزلری ایله ده اولسا گؤرمه یه مجبور قیلدی.

  دئولتین بوتون اولومسوز(منفی) و ییخیجی(مخرب) پولیتیکالارینا باخمایاراق آذربایجان یئنه ده پئترول دیشندا کی صادرات دا بیرینجی یئر آلدی . بو دا گونئی آذربایجان اینسانلاری نین نه قدر ائکونومیک اولاراق اوره تکن، چالیشقان اولدوغونو گؤستریر.آمما هله ده آذربایجان بؤلگه سینده اؤنملی بیر یاتیریمین اولماماسی دا دیققت چکمک ده دیر.آذربایجان دا هله ده اینسان لار ایش اوچون ایرانین مرکزی بؤلگه لرینه(فارسبولگه لرینه) کوچ ائتمک ده لر. بونون بیر دلیلی ده آذربایجان دا کی توکتمک آلیشقانلیغی نین(فرهنگ مصرفی) گئله نه کسه ل اولماسی و اینسان لارین پولو خرج ائتمک یئرینه پس انداز(پولو یغماق) ائتمه لرینده یاتیر کی بو یغیلان پوللاربانک لار واسیطه سی ایله فارس بؤلگه لرینده سرمایه گذارلیق ائدیلمه کده دیر. 

 2006 گونئی آذربایجان اوچون کولتورل آچی دان چوخ باشاری لی بیر ایل اولمادی. چونکو احمدی نژاد ین گلمه سی ایله کولتورل اورتیم ساحه سینده بؤیوک قیسیتلاما لار اولدو. آمما بیر طرف ده ن ده بو گرچه یه دیققت ائتمه لی ییک کی یئترینجه اوخوماغا، یازماغا، آراشدیرماغا زامان آییرمادیق واؤزوموزو اوخوماغا آلیشدیرانمایدیق.

2007 ایلی گونئی آذربایجان اوچون چتین بیر ایل اولاجاق کیمی گورسه نیر.2007 ده حرکت ایکی جبهه ده ساواش وئرمه یه مجبور قالاجاق. شووونیست لرین آرتان باسقیلاری واؤز ایچینده کی لومپنلرایله داها اورگوتلوبیر موجادیله وئرمه لیدیر.

Umud Evren

ulashoz@yahoo.com

  شاهکار جدید حضرت میثاق!!!!

هفته نامه میثاق چاپ تبریز به سردبیری جلال محمدی و مدیر مسئولی اصغر نعلبندپور در آخرین شماره خود گزارشی ار همایش شیخ محمد خیابانی داد که ما نیز بدون هیچ سخنی عین متن را در اختیار خوانندگان گرامی می گذاریم . قضاوت با خودتان .

همایش در دانشگاه آزاد

همایشی با حضور برخی عناصر بیگانه گرا که در ناامنی ها و آشوبهای خرداد ماه مشارکت داشتند و در دانشگاه آزاد اسلامی تبریز توسط یک "تشکل " برگزار شد . این همایش در پوشش بزرگداشت شیخ محمد خیابانی برپاشد و مدیر مسئول نشریه ضد اسلامی "صنعت"باکو همکاری دارد جزو مدعوین بود.

در این همایش اکبر لعلمی سخنرانی کرد . وی در سخنانی تعجب برانگیز تلویحا قومگرایی را به ائمه اطهار(ع)نیز نسبت داد و گفت : کجای اسلام و قانون اساسی قوم گرایی و هویت طلبی (!)جرم تلقی شده است ؟... بعضی از معصومین ما هم به قریشی بودن خود می بالیدند و به آن مباهات می کردند ..."

شایان ذکر ایت در همایش شیخ محمد خیابانی منتشر کنند مجله یولداش و جزو مجله هلای شوروی گرا بود  و روحانیت را به عنوان مرتجع معرفی می کرد.

گفتنی است تشکلی که این همایش را برگزار کرده سال گذشته نیز همایشی را در پوشش بزرگداشت ستارخان برگزار کرد که از یک شبکه ماهواره ای تجزیه طلب از آمریکا پخش گردید.

در مراسم شیخ محمد خیابانی ُ همانند مراسم ستارخان ُبه شدت از فیلمبرداری و عکسبرداری توسط شرکت کنندگان جلوگیری می شد.

گفتنی است تشکل برگزار کننده همایش اخیرا مجله ای را منتشر و در آن آذربایجان ایران را به پیروی از بیگانگان و تجزیه طلبان ُ آذربایجان جنوبی !؟ معرفی کرده است .

هنوز از واکنش دستگاههای امنیتی ُ قضایی و انتظامی استان در این باره خبری منتشر نشده است.

http://armanazer.blogfa.com/

روز جهانی زبان مادری, روز اعتراض به آپارتاید فارس
ملت آذربايجان ، قريب به 25 سال بعد از خيزش ضد ارتجاعي و دمكراسي خواهانه خود به رهبری حزب خلق مسلمان و رهبر فقيد آن مرحوم آیت اله شريعتمداري و 60 سال بعداز سركوب حكومت ملي به رهبري شهيد سيد جعفر پيشه وري بار ديگر در اعتراضی فراگیر يك گام به تکامل پروسه مبارزات ملي و حق تعيين سرنوشت سياسي و ملي خود نزديك شد.
خيزش اعتراضي خرداد ماه ملت آذربايجان و جنبش يیشرو دانشجويي آن با اعتراض به كاريكاتور توهين آميز روزنامه ايران آغازشد ولي چنانكه اكثر آگاهان امور نيز متفق القولند تداوم اين اعتراضات فراتر از يك كاريكاتور بوده و ريشه در مسائل عميق اجتماعي ، فرهنگي و تبعيضات اقتصادي و سياسي دارد.
آري فعالان حركت ملي آذزبايجان در راستاي حفظ هويت ملي آذربايجان اعتراض و فرياد هويت طلبي خود را با راه ومنش مسالمت جويانه به گوش مسئولان حكومتي و جهانين مي‌رسانند,كه چگونه ملتي (30 ميليوني و اكثريت) را از حقوق اوليه و انساني خود كه همانا تحصيل به زبان مادري است محروم كرده‌اند و در عصري كه كرامت انساني در سر‌لوحه شعارهاي نهادهاي مدني دنيا و نيز سازمان ملل متحد قرار گرفته است ملتي را در زير اثناع تحقيرها و توهين‌ها سركوب, زبان و فرهنگ‌اش را بسوي آسيميلاسيون سوق مي‌دهند تا به خيال خود ملتي يك‌دست در زير لواي فرهنگ و زبان فارسي فراهم سازند و با قوم‌كشي و امحاي فرهنگ‌هاي ديگر ملل در ايران به نفع يك قوم خاص به صحنه‌گرداني بپردازند.
امروز 60 سال از آن روزها مي گذرد اپوزسیون داخلي و خارجي نظام حاكمه با ملعبه قرار دادن شعار هاي دمكراسي خواهانه تلاش نمودند خيزش ملي ملت آذربايجان را به مثابه خيزش هاي براندازنه و ايرانگرا تعبير نمايند ولي سرعت ، وسعت و محتواي ملي اعتراضات آنان را مجبور به اعتراف نمود و اندك مدتي پس از آن چهره كريه شونيسم خارج نشين نيز برهمگان آشكار گرديد . اين جريانات تند تر و بد تر از نظام حاكمه شمشير آخته شونيستم خود را كشيده و زنگي وار بر ملت آذربايجان تاختند و بار ديگر ملت آذربايجان در مبارزات ملي خود اتحاد دوباره شاه و شيخ را اين بار بر سر سفره آپارتايد و شونيسم مشاهده نمودند.
می گفتند همه این اعتراضات به یک کاریکاتور است مساله را کوچک می کردند در حالی ملت در میان خون و آتش می جنگیدند اینها به فکر کوچک کردن مساله بودند و شعارهای ملت را تحریف و جعل می کردند ما آزادی زبان تورکی را فریاد می زدیم آنها می گفتند ملت آذربایجان می گوید آذربایجان بیدار و .....است. ما رسمیت یافتن هویت خود را می خواستیم آنها می گفتند آذربایجان ...... اینگونه انها به جنگ ملت ما امده بودند شعارها، خواستها و اهداف ما را جعل و تحریف می کردند. علاوه برروزنامه های فارسگرا رادیو و تلویزیونهای خارجی هم شعارها و خواستهای ما تحریف می کردند از جمله صدای آمریکا و رادیو فردا که با خبرنگارنمایانی همچون "پیمان پاکمهر" مصاحبه می کردند اینها هم خواستهای ما را تحریف می کردند هیچ وقت نگفتند که اینها خواستار رسمی شدن زبان تورکی هستند.
جريانات سوسياليستي ، اصلاح طلب داخلي، اسلامي مدرن و سنتي ، مشروطه خواه ، جمهوري خواه و سلطنت طلب در اتحادي شوم به ياري انواع رانتها و لابي هاي خود سياست بايكوت ،تحريف ، تخريب و مصادره خيزش ملي ملت آذربايجان را در راس برنامه هاي كاري خود قرار دادند و در اين راستا حتي عوامل آذربايجاني اين جريانات بنام روزنامه نگار ( پيمان پاك مهر و امير حسين موحدي ) كه شرافت حرفه اي خود را به حراج گذاردند بودند دريغ ننمودند تا بار ديگر تاريخ را تكرار نمايند.
اما حق داشتن هویت برای هر انسان یکی از حقوق ذاتی او می باشد. بشر امروزی در قرن 21 به این نتیجه رسیده است که این حق را به رسمیت بشناسد و در همین راستا یونسکو(نهاد فرهنگی ملل متحد) اقداماتی را در جهت احیاء فرهنگ و زبان مردم دنیا انجام داده است. سازمان جهاني و بين المللي يونسكو سيستم آموزشي چند زبانه ( استفاده از زبان مادري در امر آموزش) را رمز پايداري زبانهاي مادري دانسته و استفاده از اين سيستم را به كليه كشورهاي چند زبانه توصيه مي‌كند. ودر اين راستا اقدام به نامگذاري روز جهاني زبان مادري (21 فوريه- 2اسفند) كرده است كه نشاندهنده اهميت زبان مادري و تحصيل به زبان مادري در مراكز علمي و آموزشي بين الملي مي‌باشد.
در ایران امروز علیرغم عضویت در سازمان ملل متحد و امضای تعهدات بین المللی مبنی بر عدم تعرض به حق داشتن هویت که جزو حقوق اولیه هر انسانی است ودر حالی که خواستار رهبری جهان اسلام است کمترین اهمیتی برای احقاق حقوق اقلیت های این کشور قائل نیست. اقلیت های قومی ایران نمی توانند به زبان مادری تحصیل کنند، کانال تلویزیون خصوصی تاسیس کنند، مطبوعات آزاد به زبان خود داشته باشند، باید مطبوعات به زبان فارسی منتشر شوند.
نماینده ویزه کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد در این مورد اعتقاد دارد : برخورد حکومت ایران با اقلیت ها با ایین نامه، کنوانسیون بین المللی حقوق مدنی و سیاسی در تضاد کامل است.
رعايت حقوق اساسی اقوام ایرانی، بويژه اصول ۱۹ ، ۲۲ و ۲۳ قانون اساسی و نيز مواد ۲ ، ۹ و ۱۹ " قانون الحاق ايران به ميثاق بين‌المللی حقوق مدنی و سياسی” (مصوب ١٧/٢/١٣٥٤ مجلس شورای ملی) را به شرح زير يادآوری می‌كنيم:
«دولت‌های طرف اين ميثاق متعهد می‌شوند كه حقوق شناخته‌شده در اين ميثاق را در باره‌ی كليه‌ی افراد مقيم در قلمرو و تابع حاكميت‌شان بدون هيچ‌گونه تمايزی از قبيل نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب، عقيده سياسی يا عقيده‌ی ديگر، اصل و منشأ ملی يا اجتماعی، ثروت، نسب و ساير وضعيت‌ها محترم شمرده و تضمين كنند.»
«هر كس حق آزادی و امنيت شخصی دارد. هيچكس را نمی‌توان خودسرانه دستگير يا بازداشت كرد.»
* «هيچكس را نمی‌توان به مناسبت عقايدش مورد مزاحمت و اخافه قرار داد.»


 

. حال اگر حکومتی دمکراتیک بر مبنای رعایت اصول حقوق بشر بر ایران حاکم بود و محدودیت‌های موجود برای زبان ما وجود نداشت، در کشور خود می‌توانستیم زبان و فرهنگ‌مان را اعتلا بخشیده و از آن حفاظت کنیم.‌ مگر ایران خانه‌ی‌ ما نیست؟


حركت ملي آذربايجان خود را در راه پاسداشت فرهنگ و زبان توركي و دفاع از هويت آذربايجاني مسئول ميداند, و داراي خواستهاي بحق قانوني خود ميباشد كه ميتوان به خواستهايي چون اجراي كامل اصلهاي , 15 , 19 , 48، 9 قانون اساسي اشاره كرد, كه شامل خواستهاي بحق اقتصادي, اجتماعي, فرهنگي و سياسي ملت آذربايجان ميباشد.
از این رو لازم است که ما با بینشی وسیعی از این به بعد به هدایت حرکت ملی بپردازیم و بیش از بیش توجه جهانیان و دیدبانان حقوق بشر به عدم تحصیل به زبان مادری 35 میلیونی آذربایجانی در ایران معطوف کنیم.
انتخاب این روزاز طرف فعالین حرکت ملی آذربایجان به عنوان روز اعتراض به آپارتاید فارس میتواند مناسبتر از هر روز دیگر باشد که دلایلی چند را در زیر می آورم:
با توجه برنامه های متنوع سازمان ملل متحد و یونسکو در این روز ما را به پی بردن اهمیت این روز وا می دارد.
توجه جوامع جهانی ,مدافعین حقوق بشر و خبر گزاریها در این روز به کشورهای چند ملیتی(مانند ایران) و چند و کیف بزرگداشت این روز در جهان به اهمیت این روز می افزاید.
در این روز ما به راحتی جلوی هرگونه تحريف ، تخريب و مصادره را از شوونیزمان فارس خارجی و داخلی بگیریم.
بنابر این با پی بردن به اهمیت این روز ما می توانیم اعتراضات مدنی خو درا درداخل و خارج از ایران به آپارتاید فارس
اعلام نموده و فریاد سرکوب شده ملل غیر فارس ایران علی الخصوص تورکان آذربایجان را به همه دنیا برسانیم.

نقض آشکار حقوق اقوام غیر فارس ایرانی

با توجه‌ به‌ رشد جنبش‌های حق طلبانه‌‌‌ی ملیت‌های ایران و اعلامیه‌‌ی حقوق افراد متعلق به‌ اقلیت‌های ملی یا قومی، مذهبی یا زبانی قطعنامه‌ی ‌۱۳۵/۴۷ مصوب مجمع عمومی مورخ ۱۸ دسامبر ۱۹۹۲ می‌توان به‌ مواردی کلی و حتی جزئی از نقض حقوق اقلیت‌های ملی در ایران اشاره‌ کرد:

که چگونه ملیتهای غیر فارس ایرانی را از حقوق اوليه و انساني خود كه همانا تحصيل به زبان مادري است محروم كرده‌اند و در عصري كه كرامت انساني در سر‌لوحه شعارهاي نهادهاي مدني دنيا و نيز سازمان ملل متحد قرار گرفته است ملتي را در زير اثناع تحقيرها و توهين‌ها سركوب, زبان و فرهنگ‌اش را بسوي آسيميلاسيون سوق مي‌دهند تا به خيال خود ملتي يك‌دست در زير لواي فرهنگ و زبان فارسي فراهم سازند و با قوم‌كشي و امحاي فرهنگ‌هاي ديگر ملل در ايران به نفع يك قوم خاص به صحنه‌گرداني بپردازند.
حق داشتن هویت برای هر انسان یکی از حقوق ذاتی او می باشد. بشر امروزی در قرن 21 به این نتیجه رسیده است که این حق را به رسمیت بشناسد و در همین راستا یونسکو(نهاد فرهنگی ملل متحد) اقداماتی را در جهت احیاء فرهنگ و زبان مردم دنیا انجام داده است. سازمان جهاني و بين المللي يونسكو سيستم آموزشي چند زبانه ( استفاده از زبان مادري در امر آموزش) را رمز پايداري زبانهاي مادري دانسته و استفاده از اين سيستم را به كليه كشورهاي چند زبانه توصيه مي‌كند. ودر اين راستا اقدام به نامگذاري روز جهاني زبان مادري (21 فوريه- 2اسفند) كرده است كه نشاندهنده اهميت زبان مادري و تحصيل به زبان مادري در مراكز علمي و آموزشي بين الملي مي‌باشد.
در ایران امروز علیرغم عضویت در سازمان ملل متحد و امضای تعهدات بین المللی مبنی بر عدم تعرض به حق داشتن هویت که جزو حقوق اولیه هر انسانی است ودر حالی که خواستار رهبری جهان اسلام است کمترین اهمیتی برای احقاق حقوق اقلیت های این کشور قائل نیست. اقلیت های قومی ایران نمی توانند به زبان مادری تحصیل کنند، کانال تلویزیون خصوصی تاسیس کنند، مطبوعات آزاد به زبان خود داشته باشند، باید مطبوعات به زبان فارسی منتشر شوند.
نماینده ویزه کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد در این مورد اعتقاد دارد : برخورد حکومت ایران با اقلیت ها با ایین نامه، کنوانسیون بین المللی حقوق مدنی و سیاسی در تضاد کامل است.
رعايت حقوق اساسی اقوام ایرانی، بويژه اصول ۱۹ ، ۲۲ و ۲۳ قانون اساسی و نيز مواد ۲ ، ۹ و ۱۹ " قانون الحاق ايران به ميثاق بين‌المللی حقوق مدنی و سياسی” (مصوب ١٧/٢/١٣٥٤ مجلس شورای ملی) را به شرح زير يادآوری می‌كنيم:
«دولت‌های طرف اين ميثاق متعهد می‌شوند كه حقوق شناخته‌شده در اين ميثاق را در باره‌ی كليه‌ی افراد مقيم در قلمرو و تابع حاكميت‌شان بدون هيچ‌گونه تمايزی از قبيل نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب، عقيده سياسی يا عقيده‌ی ديگر، اصل و منشأ ملی يا اجتماعی، ثروت، نسب و ساير وضعيت‌ها محترم شمرده و تضمين كنند.»

- افراد متعلق به اقليت‌هاى ملى يا قومى، مذهبى و زبانى ( كه از اين پس افراد متعلق به اقليت‌ها ناميده می‌شوند) حق دارند از فرهنگ خود بهره‌مند شوند، به مذهب خويش عمل كنند و از زبان خود در خلوت و در اجتماع آزادانه و بدون هيچ ‌گونه مداخله و تبعيض استفاده كنند.(ماده‌ ۲ بند ۱) 

- دولت‌ها موظفند در حد امكانات، تدابير خاصى اتخاذ كنند تا افراد متعلق به اقليت‌ها امكان يادگيرى زبان مادرى يا كسب آموزش به زبان مادرى خود را داشته باشند.(ماده‌ ۴ بند ۳) 


«هر كس حق آزادی و امنيت شخصی دارد. هيچكس را نمی‌توان خودسرانه دستگير يا بازداشت كرد.»

«هيچكس را نمی‌توان به مناسبت عقايدش مورد مزاحمت و اخافه قرار داد.»


اما همگان واقفند که‌ در ایران تنها زبان رسمی زبان فارسی است و حتی برخلاف اصول مندرج در قانون اساسی جمهوری اسلامی، سایر زبانها در مدارس تدریس نمی‌شوند. کودکان غیرفارس ایرانی هنگام مدرسه‌ رفتن ناچارند که‌ از گام نخست زبان غیر مادری را بیاموزند که‌ در افت تحصیلی آنان نقش عمده‌ای ایفا می‌نماید. از سویی این امر موجب شده‌ که‌ بسیاری از والدین غیر فارس زبان، از ابتدا با کودک خود فارسی صحبت کنند و زبان مادری خود را ناچار رها سازند! این مسئله‌ در شهرهایی آذربایجان به وفور مشاهده‌ می‌شود و بدین‌وسیله‌ حق بهره‌مندی از فرهنگ خود از کودک سلب شده و با فرهنگ و زبان خویش بیگانه‌ می‌گردد. عدم تدریس زبانهای غیر فارسی موجب ناآشنایی مردم محاوره‌ کننده‌ به‌ آن زبان با شیوه‌ نگارش و ادبیات زبان مربوطه‌ شده‌ به طوری‌که‌ عملا موجبات مرگ زبان را فراهم می‌آورد.

در ماده‌ ۴ بند ۴ نیز آمده‌:

- دولت‌ها موظفند، در صورت لزوم، تدابيرى در زمينه‌ی‌ آموزش اتخاذ كنند تا آگاهى از تاريخ، سنت‌ها، زبان و فرهنگ اقليت‌هايى كه در قلمرو آن‌ها به سر می‌برند، تشويق شود. افراد متعلق به اقليت‌ها بايد امكان يادگيرى و شناخت جامعه در تماميت آن را داشته باشند. 

در تمامی دروس تاریخ و جامعه‌ شناسی که‌ در مدارس ایران تدریس می‌شود به‌ تاریخ ملیت‌های ساکن ایران اشاره‌ای نشده‌ و گویا تاریخ همان تاریخ ورود پارسها به ایران وهخامنشی است. نه‌ تنها تاریخ قبل از آن مورد هجوم قرار می‌گیرد که‌ اصولا` هویت تاریخی و اجتماعی برای اتنیکهای (اقوام- ملیت‌ها) متنوع قائل نشده‌اند. همه‌ ملیت های ایرانی آریایی اند و بس.  همان نتیجه ملی گرایی و ناسیونالیسم فارس است که امروز شرایط آموزه‌های نادرست برترانگاری گروهی و ناچیز دیدن گروههای دیگر از ساکنان ایران و نفی حقوق مسلم و انسانی‌شان در قالب نفی هویت آنان تحت لوای ملت واحد – زبان واحد  ظهور کرد .—به گونه‌ای که‌ این تحقیرها در قالب جوکهای مختلف وارد فرهنگ محاوره‌ای ایران نیز شده‌ و بخشی از سرگرمی و تفریح را تشکیل می‌دهد.

- افراد متعلق به اقليت‌ها حق دارند در حيات فرهنگى، مذهبى، اجتماعى، اقتصادى و دولتى مشاركت كامل داشته باشند.(ماده‌ ۲ بند ۲) 

برکسی پوشیده‌ نیست که‌ در ایران مشارکت دولتی اقلیت‌های ملی همچو ن تورکها, کردها و بلوچ‌ها تا چه‌ اندازه‌ ناچیز است به طوری که‌ نه‌ تنها وزارت، که‌ مقاماتی چون استانداری هم به‌  تورکها ,کردها و بلوچ‌ها سپرده‌ نمی‌شود. مناطق تحت سکونت این ملیت‌ها به‌ لحاظ اقتصادی جزو محرومترین مناطق کشور بوده‌ و از توسعه‌‌ی صنعتی و اقتصادی در آن خبری نیست. بیکاری بیداد می‌کند و فقر و اعتیاد تعمدا` گسترش می‌یابد،

 و بلاخره‌ ماده‌ ۲ بند ۳ که‌ می‌گوید: 

- افراد متعلق به اقليت‌ها حق دارند در سطح ملى و- بسته به مورد- در سطح منطقه‌‌اى، طبق روالى كه مغاير با قوانين ملى نباشد، در تصميماتى كه مربوط به اقليت آن‌ها يا منطقه‌‌اى‌ست كه در آن زندگى مى‌كنند، سهم مؤثرى داشته باشند. 

تورکهای ایران سالیان مدیدیست که‌ برای کسب حقوق سیاسی، فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی خود مبارزه‌ می‌کنند، اما هر بار مبارزه،‌ چه‌ در شکل سیاسی و چه‌ مدنی آن، با سرکوب شدید حاکمیت مواجه‌ شده‌ و از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی خود محروم گشته‌اند. نه‌ تنها تورکها که‌ سایر ملیت‌های ایرانی نیز در اداره‌ی مناطق تحت سکونت خود نقشی نداشته‌ و تورکها و برخی از ملیتهای دیگر نیز هیچ سهمی از مشارکت در دولت ندارند. در حالی که‌ تورکها همواره‌ برخواست دمکراسی برای ایران پای فشرده‌اند و ایرانی دمکراتیک و فدرال را ضامن اعاده‌‌ی حقوق خود و سایر ساکنین ایران می‌دانند، متأسفانه‌ کج فهمی از درخواست تورکها و اتهام ناحق تجزیه‌ طلبی مانع بزرگی در راه درک و حل مشکلاتشان بوده‌ است. امروز‌ درخواست ایرانی دموکراتیک و فدرال نه‌ تنها خواست تورکهای آذربایجانی، که‌ خواست کرد‌ها، بلوچ‌ها ، عرب‌ها و غیره نیز هست. حوادث کردستان و بلوچستان و خوزستان ثابت کرده‌ که‌ تورکها در مطالبه‌ی‌ حقوق انسانی خود تنها نیستند. از آنجا که‌ بسیاری از فعالان سیاسی فارس نیز برلزوم غیر متمرکز بودن حکومت اذعان دارند.

حقوق اقلیتها

پارلمان اروپا در قطعنامه خود به عدم اجرای اصل پانزدهم قانون اساسی در مورد تدریس زبانهای قومی در ایران اشاره کرده و علاوه بر بر شمردن مواردی همچون توهین آشکار به ترک زبانان ایران از طریق روزنامه ای دولتی و تبعیض علیه افراد به دلیل خاستگاه قومی و مذهبی شان، بویژه در مورد کردها، از گزارش میلون کوثری، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور اسکان یاد کرده که بنابرآن برخی از اعراب خوزستان به زور از روستاهای محل سکونت خود در این استان رانده شده اند.

ديده بان حقوق بشر که مرکز آن در نيويورک است اخیرا"گزارش سالانه خود را از وضعيت حقوق بشر در جهان منتشر کرده که در آن از وخيم تر شدن اوضاع حقوق بشر در ايران سخن گفته شده است.

در رابطه با ملل غیر فارس در ایران در بخشی از گزارش ديده بان حقوق بشر چنین آمده است:

ملت های غیر فارس و اقلیت های مذهبی در ایران گرفتار تبعیض و نا برابری هستند و حتی در برخی شرایط، مورد اذیت و آزار قرار می گیرند. در ماه مه، ترک زبانان در شمال غرب ایران در استان های آذربایجانی شرقی، غربی و اردبیل بر علیه محدودیت های دولتی در زمینه زبان و فرهنگ ترکی و فعالیت های سیاسی تظاهرات کردند. دستگاه امنیتی با استفاده از قوه قهریه اعتراضات عمومی را در هم شکست که تمام منطقه را در بر گرفته بود. در برخی اعتراضات، تظاهرکنندگان به ادارات دولتی حمله کردند. چهار نفر در درگیری های رخ داده در شهر نقده در تاریخ ۲۵ ماه مه سال ۲۰۰۶ جان باختند.

آزاد تريبون

مسیر مبارزه در راه رسمیت یافتن زبان تورکی برگشت ناپذیر است

فرزندان لسانی در شرایطی که پدرشان در زندان و تحت شکنجه شونیسم فارس قرار دارد درمدرسه از حرف زدن بزبان فارسی امتناع می کنند. رقیه لسانی به زندان تهدید می شود. رقیه می گوید اگر مرا بازداشت کنید فرزندان خردسال ام مسیر مرا ادامه خواهند داد. برادران عوض پور در را مبارزه آزادی زبان مادریشان به جرم نوشتن شعار تورکی از مدرسه اخراج می شوند. محمد رضای 14 ساله بجرم طلب زبان مادری اش شکنجه می شود. رضا عباسی سمبل مقاومت جنبش دانشجوئی آذربایجانی قدمی عقب نشینی نمیکند و حسن دمیرچی در زندان می گوید" مرگ را می پذیریم اما از مسیر مبارزه بر نمی گردیم" و ...

باز رسمیت یافتن زبان تورکی سرلوحه شعارهای فعالین ملی آذربایجان در داخل کشور است. "تورک دیلی رسمی اولسون" شعار مطروحه در هر تجمع آذربایجانی است. مراسم ستارخان با این شعار آغاز خواهد شد و ...

آنچه مسلم است ملت آذربایجان جنوبی هیچگونه عقب نشینی در راه رسمیت یافتن زبان مادری اش را بر نمی تابد. فعالان ملی حول این شعار گردهم می آیند. اتحاد جدیدی در شرف رسمیت یافتن است. ملت آذربایجان اعم از فعالان سیاسی-فرهنگی-اجتماعی و جنبش دانشجوئی آذربایجان تصمیم خود را گرفته است و هیچ سازشی را در این راه قبول نمی کند. . ملت آذربایجان همراه با دانشجویان خواستار رسمیت یافتن زبان تورکی است. شونیسم فارس چاره ای جز قبول این درخواست قانونی و انسانی آذربایجانیها ندارد. مبارزه آذربایجانیها شدت می گیرد. در پارلمانهای اروپائی، سازمان عف بین الملل وسایر نهادهای حقوق بشر همه روزه مسائل آذربایجان حنوبی و مطالبات ملی آنها مطرح است. اگرچه فشارها روز به روز افزایش می یابد اما فعالان آذربایجانی بی هیچ واهمه ای به مبارزه خود ادامه می دهند. روزهای بزرگ پیش روست. در مراسم گرامیداشت 21 آذر و روزجهانی زبان مادری به شدت مطالبات حق طلبانه آذربایجانی ها مطرح خواهد شد. اگر در داخل امکان اعتراضات مدنی از آذربایجانی ها گرفته شود هموطنانمان در خارج همانند روز اول مهر با قدرت و انسجام بیشتر رژیم فاشیستی را رسوا خواهند نمود. دنیا صدای آذربایجان را خواهد شنید و ملت بزرگوار آذربایجان به حقوق انسانی و بشردوستانه خود دست خواهد یافت. گفته بودیم که اگر اجازه تجمع در قلعه بابک بما داده نشود به کوچه ها و خیابانهای آذربایجان جنوبی سرریز خواهیم شد. دانشگاههای آذربایجان را به محل برگزاری سمینارها، کنفرانسها و تجمعات اعتراض آمیز تبدیل می کنیم. ملت آذربایجان طرفدار خشونت نیست. اعتراضات ما مدنی و صلح آمیز خواهد بود. اگر نشریات ما را توقیف کنند باز از نوشتن باز نخواهیم ماند. اگر به مراسمهای ما مجوز داده نشود منتظر مجوز آقایان نخواهیم ماند. ما برای نوشتن و خواندن به زبان مادری خود هیچ نیازی به مجوز نداریم. مسیر ما در راه مبارزه صلح آمیز برای آزادی زبان مادریمان برگشت ناپذیر است. ما به آینده می اندیشیم...

به قول حسن دمیرچی " اولدو وار دوندو یوخ"

گله جک بیزیمدیر         دوشنبه ۲۲ آبان ۱۳۸۵ 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 20:39  توسط دومـانلــي تبــــــريز dumanlytabriz  | 

 "فاشیستها را متوقف کنیم!"

حمایت جمعی از دانشگاهیان 13 کشور از حرکت ملی آذربایجان

  بیانیه "فاشیستها را متوقف کنیم!" توسط جمعی از دانشگاهیان 14 کشور امضاء شده است.

این بیانیه که در دفاع از حرکت ملی آذربایجان و بخصوص وضعیت نگران کننده زندانیان سیاسی تورک در زندانهای مختلف ایران صادر گردیده توسط برخی از دانشگاهیان کشورهای جمهوری آذربایجان، جمهوری اسلامی افغانستان (تورکهای بند تورکستان)، جمهوری اسلامی ایران (تورکهای آذربایجان جنوبی، تورکمنستان جنوبی، خلجستان و قشقایستان)، جمهوری تاجیکستان، جمهوری تورکمنستان، جمهوری تورکیه، جمهوری خلق چین( اویغورهای تورکستان شرقی)، جمهوری عربی سوریه (تورکمن های بندر لاذقیه)، جمهوری تورک قبرس، جمهوری قزاقستان، جمهوری گرجستان(تورکهای آهیسکا)، جمهوری فدراتیو روسیه (تورکهای جمهوری خودمختار تاتارستان) و جمهوری فدرال عراق(تورکمن ائلی) امضاء شده است.

فرزاد صمدلی . استانبول،                                                                                                                 9 فوریه 2007

  faşistləri dayandıraq!

Uluslar arası insan haqlarını savunan örgütlər tərəfındən subut olmuş çeşidli bəlgələrə və məşhur xəbər ajansları tərəfındən yayılmış qanlı yüzlərcə xəbəre görə, bugün İran İslam Cumhuriyeti adlanan ölkenin kuzey batısında, Güney Azərbaycan Torpaqları’nda onlarca insan sadəcə Türk olub milli dilini, kültürünü və tarixi ərazısını savunduqları için cəzaevlerində hücrelerde, agır işkəncələr altında yaşayırlar.

Abbas Leysanlı, Riza Abbasi, Behruz əlizade, Elyaz Yekanlı, Əsker Əkbərzdə, Elman Nuri, Hamid Lütfi, Xudayar Teymurlu, Səlman sərxoş, Gulamriza Nəsirzadə...indi Ərdəbil, Zəngan, Urmu, Təbriz...cəzaevlerində tutuqlanmakdadırlar. Aldığımız son bilgilərə görə Abbas Leysanlı’nın yaşayışı təhlikədədir.

2006 Mart ayında, Fars faşizminə qarşı Güney Azərbaycan’ın 50 şəhər ve qəsebəsində baş verən dəhşət, sıra ve ayaqlanmalar, bütün dünya xalqlarına 35 milyonluq ''Güney Azərbaycan Milləti'' anlamının gərçəkləşməsini vurguladı.

Yaxalananların sərbəst buraxılması, məhbuslara verilmiş siyasal hükümlərin ləgv olunması və işkəncə görən insanların maddi ve mənəvi zərərlərinin ödənməsi bizim ən acil istəklərimizdir.

Şüphəsiz Tehran Hükümeti’nin insan haqlarına boyun əyməsi və Güney Azərbaycan’da Türk Ulusu’nun tanıması təməl istəyimizdir.

Istəklərin qarşılanmadığı təqdirdə Güney Azərbaycan Milləti kəndi özgürlük ve bağımsızlık savaşı ugrunda bütün uluslararası tanınmış haqlardan yararlanacaqdır. Beləliklə İran İslam Cumhuriyeti’ni yönətənlər gələcəkdə baş verən mümkün olaylardan sorumlu olacaqdırlar.

  faşistleri durduralım!

Uluslararası insan haklarını savunan örgütler tarafından tespit edilen çeşitli belgelere ve önemli birçok haber ajansı tarafından yayınlanmış yüzlerce habere göre, bugün İran İslam Cumhuriyeti olarak adlandırılan ülkenin kuzey batısında, Güney Azerbaycan Toprakları’nda onlarca insan sadece Türk olup milli dillerini, kültürlerini ve tarihsel topraklarını savundukları için cezaevlerinde, ağır işkenceler altında ve tecrit  koşullarında yaşıyorlar.

Abbas Leysanlı, Rıza Abbasi, Behruz Elizade, Asker Akberzade, Elyaz Yekanlı, Hamid Lütfi, Elman Nuri, Hudayar Teymurlu, Selman Serhoş, Gulamrıza Nesirzade... şuanda Erdebil, Zengan, Urmu, Tebriz...cezaevlerinde tutulmaktadırlar. Edindiğimiz bilgilere göre Abbas Leysanlı’nın yaşamı tehlikededir.

2006 Mayıs ayında, Fars faşizmine karşı Güney Azerbaycan’ın yaklaşık 50 kent ve kasabasında yapılan müthiş, zincirleme ve kanlı ayaklanmalar, bütün dünya halklarının düşüncesinde 35 milyonluk ''Güney Azerbaycan Milleti'' kavramının gerçekleşmesini pekiştirdi.

Yakalananların serbest bırakılması, hükümlülere verilmiş siyasal kararların iptal edilmesi ve işkence gören insanların maddi ve manevi hasarlarının ödenmesi bizim en acil isteklerimizdir.

Kuşkusuz Tahran Hükümeti’nin insan haklarına uyum sağlaması ve Güney Azerbaycan’da Türk Ulusu’nu tanıması temel isteğimizdir.

Aksi takdirde Güney Azerbaycan Milleti özgürlük ve bağımsızlık mücadelesi için uluslararasındaki bütün tanınmış hak arama yollarından yararlanacaktır. Bu yüzden İran İslam Cumhuriyeti’ni yönetenler  gelecekteki olası olaylardan sorumlu olacaklardır.

  فاشیستلری دایاندیراق!

اولوسلار آراسی اینسان حاقلارینی ساوونان اورگوت لر طرفیندن ایثبات اولموش چئشیدلی بلگه لر و جیددی آلینان بیر چوخ خبر آژانسلاری طرفیندن یایینلانمیش یوزلرجه خبره گوره، بو گون ایران ایسلام جومهوریتی آدلانان اولکه نین قوزئی باتیسیندا، گونئی آذربایجان توپراقلاریندا، اونلارجا اینسان سادجه تورک اولوب میللی دیلینی، کولتورونو و تاریخی توپراقلارینی مودافیعه ائتدیکلری ایچین دوستاقلاردا، آغیر شیکنجه لر آلتیندا و اینفیرادی سئللوللاردا یاشاییرلار.

عابباس لئسانلی، ریضا عابباسی، بهروز علیزاده، ائلمان نوری، حامید لوطفی، ائلیاز یئکانلی، عسکر اکبرزاده، خودایار تیمورلو، سلمان سرخوش، غولامریضا نصیرزاده ... ایندی اردبیل، زنگان، اورمو، تبریز... زیندانلاریندا حبسده دیرلر. آلدیغیمیز سون بیلگیره گوره عابباس لئسانلی نین جانی خطرده دیر.

1385- جی ایلین اوردیبهشت و خورداد آی لاریندا، فارس فاشیزمینه قارشی گونئی آذربایحاندا، 50 شهر و کنده یاخین باش وئرن موحتشم، سیرا و قانلی قیاملار، بوتون دونیا میللت لرینه 35 میلیونلوق "گونئی آذربایجان میللتی" آنلامی نین گرچکله شمه سینی داها وورغولادی.

توتوقلانانلارین سربست بوراخیلماسی، وئریلمیش سیاسال حوکوملرین ایبطال اولماسی و ایشکنجه گوره ن اینسانلارین مادی و معنوی ضررلری نین اوده نیلمه سی بیزیم عاجیل ایستکلریمیزدیر.

شوبهه سیز طهران حکومتینین اینسان حاقلارینا بویون ایمه سی و گونئی آذربایجاندا تورک میللتی نین تانیماسی، تمل ایسته ییمیزدیر. ايسته كلرين قارشيلانماديغي تقديرده، گونئی آذربایجان میللتی اوز اوزگورلوک و باغیمسیزلیق دیره نیشی ایچین، اولوسلار آراسی بوتون تانینمیش حاقلاردان فایدالاناجاقدیر.

بئله لیکله ایران ایسلام جومهورییتی نی ایداره ائدن لر گلجکده باش وئرن مومکون اولای لاردان سوروملو اولاجاقدیرلار.

STOP FASCISTS!

According to the documents confirmed by international human rights organizations and according to the hundreds of news issued and broadcasted by many important news agencies; in South Azerbaijan territory, along the north eastern parts of the state so called Islamic Republic of Iran,  tens of people are living under torture, hard cruelty and insulation conditions just because of their Turkish origin and their will to defend their national language, substantial culture and historical territories.

Abbas Lesanli, Reza Abbasi, Behruz Alizadeh, Asker Akbarzadeh, Hamed Lotfi, Elyaz Yekanli, Elman Nuri, Khodayar Teymuri, Salman Sarkhosh, Gholamreza Nasirzadeh... are in Ardebil, Zangan, Ouroumieh and Tabriz   prisons now.

In May 2006, the civil but chaining and bloody revolts happened in almost 50 cities and towns of Southern Azerbaijan against Farsi Fascism, have reinforced the reality of “35 million populated South Azerbaijani Nation” to all the peoples of the world.

Release of the arrested people, cancellation of the political decisions of the courts and payment of material and moral reparations of those who have been subject to the torture and cruelty are our most urgent claims.

Definitely, the recognition of Turkish nation in South Azerbaijan by Tehran government and its conformity with human rights is our primary will.

Otherwise, the South Azerbaijani people will use all the internationally approved ways for the struggle of their own national freedom and independence.

Therefore, authorities of Islamic Republic of Iran will be responsible for the future events!

  لنوقف الفاشيون!

جماعات الدفاع عن حقوق الانسان تثبت بمختلف الوثائق و مئات الاخبار المنشورة من قبل وكالات الانباء العالمية، ما يتعرض له الاتراك في اذربيجان الجنوبيه )اي الشمال الغربي لما يسمى بايران( من اضطهاد والبقاء في السجون الانفراديه لمجرد انهم ترك و يريدون المحافظة على لغتهم و ثقافتهم و اراضيهم التاريخية. 

عباس لساني, رضا عباسي، بهروز علي زاده، الياز يكانلي، خودايار تيموري، المان نوري، عسکر اکبرزاده، حامد لطفی، سلمان سرخوش، غولام رضا نصيرزاده ...الان يقبعون في السجون المنتشرة  في اردبیل، زنجان، اورمو، تبریز وغيرها من المدن الاخرى. طبقا للوثائق التي لدينا ان عباس لساني حياته في خطر.   

في شهر مايو 2006، ثارت 50 مدينة باقضيتها ضد الفاشية الفارسية على شكل مظاهرات عارمة، متسلسلة و دموية لتعلن للعالم اجمع ان هنالك ملة قوامها 35 مليون ترك يعيشون في اذربيجان الجنوبيه.

اطلاق سراح المعتقلين و ابطال جميع الاحكام التعسفية الصادرة بحقهم و تعويضهم عن جميع الاضرار المادية و المعنوية التي لحقت بهم اثر البقاء و التعذيب في السجون، و هذا ما نطالب بتحقيقيه.

نحن نطالب و بكل جدية من حكومة طهران بالاعتراف بملة الترك في اذربيجان الجنوبية و اعطائهم كافة حقوقهم الشرعية و على العكس من ذالك، ستقوم ملة اذربيجان الجنوبية بخوض معركة الاستقلال و الحرية و بكافة الطرق الشرعية المتعارف عليها عالميا. ولهذا السبب من المحتمل ان تكون جمهورية ايران الإسلامية مسؤولة عن كل ما سيحدث مستقبلا.

فاشیستها را متوقف کنیم!

براساس اسناد متقن منتشر شده ازجانب نهادهای بین المللی مدافع حقوق بشر و همچنین صدها خبر مخابره شده از سوی خبرگزاریهای معتبر، در آذربایجان جنوبی واقع در بخش شمال غربی کشوری که امروزه با نام جمهوری اسلامی ایران شناخته می شود دهها انسان، فقط بخاطر تورک تبار بودن و دفاع از زبان ملی، فرهنگ و اراضی تاریخی خود در سلولهای انفرادی و تحت شکنجه های طاقت فرسا بسر می برند.

عباس لسانی، رضا عباسی، بهروز علیزاده، ائلیاز یکانلی، ائلمان نوري، عسکر اکبرزاده، حامد لطفی، خدایار تیموری، سلمان سرخوش، غلامرضا نصیرزاده ... اکنون در زندانهای اردبیل، زنگان، اورمو، تبریز... زندانی هستند. همچنین بر اساس اطلاعات موجود جان عباس لسانی در خطر است.

در ماههای اردیبهشت و خرداد سال 1385 هجری شمسی، تقریبا در 50 شهر و شهرک آذربایجان جنوبی سلسله قیامهای عظیم و خونینی بر عیله فاشیزم فارس بوقوع پیوست و به این ترتیب بر واقعیت مفهوم "ملت آذربایجان جنوبی" با 35 میلیون نفر جمعیت، بیش از پیش در نزد ملتهای جهان تاکید شد. 

آزادی بدون قیدوشرط بازداشت شدگان، ابطال احکام محکومین سیاسی وتامین خسارات مادی و معنوی شکنجه شدگان از درخواستهای اولیه ما است. بی تردید گردن نهادن حکومت طهران بر حقوق بشر و نیز شناسائی ملت تورک آذربایجان جنوبی از خواسته های اصلی ما محسوب می شود.

درغیر اینصورت ملت آذربایجان جنوبی در دفاع از آزادی و حق تعیین سرنوشت خویش، محق به انتخاب همه راههای متعارف و مشروع بین المللی است.

در چنین شرایطی مقامات جمهوری اسلامی ایران مسئول اتفاقات احتمالی آینده خواهند بود.


اسامی امضاء کنندگان عبارتند از:

1.      آتلاش. عثمان

2.      ارتاش. مقبوله

3.      ارول. عایشه

4.      ارول. فاتیح

5.      اسلام. سعیده

6.      اصغری. مینا

7.      آصیل کان. مورات

8.      آک سونقور. عومر

9.      آلپای. سوی تورک

10. آلتون. عبدالله

11. انتظار. مسعود

12. اوزتورک. تورهان

13. اوزکان. جانار

14. اوغورلو. لیلا

15. اوغوز. گولسون

16. اونال. احمت

17. آیت الله زاده. سید رحیم

18. آیکان. فاطما

19. بارداکچی. مرت

20. بختاور. بابک

21. بوزکوت. گولسو

22. بوزیل. توغرول

23. بیلگین. محمود

24. پاشایو. رامیز

25. پراغی . خان گلدی

26. پژوهفام. مجید

27. تورک سوی. صمت

28. تورکچو. هارای

29. تونجر. ملطم

30. ثریائی. سمیرا

31. چتین. آیسون

32. چلیک. بدرالدین

33. حاتایلی. یاسین

34. حسنوو. اورهان

35. حسینی. سید مناف

36. حقی. علیرضا

37. حکاک پور. یاشار

38. خداداد. عظیم

39. خراسانی. آرمان

40. خرم. چنگیز

41. خسروی. شیرین

42. خلیلزاده. محسن

43. دلالی. جودت

44. دمیر. فواد

45. دمیرچی. اوزجان

46. دنیزلی. حاکان

47. دوغان. روحی

48. ذبیحی. طهماسب

49. ذوقی. فتح الله

50. رجبی. بهمن

51. رحیمی بیات. حسن

52. رسولزاده. شکرالله

53.  رشتچی. یلدا

54. رهبری. صادق

55. روستم خانلی. بکیر

56. ریحان اوغلو. آیهان

57. ریحانلی. سولماز

58. زعیمی. فریدون

59. زمردی. طلعت

60. زنگانلی. ماهنی

61. ساریچای. تورکان

62. سردری. ائلناز

63. سلیموو. بگنج

64. سینان. یوسوف

65. سینجار. حبیب

66. شانلی. زینپ

67. شریفی. رضا

68. شن ار. گوکان

69. صبحی. کریم

70. صبوری. حسین

71. صفا. اشرف

72. صمدلی. فرزاد

73. صمیمی. شهاب

74. طالبی. نوید

75. طوبا. نرگس

76. ظهوری. محمد رضا

77. عباسی. ائلشن

78. عبدی. حسن

79. عظیم زاده. داود

80. علوی. حسن

81. علی یو. جاوید

82. علیپور. غفور

83. علیزاده. داود

84. علیوو. صورت

85. غرایی. موسی

86. غریب. الماس

87. فتح اللهی. سعید

88. فهیم. اصغر

89. قابیلی. محمد علی

90. قادری. احمد

91. قاراداغلی. ائلدار

92. قاسم زاده. محمد

93. قاسیم اوغلو. بوجان

94. قربانی مقدم. رسول

95. قلیزاده. ربابه

 

96. قولونجو. آتیلا

97. کاراداغلی. یوسوف

98. کالندرو اوغلو. جمیل

99. کامرانی. صالح

100.                کایا. وولکان

101.                کرکوکلو. بشار

102.                کرم قیزی. مجلیس

103.                کوپرولو. حسن

104.                کیریک کالالی. سولطان

105.                کیشی زاده. آتیلا

106.                گوموش. حامید

107.                گون دوغان. هارون

108.                مئته. کاشغرلی

109.                متین پور. علیرضا

110.                مجتهدی. تورج

111.                مجیدی. کاظم

112.                محمد خانی. ژیلا

113.                ملا عباسی. صالح

114.                منافی. زین العابدین

115.                موتلو. متین

116.                موسوی. سید محمد

117.                ناضار. اوراز

118.                نعیمی. سعید

119.                نعیمی. عباس

120.                نوری. علی محمد

121.                هارای. مسعود

122.                هاشمیان. حجت

123.                همدانی. مهدی

124.                وکیلوو. آسلان

125.                وهاب اوغلو. نورجان

126.                یئشیل. جعفر

127.                یالکیز. عباس

128.                یحیوی. شعبان

129.                یگانه پور. حامد

130.                ینبوع. محمد قاسم


  و هابئله؛

 آذربایجان جمعیتی(اونتاریو)، دورنا سایتی، بای بک سایتی، بیجار- بایکال وئبلاقی،آذربایجان سسی سایتی.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 20:39  توسط دومـانلــي تبــــــريز dumanlytabriz  | 

روز جهانی زبان مادری

یک زبان، یک نژاد، یک کشور

اگر عبرت نگیریم خود تجربه خواهیم کرد

  براستی که تاریخ بشریت پر است از ظلم و جور حاکمان جبار از یک طرف و مبارزه آزادیخواهان و ملل تحت ستم برای احیای حقوق پایمال شده شان از طرف دیگر. هر برگی از این تاریخ می تواند عبرتی برای ظالمان و نویدی برای مظلومین باشد.

  روز 21 فوریه سال 1952 یکی از این روزهاست. روزی که رفیق، سلام، جبار، برکات و چند تن دیگر توسط حکومت وقت جمهوری اسلامی پاکستان به گلوله بسته شدند. به چه جرمی؟ به خاطر عشق به زبان مادری شان!

استقلال پاکستان از هند بر اساس افکار افراطی اسلامگرایانه استوار بود. پاکستان از دو قسمت غربی و شرقی تشکیل می شد. مردم پاکستان غربی اکثرا اردو زبان بوده ولی مردم پاکستان شرقی را بنگالها تشکیل می دادند که زبانشان بنگالی بود. علیرغم این تفاوتها زبان اردو زبان رسمی کشور اعلام شد. تحت شعارهای عوامفریبانه برادری و برابری در اسلام، رژیم پاکستان سیاست آسیمیلاسیون را در پیش گرفت که خواهان نابودی زبان بنگالی بود. تحمیل زبان اردو به مردم بنگال ساکن در پاکستان شرقی و تبعیضهای اقتصادی روزافزون باعث ایجاد نارضایتی های شدیدی گردید.

اعتراضات مردم بنگال بالاخره در سال 1956، به رسمیت یافتن زبان بنگالی منجر شد. علیرغم اشتراک دینی مابین ساکنین پاکستان غربی و شرقی، تبعیضهای اقتصادی و زبانی آنچنان شکاف عمیق بین این دو ملت ایجاد کرد که سرانجام سبب تقسیم پاکستان و اعلام استقلال کشور جدید بنگلادش در سال 1971 شد.

بنابراین، روز 21 فوریه نه تنها در بنگلادش بلکه در سراسر دنیا دارای اهمیت ویژه ای برای دوستداران زبان مادری است. این روز پر اهمیت به درخواست کشور بنگلادش، توسط یونسکو با تصویب کشورهای عضو در نوامبر 1999 به عنوان روز جهانی زبان مادری نام گرفت.

جالب است که ایران نیز جزء کشورهایی است که از این طرح بنگلادش حمایت کرده است. این در حالیست که رژیم جمهوری اسلامی ایران هر گونه درخواست مسالمت آمیز مردم غیر فارس، مبنی بر اعطای حقوق فرهنگی شان و امکان تحصیل در زبان مادری شان را با خشونت جواب داده است. همانطور که در تظاهرات عظیم مردمی در شهرهای مختلف آذربایجان در خرداد ماه شاهدش بودیم رژیم حاکم از دست زدن به خشونت و کشتار مردم بیگناه که فقط خواهان آزادیهای فرهنگی هستند هیچ ابایی ندارد. عاملان تظاهرات را پان ترکیست و تجزیه طلب می نامد تا با اتهام ایجاد اختلال در امنیت کشور بهانه ای برای سرکوب آنها داشته باشد. اما ناگفته پیداست که اینها فقط و فقط شکاف بین مردم و دولت را عمیق تر می کند.

 جالبتر از آن سکوت به اصطلاح روشنفکران و مدعیان آزادیخواهی است که از آن می توان به نوعی تایید سیاستهای خشن و غیرانسانی رژیم جمهوری اسلامی تعبیر کرد. این نیز به نوبه خود شکاف بین ملتهای مختلف ساکن در ایران را عمیق تر می کند. کینه و نفرت را، نفاق را جایگزین صلح و دوستی می کند. چرا که فرهنگ صلح تنها موقعی می تواند شکوفا شود که مردم حق استفاده از زبان مادری شان را به طور کامل و آزادانه در تمام ابعاد زندگی شان داشته باشند.

 متاسفانه هنوز روشنفکر ایرانی از افکار نژادپرستانه ای که پایه های آن در زمان رضاخان ریخته شده رها نگشته است. هنوز روشنفکر ایرانی تعدد زبانی را خطری بزرگ برای تمامیت ارضی کشور می داند. در حالیکه دنیا دیگر خود را از افکار فاشیستی زمان هیتلری دور می کند، روشنفکر ایرانی هنوز مسخ شعار « یک زبان، یک نژاد، یک کشور » است. هنوز نمی تواند باور کند که این تنوع زبانی و فرهنگی است که اتحاد و نزدیکی ملتها به یکدیگر را به ارمغان می آورد. در واقع، تحمیل زبان یک ملت بر ملتی دیگر همچون کاشتن تخم نفرت در میان آنهاست. به عبارت دیگر، تنوع زبانی و فرهنگی همچون گونه های متفاوت گیاهان و جانوران هستند که توجه خاصی را می طلبند و جزء سرمایه های یک کشور محسوب می شوند. در واقع، این تنوع مزیتی است که نصیب برخی جوامع از جمله ایران شده است ولی افسوس که به آن به عنوان نه یک مزیت بلکه به عنوان یک مشکل نگاه می شود که باید به طریقی حل شود!

هموطنان، بیایید در سالروز شهدای زبان مادری که به حق روز جهانی زبان مادری نامگذاری شده نگاهی دیگر و بهتر و البته واقع بینانه تر به آن واقعه تاریخی بیاندازیم. بیایید از تاریخ عبرت بگیریم. آزموده ها را آزمودن خطاست. آگاه باشیم که همین اتفاقات در ایران خودمان در حال وقوع است. بیایید همه باهم، ترک و ترکمن، کرد و لر، عرب و بلوچ و  بویژه فارس همه و همه خواهان آزادی زبان مادری همه مردم ایران و تحصیل آنها در مدارس شویم.

اتابک نویدی                                 شنبه ۲۱ بهمن ۱۳۸۵

 

فدراليسم نسخه انصافعلي هدايت٫ سرآغازي بر تجزيه ديگر باره آذربايجان و يا ؟؟؟

  ديشب (19/11/85)برنامه مباحثه گونه اي در گون آذ تي وي با حضور تلفني آقاي انصافعلي هدايت برگزار شده بود. در اين برنامه در خصوص ايجاد فدراليسم در محدوده ايران کنوني بحث ميشد و آقاي انصافعلي هدايت با دفاع از فدراليسم و اعلام موارد جديدي درباره سيستم مورد نظرشان٫ مشکلات ذهني چندي براي من بوجود آوردند.

  فدراليسم مورد نظر آقاي هدايت به صورت خلاصه بدين گونه است:

- آذربايجانيها به هيچ وجه جدا از ديگران زندگي نکرده اند و نميتوانند جدا باشند.

- آذربايجان از نظر اقتصادي وابسته به ايران است.

- آذربايجان بخشي از ايران است و بايد باشد.

- هر منطقه داراي آزادي بوده و حق ايجاد حکومت محلي داشته باشد.

- هر بخش فدرال داراي قانون اساسي باشد٫ يک قانون اساسي عمومي بر همه بخشها نظارت کند.

- ارتش ملي هر بخش بايستي بخشي از ارتش عمومي را تشکيل بدهد٫ ارتش عمومي حق حمله به بخشهاي فدرال را نداشته باشد.

- حقوق بشر رعايت شود.

- اسم مهم نيست بلکه موجوديت و آزادي مهم است.

- دنيا اجازه استقلال به ما نخواهد داد.

سوالات ايجاد شده در ذهن من که خودبخود جواب داده ميشوند:

- در طول تاريخ به اسم مخصوص خود (تورکي) نامبرده شده اند. (در اين باره خواهم نوشت) استقلال در خون آذربايجانيان است. آذربايجان نسبت به ايران کنوني مقدمتر است به گونه اي که قابل قياس نيست.

- با تکيه بر آمار دولتي (که به مرور عيان ميشوند) ميبينيم که آذربايجان غني ترين قطب این مجموعه است. کمبود آب آشاميدني در تبريز !! نميتواند مبناي وابستگي به ايران باشد. مناطق سرسبز٫ کوههاي پر برف و دسترسي به خزر و رود ارس (آراز) فقط نمونه اي از توانمندي آذربايجان است. آذربايجان فقط و فقط نياز به يک قدرت دلسوز و ملي دارد تا بتواند منابع طبيعي را کنترل کرده و فقط و فقط به نفع آذربايجان استفاده نمايد.

- آذربايجان تنهاترين عامل وجودي ايران است٫ اگر آذربايجان نباشد ايراني وجود نخواهد داشت. بنابراين هيچ نيازي براي تکيه کردن به ايران٫ که خود منتج از وجود آذربايجان است نميباشد. آذربايجان داراي بيشترين جمعيت٫ متفکر٫ منابع و جنگاور است و تکيه کردن بر بخش ضعيفتر از نظر عقلاني مردود است.

- اگر هر بخشي آزاد باشد که حکومت محلي تشکيل دهد کل سيستم فدراليسم به سوي آنارشي سوق پيدا ميکند. چون که هر بخشي٫ از بخشهاي کوچکتر و هر بخش کوچک از طايفه هاي کوچکتر و خانواده ها و در خاتمه از اشخاص تنها تشکيل يافته است. اين شعار هم به شعار "يک ملت , يکزبان" رضا خان افزوده ميشود٫ "يک فرد , يک دولت"

- قانون اساسي نميتواند گوناگون باشد. اگر قرار است هر دولت فدرال داراي قانون اساسي باشد٫ چه نيازي به قانون اساسي عمومي خواهد بود؟ اگر دليل آن ايجاد قانون براي حفظ اتحاديه باشد که نبايد به آن اسم فدراليسم نهاد.

- يکي از مواردي که به هيچ وجه نميتوان به آن اعتماد کرد. کدام نيرويي خواهد توانست ارتش عمومي را از حمله به يکي از بخشهاي فدرال باز دارد؟

- با تعريف ناقص از مفهوم بشر در اين سيستم فدرال٫ نميتوان از حقوق بشر بحث کرد.

- تنهاترين موردي که تنها آذربايجان را هدف قرار داده است. آذربايجان طي ساليان گذشته به اجبار تجزيه شده و اسامي تاريخي آن عوض شده است. آذربايجانيان ميخواهند اسامي تاريخي آذربايجان برگردانده شده و محافظت گردند. اگر قرار است آذربايجان را به بخشهاي کوچکتر و بدون دارا بودن اسم آذربايجاني تجزيه کنيم!! چرا ايران شما را تجزيه نکنيم؟ چرا؟

- دنيا با خواست ملت آذربايجان بايد خود را تطبيق دهد. ميدانيم که بسيار مشکل است ولي نشدني نيست. مونته نگرو با داشتن چند صد هزار نفر جمعيت توانست به عنوان کشور اعلام استقلال کند. چون اين کشور قبلا داراي دولت بود٫ همانگونه که آذربايجان دولت داشته است٫ پس دنيا مشکلي به آن صورت با استقلال آذربايجان نميتواند داشته باشد مگر اينکه منافعي از زير سلطه بودن ما داشته باشند.

مهمترين ابهام در سيستم فدراليسم آقاي هدايت طرز جداسازي بخشهاي فدرال از همديگر است. ايشان از نظر جغرافيايي٫ زباني٫ ملي و ديني قادر به تفکيک دولتهاي فدرال نيستند. به هر بخش (کوچک مانند کليبر) حق داشتن دولت و پارلمان فدرال قائل ميشوند ولي توضيح نميدهند که آخرين ايستگاه بخش بندي اين سيستم فدراليسم کجاست؟ ارائه نقشه کاملي از بخشهاي فدرال با نامهاي مورد نظر آقاي هدايت ميتواند مشکل گشا باشد.

فدراليسم و دفاع از آن فقط همکاري با شوونيسم و دادن وقت اضافي به دشمنان آذربايجان در جهت چپاول ملت ما تفسير ميشود. فدراليسم به هيچ عنوان سيستم اجرائي قابل دفاع در اين بخش از دنيا نميباشد.

 در سيستم فدرال مورن نظر آقاي هدايت٫ آزادي و حقوق بشر به صورت نسبي تعريف ميشوند و به هيچوجه داراي قدرت اجرائي ندارند. قدرتي که بتواند اجرا شدن آنها را گارانتي کند در دست حکومت مرکزي است که آن نيز به نوعي تمرکز قدرت تعريف ميشود.

نکته

هر فردي که صحبت از فدراليسم در چهارچوب ايران ميکند (چه آذربايجاني و چه شوونيست) از ستارخان مثال مياورد که:

۱- ستارخان گفته: من ميخواهم مملکتها زير بيرق ايران باشند.

۲- به حکومت مرکزي (شاه) گفته است: ملت فرزند هستند و دولت پدر٫ سايه شما از سر فرزندان کم مباد.

بايستي توضيح دهم که جملات ادا شده توسط ستارخان بسيار صحيح و مستند هستند. ما نيز به آن سخنان ايمان داريم و آنها را سرمشق خود قرار داده ايم. ولي نقطه اي که باعث گمراهي افراد کم اطلاع شده است مفهوم دولت مورد نظر ستارخان ميباشد. آن دولتي که ستارخان ميخواسته است صاحب چهارچوب موجود باشد دولت "تورک قاجار" بوده است نه دولت فارس. ستارخان ميگفت دولتهاي دنيا زير بيرق دولت قاجار (تورک) باشد و دولت (تورک) مانند پدر ملت (تورکها و ديگران تحت حمايت آنها) ميباشد. اگر حکومت فارس ميخواهد اين جملات ستارخان را به نفع خود مصادره کند٫ چرا کساني که خود را آذربايجاني ميدانند به آنها کمک ميکنند؟

 

بسيار خرسند خواهم شد اگر انصافعلي هدايت به اين سوالات پاسخي ارائه دهند و يا نوشته هاي جامع خود را معرفي نمايند تا رفع ابهام شود.  انتخاب کردن طرز نوشتار فارسي براي اين نوشته نيز به خاطر آسانتر خوانده شدن و جواب دادن توسط آقاي انصافعلي هدايت ميباشد.

هر سیستمی که برای آینده آذربایجان ارائه میشود در وهله اول بایستی تمامیت ارضی آذربایجان را محافظت کند. آذربایجان از اشغال سرزمینهای اطراف تشکیل نشده است (چون ایران کنونی) تا به آنها حق بازگشت عطا کند. با افکار ناپخته سیاسی و بازیهای انساندوستانه!! کسی حق بخشیدن خاک آذربایجان به غیر را تحت هر عنوانی ندارد. خاک آذربایجان است که به آذربایجانی موجودیت میبخشد. نه زبان (در حدی) و نه دین (درحدی) نمیتواند آذربایجانی بودن را تغییر دهد.

آذربایجان، بایستی آذربایجان بماند

مسعود انتظار ۰۸/۰۲/۲۰۰۷ گلاسگو

آمریکا خواهان تحریم های شدیدتری علیه ایران است

آمريکا از سازمان ملل متحد خواسته است که در صورت خودداری ايران از متوقف ساختن برنامه غنی سازی اورانيوم، تحريم های سخت تری عليه جمهوری اسلامی ايران، تصويب شود.

به گزارش خبرگزاری رويترز، مقام های عالی رتبه دولت آمريکا معتقدند که در حال حاضر، اقدامات غير نظامی می تواند در حل بحران هسته ای ايران، موثر باشد.

نخستين تحريم ها عليه ايران، در ماه دسامبر در شورای امنيت سازمان ملل به تصويب رسيد. با اين حال مقامات ارشد آمريکا گفته بودند که برای افزايش فشار بر تهران، علاوه بر تحريم های سازمان ملل، اقدامات يک جانبه ای نيز عليه تهران انجام خواهند داد. سخت گيری در برابر بانک های ايرانی خارج از کشور، بخشی از اين اقدامات يک جانبه آمريکا عليه ايران، ارزيابی شده بود.

اما گريگوری شولتی، سفير آمریکا در آژانس بين المللی انرژی اتمی در سخنرانی خود در کنفرانس مونيخ صريحا گفت که اگر ايران بخواهد تقاضاهای شورای امنيت سازمان ملل مبنی بر توقف برنامه غنی سازی اتمی را ناديده بگيرد، اين شورا بعد از دريافت گزارش آژانس بين المللی انرژی اتمی در روز ۲۱ فوريه، بايد آماده استفاده از ابزارهای بيشتری باشد.

مقامات آمريکا و اروپا می گويند که در برآورد اوليه، همگی با راه حل سازمان ملل موافق بودند، اما حالا عقيده دارند که در اين راه حل ها، باید اقدامات شديدتری عليه جمهوری اسلامی ايران پيش بينی شود.

محمد البرادعی، مدير کل آژانس بين المللی اتمی روز ۲۱ فوريه گزارش خود را درباره فعاليت های ايران به سازمان ملل ارائه می دهد.

به گزارش خبرگزاری های داخلی، دولت ايران به جای تعليق غنی سازی، گام های جديدی برای گسترش فاعاليت های مربوط به غنی سازی اورانيوم برداشته است.

روسيه جدی ترين مخالف تحريم ايران، يک بار ديگر به دنبال راهی برای کم کردن ميزان تحريم است اما مقامات آمريکا می گويند که ايران به دنبال غنی سازی کامل اتمی است و مسکو بايد در مواضع خود تجديد نظر کند.

تشکر آمريکا از همکاری متحدان اروپايی

گريگوری شولتی، نماينده آمريکا در آژانس بين المللی انرژی اتمی، از اتحاديه اروپا به خاطر آنچه «اجرای سريع تحريم سازمان ملل، درباره منع خريد و فروش تکنولوژی ساخت سلاح های اتمی و موشکهای بالستيک به ايران» توصيف می کرد، تشکر کرد.

او گفت که اتحاديه اروپا حتی فراتر از درخواست های تحريم ايران عمل کرده و از سفر ۱۲ ايرانی که نامشان در قطعنامه شورای امنيت آمده بود، جلوگيری کرده و از هرگونه معاملات تجاری در زمينه فناوری های تعيين شده در قطعنامه شورای امنيت، حتی در موارد غير اتمی خوداری کرده است.

اما آقای شولتی با تکرار هشداری آمريکا، گفت که اروپاييان می توانند سياست های تنبيهی بيشتری را اعمال کنند؛ از جمله پايان دادن صادارت به ايران و يا تصميم گيری در باره منصرف شدن از سرمايه گذاری در اين کشور.

نماينده آمريکا در آزانس افزود: « سياست های غيرنظامی، اگر به صورت جدی و تحميلی و با حمايت همه کشورهای هم فکر اجرا بشود، توان مقابله با رژيمی که با چالش های اقتصادی زيادی روبروست را دارد، رژيمی که برای ماندن به حمايت سرمايه گذاری های خارجی نياز دارد و اين تصميم می توانند نارضايتی های داخلی را افزايش دهد

آمريکا، آشکارا برای سخت گيری بيشتر اتحاديه اروپا تلاش می کند. اين درحالی است که در محافل بين المللی بحث از اختلافات ميان اتحاديه اروپا و آمريکا است، اما يک ديپلمات بلندپايه اروپايی هر گونه اختلاف نظری در اين باره را تکذيب کرده و می گويد: «هر کشوری آزاد است که تصميمات را قبول کرده و يا رد کند. اين به معنی اختلاف بين اتحاديه اروپا و امريکا و يا هر گونه تنشی بن آنها نيست

اين ديپلمات در مصاحبه با خبرگزاری رويترز گفت: «به رغم هر کاری که آنها (ايران) انجام بدهند، آمريکا و اروپا بايد از عملکردی که حاکی از آغاز دوباره جنگ های صليبی ميان غرب و کشورهای مسلمان باشد، خودداری کنند

همزمان با اظهارنظرهای قاطعانه مقام های آمريکايی عليه ايران، برخی ناظران می گويند، ادعاهای تازه مقام های آمريکايی درباره نقش ايران در حمايت از شورشيان در عراق، گزينه حمله نظامی به ايران را قوی تر می کند.

مقامات آمريکايی احتمال گزينه نظامی را رد کرده اند و اروپاييان نيز تعهد آنها را پذيرفته اند.

آمريکا و متحدانش ايران را به تلاش برای دستيابی به سلاح های اتمی متهم می کنند.

اين در حالی است که ايران تاکيد دارد که تنها هدف آنها توليد انرژی است. تهران همچنين اتهامات آمريکا را در مداخله در ناآرمی های عراق، به ويژه حمله به نظاميان آمريکايی را رد کرده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 20:38  توسط دومـانلــي تبــــــريز dumanlytabriz  | 

زبان سند هويت هر ملتي است

زبان سند هويت هر ملتي است . سندي که اثبات آن تبلور ذات هر خلقي است. در واقع موجوديت هر ملتي در اين کره خاکي نشانگر حضور زباني اوست. زباني که مورد تکلم واقع مي شود از طريق اصوات، هجاها و آثار مکتوب سند زنده اي بر جاي مي- گذارد، سندي که جزيي از ميراث بشري است و بر همه انسانهاي فکور است که از موجوديت ، حق حيات و فضاي تنفسي آن زبان در ابعاد گوناگون مدافعه نمايند. اين سند در وجود فيزيکي و آثار معنوي ميليونها انساني حک شده که به آن زبان سخن ميگويند.بنابراين رسميت هر زباني را نه حاکمان، بلکه خود ملتي که به آن زبان لب مي گشايند، تعيين مي کنند. پس به سخني، هر زبان براي ملت صاحب زبان رسمي است. زبان ضمنا آ ئينه اي است که هر ملتي خود را، در گذرگاه تاريخ، در آن مشاهده مي کند. اين سند زنده در آئينه تاريخ جهان مي درخشد هر چند که عده اي بخواهند اين سند و اين آئينه را مخدوش و تيره ببينند.
زبان هيچ ملتي در عرف بين الملل نيازي به اثبات ندارد، بزرگترين دليل وجودي هر زباني حضور ملتي است که به آن زبان تکلم مي کنند و با اين طريق کاروان تمدن بشري را غنا مي بخشند، خواه اين متکلمين زباني ميليوني باشد يا کمتر. کميت در عرصه موجوديت زباني زياد مورد اختلاف نيست. زبان ها با تفاوتهاي خويش موزائيک زيبائي از ملل و نحل در جهان پديد آورده اند، جهاني که در مواردي قدرتمندان بر آن شده اند اين سند هويت و اين آئينه زلال بشري را مکدر کنند. براي مثال خواندن” کتاب کوچه” اثر زنده ياد شاملو، نوعي گردشي است در قلمرو مردمي که به فارسي دري صحبت مي کنند، هر چند که خود استاد فقيد ريشه ترکي داشته باشند. .و با مطالعه اشعار نسيمي و اثر ماندگار شهريار، حيدر بابايه سلام، نيز خواننده در مسير رودخانه اي سير مي کند که روح و روان مردم ترک آذربايجان را به تصوير مي کشد.زباني که نه فقط کدهاي بيجان و حرفهاي قراردادي الفبا، که روح و روان مردمي را در يک مقطع تاريخي نشان مي دهد. اين همان زباني است که من با آن بزرگ شده ام، زباني که ترنم کننده آمال و آرزوهاي يک ملت اصيل است.با اين وجود، ما مشاهده مي کنيم که در عرصه قدرت و حکومت در مواردي تلاش مي شود که فرهنگ و زبان ملتي به سخره گرفته شود و به سخن قالتونگ(Galtung 1)” معنا و مفهوم زبان ملتي توسط حاکمان معني شود و تعريف گردد نه خود مردم”. و اين اوج فاجعه است که ديگران بر ملتي خير و شر تعيين کنند که به سخن روان شناسان نوعي” آگاهي يا وجدان استعمارشده” در ملتي پديد آورند.(2) به اين صورت، براي مثال، در شهري که بيش از يک ميليون نفر جمعيت دارد و مردم قرنهاست به زبان ، در اين مورد، ترکي آذربايجاني ، صحبت مي کنند، کتابخانه اش قفسه اي از کتابهاي ترکي آذربايجاني نداشته باشد و يا در دادگاههايش زنان و مردان و شهروندانش نتوانند به زبان خود از خود دفاع کنند. اين همان ” آگاهي استعمار شده” است. اينجا ملتي است که نفوذ(Penetration) زبان بيگانه يا حاکم سبب شده که مليت خود را تسليم ديگران نمايد که به اين حالت” submissiveness” يا تسليم بي قيد وشرط گفته مي شود. اين حالت رواني اگر ادامه پيدا کند نوعي” تخريب رواني” براي ملتي پديد مي آورد. خوب اين زبان چيست و زبان چه جايگاهي در جامعه بشري دارد و زبان ترکي آذريايجاني از کجا سرچشمه گرفته است. اما قبل از همه، .در همين ابتدا بايد به فهرستي از فاکتها و حقايق اشاره شود تا خواننده دقيق با برخي از بد يهييات زبانشناسي آشنا شود.
- زبانها در عين تفاوتهاي ريشه اي از مشابهتهاي زيادي برخوردارند.
- زبانها از نظر ساختاري در گروههاي مشابه طبقه بندي ميشوند.
- زبانها همواره در طول زمان در داد و ستد بوده و متاثر از يکديگر بوده اند.
- برخي از زبانها به سبب تهاجمات استعماري و فقر فرهنگي در معرض نابودي قرار دارند.
- علي رغم اختلافات عجيب و قريب بين زبانها و کدهاي آنها، زبانها به تعبيري از ساختار واحدي برخوردارند.
- زبان هيچ ملتي برتر و يا پستتر نيست، و اين قدرتهاي فائقه اقتصادي و يا امپراطوريهاي مالي است که سبب فراموشي ويا به حاشيه افتادن زبانها ميشود.و اين کار با کوچهاي اجباري يا اسکانهاي ناشي از شرايط ناخواسته حاصل مي گردد.
- زبانها در خانواده هاي زباني طبقه بندي مي شوند و اعضا هر خانواده زباني شاخه اي از درخت زبانشناسي بشري است.
قبل از همه، در ريشه شناسي زبان ترکي آذربايجاني بايد توجه نمود که تمام زبانهاي دنيا در مسير زندگي بشري و تاريخ او، از پيچ و خمهاي فراواني گذشته و از دوران قبل از کتابت و الفبا عبور کرده ، تا امروز رسيده اند. با توضيح بيشتر، زبانهايي که قدرت انطباق با شرايط زمان داشته و از تهاجمات ضد زباني گريخته اند، تا امروز حضور خود را به اثبات رسانده اند. در اين رهگذر انسانهاي باستان بنا به شرايط ز يستي خود، هر کدام به شکل ويژه اي از زبان و کتابت و نوشته ، منطبق با وضع زيستي خود، استفاده کرده است. براي مثال، ملتهايي که در زندگي کوچ نشيني بوده اند، فن کتابت و زبان آنها به سبب کوچهاي مداوم و درگيريهاي خشن براي دسترسي به مراتع، دستخوش تغيير بوده و قضاوت علمي در مورد ريشه زباني آنها مشکل به نظر مي رسد. براي مثال، زبان انگليسي امروزي که حدود يک ميليارد مردم جهان به آن آشنائي دارند، حدود شش سده پيش به نوعي کتابت ميشد که آثار آن زمان براي خواننده معمولي امروزي نامفهوم است. بنابر اين بهتر است به ريشه کل زبان بشري اشاره شود و نظر دانشمندان معاصر و پژوهشگران جديد آورده شود تا اينکه در ريشه شناسي زبان ترکي آذربايجاني مردم ايران نيز تامل علمي به عمل آيد.
در زمينه ريشه شناسي زبان ترکي آذربايجان نظرات متفاوتي ابراز شده است و گاهي ضد و نقيض. واين برخوردها سبب شده که ذهن عامه نسبت به آن در ابهام قرار گيرد.
“مريت روهلن”
Merrit Ruhlan مي نويسد هر چند که دانشمندان هر کدام در محل کار خويش به صورت جداگانه اي کار مي کنند، اما در واقع هر کدام بخشي از موضوعات علمي را مورد بررسي قبرار ميدهند که در کل همه به هم مرتبط مي گردند. او ادامه ميدهد که با کمال تعجب با مطالعه آثار زبانشناسان و مشاهده نزديکي در واژگان و ساختارهاي زباني به اين نتيجه رسيده که از حدود 5 هزار زباني که امروز در جهان تکلم ميشودو و با بررسي نزديکيهايي که در اين زبانها به چشم ميخورد، اين نتيجه حاصل مي شود که تمام اين زبانها در واقع از يک زبان اجدادي، زبان واحد باستاني ريشه گرفته اند.(3) اما اگر به جامعه امروزي ايران نظر کنيم در يک جمله ميتوان گفت که اين هم از کرامات تظامات استبدادي است که ملتي بايد براي اثبات موجوديت زباني خويش فرياد بکشد.
در جامعه چند زباني ايران زبان ترکي آذربايجاني هنوز جايگاه خود را نيافته است. اميد ميرود که روند عمومي بيداري اجتماعي يا موج عظيم رنسانس فرهنگي ، که آغاز شده، بتواند زبان ترکي آذربايجاني را نيز در مقام مناسب خود بنشاند.زباني که ميليونها نفر از مردم آذربايجان ايران به آن تکلم مي کنند، و در طي قرون و اعصار همچنان از گذرگاهاي خطرناکي گذشته و بارها در معرض مرگ قرار گرفته است. زباني که بنا به نظر زبانشناسان کامل، و از نظر استروکتور گرامري و ساختار نحوي انسجام دارد. هر چند اين زبان در ايران حالت رسمي نداشته و به زبان مکتوب ديواني ارتقا نيافته، اما توانمنديهاي ساختاري اين زبان سبب شده که با وجود تسلط سياستهاي ترکي ستيزي و ممنوعيت پخش و نشر آثار خلاقه به اين زبان، هنوز جان سختي از خود نشان دهد و از طرق فعاليتهاي غير رسمي و ادب دوستانه زنان و مردان آذربايجان در زمره زبانهاي زنده ولي در حال خطر
endangered به تنفس خود در کلني زبانهاي ديگر ادامه دهد. زبان ترکي، که يکي از شاخه هاي آن در آذربايجان مورد تکلم واقع ميشود، همانند ساير زبانهاي مرسوم در جهان، زباني است که ساختار قانونمند دستوري خود را دارد و تا کنون آثار ماندگاري به اين زبان چاپ شده است.
در ايران، به لحاظ سياستهاي فرهنگ ستيزانه طوري با اين زبان برخورد شده که حتي عده اي از خود صاحبان اين زبان از تکلم به آن شرم زده ميشوند. البته اين سياست ويژه ايران نيست، به پژوهش زبانشناس برچسته سوئدي، اسکوتناب کانکاش، در ممالکي که زبان حاکم ديگر زبانها را به حاشيه رانده و ممنوع نموده، تکلم به زبان مادري براي زبانهاي غير رسمي “با احساس شرم” همراه بوده است)4 (اين ضايعه فرهنگي در ايران جراحات عميقي در سينه ميليونها انسان نهاده است. جراحاتي که در طي دهه ها زبان ستيزي و تلاش براي حذف اقتدار ملت آذربايجان ضربات جبران ناپذيري بر پيکر اين ملت وارد کرده است. ملتي که کودکانش در يک آشفتگي آموزشي قرار داشته و در حالت “suspension “يا سردرگمي و آويختگي زندگي کرده اند. مطمئن هستم که درک عمق اين جراحت که سينه ملت آذربايجان را دريده و ميليونها انسان را در مرز و بوم خويش به شهروندان درجه دو تبديل کرده، مورد توجه روشنفکران فارسي زبان قرار گيرد. حق تکلم، آموزش، و احترم به زبان ملتها جزئي از مولفه حقوق بشر و پايه دموکراسي است . با آبادي وپيشرفت اجتماعي هم مرتبط است. . و در واقع ناتواني اهل قلم فارسي زبان از درک پيامدهاي ممنوعيت زباني سبب شده که اين جماعت جاهلانه به موضع انکار بيفتند و يا در بهترين شکل از طرح مسئله خودداري کنند و به آن با ديد “کاهشگرانه” (reductionism) بر خورد کنند.
اينجا نه ناسيوناليسم آذري مورد نظر من است، نه ساير نظرهاي سياسي. اينجا طرح اين فکر در ريشه شناسي زبان ترکي مطرح است که قبل از هر برنامه سياسي اجتماعي، بايد با زبان يک ملت بزرگي، ابتدا به عنوان هويت فرهنگي و حق ذاتي آنها،ا برخورد کرد. امکان ندارد ملتي با کساني که زبان و موجوديت آنها را به سخره گرفته اند، با گرايشات صميمانه برخورد کند. ناسيوناليسم اينجا واژه بي معنايي است، اينجا ميدان وسيع تنفس زباني ملتي در نظر است که طبق مصوبات سازمان ملل زبانش بايد رسميت يابد- اينجا هيچ سخني از سياست و برخورد سياسي نيست، بلکه به طور شفاف سخن از جامعه اي است که تقريبا از هر دو نفر يک نفرش خواستگاه ترکي دارد و به شاخه هاي مختلف زبان ترکي تکلم ميکند ، در حالي که از نظر ساز و کارهاي رسمي در آموزش و ساير امور جامعه زبانش غايب است، زبانش در حاشيه است، زبانش به اشکال مختلف سرزنش و تحقير ميگردد. اينجا سخن از زبان ملت است نه ملي گرائي.اينجا تاکيد بر موجوديت و حيات اجتماعي ملتي است، نه ناسيوناليسم کور سياست مردان. اينجا سخن از زبان و حيات کودکاني ميرود که دهه هاست عليرغم مصوبات جهاني از حق رشد و نمو کودکانه به زبان مادري خود محرومند. آنان همانند کودکاني هستند که از آغوش مادرانشان به زور گرفته شده اند. چرا که زبان مادري همراه شير مادر آغوشي گرم و عاطفي براي کودکان محسوب مي شود. ابنجا سخن از تخطئه زبان و ادب ملتي است. حال آنکه علم زبانشناسي ميگويد هيچ زباني برتر از ساير زبانها نيست و چنان که در اين نوشتار خواهد آمد زبان ترکي از نظر توانائي دستوري، آواشناسيphonemes, morphemes) ) و مورفولوژي از زبان فارسي ظرفيت بيشتري دارد.
زبان امروزي ترکي که مردم آذربايجان ايران به آن صحبت مي کنند، شاخه اي از خانواده بزرگ زبانهاي ترکي Turkic languages” است. خود اين خانواده نيز در طبقه بندي زبانها، از زبانهاي زير خانواده گروه زبانهاي آلتائيک Altaic شناخته ميشود.
“خانواده زبانهاي ترکي اشتراکات خيلي نزديکي به يکديگر نشان مي دهند. اين همانندي در عرصه آواشناسي، مورفولوژي (تحولات لغوي) و ساختار نحوي آنهاست. در بين اين زبانها تنها زبانهاي چوواش، خلج، و ياکوت با ديگر خانواده زبانهاي ترکي تفاوت قابل توجه دارند. نزديکترين سوابق اين زبانها در کنار رودخانه اورخون در مغولستان و نيز دره رودخانه يئني سئي در روسيه مرکزي و جنوبي وجود دارند که به قرن 8 برميگردد.”
براي نشان دادن خانواده زبانهاي ترکي و درک ريشه هاي زبان ترکي آذربايجاني اينجا عين ترجمه طبقه بندي زبانها از ديد زبانشناسان معتبر آورده ميشود. جالب اينجاست که بيشتر عالمان زبانشناسي تاريخي در اين مورد هم نظرند:
زبانهاي ترکي با توجه به ريشه هاي تاريخي، معيارهاي جغرافيايي و اصول زبانشناسي به شاخه هاي زير تقسيم ميسوند:
1-زبانهاي اوغوز يا زبانهاي جنوب غربي که شامل زبانهاي ترکي عثماني، قاقوز
Gagaus، ترکي (آذربايجان)، ترکمن، و ترکهاي خراسان.” در اين طبقه بندي به لحاظ توجه به اشتراک زبانها از نظر موقعيت جغرافيايي جايگاه زبان ترکي امروزي آذربايجان ايران نيز مشخص مي شود.
2-زبانهاي قبچاق يا زبانهاي شمال غربي: اين شاخه شامل زبانهايي از خانواده زبانهاي ترکي است که عبارتند از زبانهاي قازاک، قره قالپاک، نوقاي، تاتار، و باشقير، لهجه هاي سيبري غربي، تاتارهاي کريمه، کوموک، کاراچاي، بالکار و کاراايت.Karaite
3-شاخه جنوب شرقي يا گروه اويغور چاغاتي
uyghur chagati” “که در برگيرنده زبانهاي اوزبک، اويغور، اويغور زرد، و سالار Salar” “با ريشه اوغوز.
4-گروه شمال شرقي ياسيبريايي شامل زبانهاي ياکوت
Yakut(ساخا)، دولقان “Dolgan”، آلتاي، خاکاس ، شور Shor تووان Tuvan ، و توفا (.( Tofa
5-زبان چوواش که زبان منطقه ولگاست.
6-زبان “خلج”
khalaj) ) زبان متباعد مرکزي ايران است.(5)
منظور از زبان خلج همان گويشي از زبان ترکي است. بر اساس داده هاي سايت ميراث فرهنگي، استان مرکزي دربرگيرنده ساکناني با ريشه زبان ترکي هستند. طبق اين نوشته و به نقل از سايت “سوزوموز”"زبان ترکي زبان اصلي اهالي اکثريت نقاط روستائئ شهرستان ساوه مي باشد.(شاهسون بغدادي، اينانلو، مغنها، ايل مغان، ترکمن….اغلب روستائيان به يک گويش ترکي(منظور زبان ترکي آذربايجاني است.م.ب) و اندکي به گويش ترکي خلجي سخن مي گويند.&
طبق اين نظر، جايگاه و خواستگاه زبان ترکي آذربايجاني روشن مي گردد. اين زبان در زمره زبانهاي جنوب غربي خانواده زبانهاي ترکي محسوب مي شود
استاد رحيم رئيس نيا نيز در نوشتاري که در مورد زبان ترکي تهيه کرده، ريشه شناسي زبان ترکي اذربايجاني را چنين ذکر مي کند که به نوعي با پژوهش زبانشناس فوق هماهنگي دارد:
“زبانهاي ترکي به چندين شاخه و شعبه تقسيم مي شوند که ترکي آذربايجاني به گروه غربي خانواده زبانهاي ترکي وابسته است. به نظر وي”منابع اصلي زبانهاي منسوب به شاخه غربي خانواده- هاي ترکي و از آن جمله زبان آذربايجاني عبارت بوده است از: زبانهاي قبايل و طوايفي که به نام هاي ساک- سکيف- سکا، گاس، گاسبي، گاسيت، خزر، سابير، سووار، هون، گوي ترک، تورک غز، اوغوز، قبچاق، و… شناخته شده اند. اينان در سده هاي پيش از ميلاد و نيز در نخستين هزاره ميلادي در اطراف درياي خزر مسکن گزيده اند. زبان آذربايجاني نيز به مانند ساير زبانهاي وابسته به گروه غربي تحت تاثير حوادث اجتماعي-تاريخي پيچيده اي به صورت زبان واحد خلق تشکل يافته است” (6)
دليل عمده اي که زبانشناسان تاريخي مي آورند که زبانهاي ترکي از خانواده زبانهاي هند و اروپايي نيستند، توجه به ساختار هجايي و آواشناسي اين زبان است. البته اشکال ديگر دستور و نحو زبان ترکي آذربايجاني نيز نشانگر اين است که اين زبان خود استقلال زباني دارد. تفاوت و در واقع خصيصه بارز زبانهاي ترکي در کميت حروف صدادارست. وجود نه صدادار به اين زبانها “هارموني هجايي”(7) مي دهد که در زبانهاي” دري” (فارسي) نيست. علاوه نوع پيچيده پيشوندها و پسوندها نيز نشان مي دهد که ساختار زبان ترکي و ظرفيتهاي آن با زبانهاي هند واروپايي متفاوت است. مثال ,واژه کول (خاکستر) کول-لر(خاکسترها)، کول-لر-ي (خاکسترهايش) و واژه قول (برده) قول-لار (برده ها)، قول-لاري (برده هايش) نشان مي دهد چه هماهنگي و هارموني در زبان و نوع تلفظ واژه هاي صدادار وجود دارد. به هارموني صداها در پسوند”لر” “لري” و نيز “لار” و لاري” توجه کنيد، با مقايسه اين نوع هارموني مصوتها مي توانيد پي ببريد که در زبان دري فارسي اين امکان گردش هجايي وجود ندارد. دکتر زهتابي در کتاب با ارزش خويش، به نام “معاصر ادبي آذري ديلي” براي نشان دادن جايگاه زبان ترکي آذربايجاني، با استادي و ايجاز خاصي انواع حروف صدادار را توضيح داده اند.(8)
مثل هر زبان ديگري زبان ترکي آذربايجاني مسير تاريخي ناهمواري طي کرده و به امروز رسيده است.نوع به کار بردن پسوند در اين زبان، بي آنکه آسيبي به خود کلمه وارد شود، سبب شده که اين زبان از يک استاندارد خوبي از نظر زبانشناسي برخوردار باشد که براي يادگيرنده زبان آسان خواهد بود. براي مثال کلمه”ائولريمده” (
evlerimde)” در خانه ما” از واژه اصلي “ائو”(خانه) “لر” علامت جمع، “ايم”پسوند مالکيت، “ده” پسوند مکاني به صورت يکدست و هماهنگ استفاده شده است. حال زماني که کلمه در زبان ترکي آذربايجاني از حروف صداداري بهره گيرد که از ته دهان تلفظ ميشوند، تمام پسوندها نيز خود را با آن صدا هماهنگ مي کنند. مثال “اوتاق”، اوتاقلار، اوتاقلاريمدا، اوتاقلاريمداکي، اوتاقلاريمداکيلار و ترکيب “اتاق-لار-ايم-دا-کي-لار-دان” (از چيزهايي که در اناق هايم هستند) نشان دهنده سياليت و ظرفيت گسترش ساختاري اين زبان است.(9) اين ساختار ويژه زباني سبب شده که به زبانهائي که هنگام اضافه شدن پسوندها، ريشه کلمه ثابت بماند، زبان التصاقي (agglutinate) گفته مي شود. در زبانهاي التصاقي نه تنها ريشه افعال هنگام صرف شدن ثابت مي ماند، بلکه در تمام کلمات ديگر نيز هنگام افزوده شدن پسوند، اصل کلمه بي-تغيير مي ماند. ضيا صدر و دکتر زهتابي نيز ريشه زبان ترکي آذربايجاني را جز زبانهاي التصاقي دانسته اند.با اين تفاوت که برخلاف بيشتر منابعي که من مراجعه کردم و در کتاب شناسي استاد ر..رئيس نيا هم ذکر شده، دکتر صدر زبان ترکي آذربايجاني را از نظر ساختاري از زبانهاي اورال آلتائي نمي داند، چرا که او باور دارد که زبانهائي خارج از خانوادهاي اورال آلتاي در اين گروه وجود دارند که التصاقي هستند .10
اين که شکل گيري کامل فرم زبان ادبي ترکي آذربايجاني چه زماني بوده، اطلاع دقيقي نداريم،اما کتيبه هاي اورخون يئني سئي يا يئني سو را ميتوان نام برد که ترکيب دستوري واژه ها و صوت شناسي کلمات موجود نشان مي دهد که اين سند از قدمت بيشتري برخورداراست. با اين حال اکثر منابع بر آنند که زبان هاي شکل يافته خانواده ترکي بيشتر از قرن هشتم ميلادي آغاز شده است. در اين مورد زبانشناسان با توجه به نوع زبانهاي ترکي، تکامل هر کدام را به قرون مختلف نسبت مي دهند. زبانهاي ترکي آسياي ميانه قرن هشتم شکل ميگيرند، حال آنکه شکل گيري زبان ادبي “اويغوري” را ما بين قرون نه تا چهارده مي دانند.(11( شيوه زندگي کوچي و نوع معيشتي و زيستي اجداد ترک آذربايجاني و طرز نگاه آنها به جهان و طبيعت سبب شده که صاحبان اين زبان از ثبات اجتماعي برخوردار نباشند. تهاجمات و لشکرکشيهاي مدام باعث شده که اين ملت در حالت کوچ قرار گرفته و از اقتدار دولتي بهره نداشته باشد. حضور جمعيت مختلف ترک در سراسر ايران و نيز ساير ممالک دليل بر همين است. با وجود عدم امکان آموزش رسمي زبان ترکي آذربايجاني در ايران و با وجود ممنوعيتها و محدوديتها و تحقيرها در پخش و نشر آثار اهل قلم اين خطه، زبان ترکي آذربايجاني به سبب ظرفيتهاي دستوري، ساختار نحوي، آوائي و نيز قدرت واژگان، زبانيت و زندگي و تکامل خود را پيش گرفته و جلو رفته است. طبق آمار سال 1997 حدود% 37.3 از جمعيت ايران به اين زبان تکلم مي کنند.
با اين حال در جامعه ايران سنت ديرينه استبداد سبب شده که واقعيات فرهنگي و آکادميک نيز بنا بر اميال و منافع حاکمان تحريف گردد. البته داشتن عقايد و آرا گوناگون در مسائل علمي يک موضوع طبيعي است. نکته مورد نظر من انکار و حذف است که نادرست است.
در مورد ريشه شناسي زبان ترکي آذربايجاني نظري هم وجود دارد که زبان ميليونها مردم آذربايجان را به زباني از ريشه هند و اروپائي نسبت مي دهد و از آن به عنوان زبان “:تاتي” و “هرزني” نام مي برند. حال آنکه در ميان آذربايجانيها واژه “تات” و “تاتي” به کساني اطلاق مي شد که آذربايجاني نيستند.همانگونه که تازيان، غير عرب را عجم مي خواندند. خود کلمه “تات” به نوعي با واژه روسي “تاتي” با هم به کار گرفته شده است. تاتها در مناطق قفقاز زندگي مي کردند، در ايالات”سيازان”
Siazan ، ديويچين، قوبا، قوناق کند، شماخي، اسمايلين.، در شهر باکو و در شبه جزيره آَبشرون، در شمال شرقي آذربايجان. تاتها قوم مستقلي بودند که در کنار آذربايجانيها زندگي مي کردند. ريشه زباني آنها روشن نيست ، طبق آمار موجود در يک سند، تاتها که در آباديهاي شمال ايران و اطراف تهران زندگي مي کردند، 28433 نفر آمارگيري شده اند. در اين سند ذکر شده است که “تاتها” از نظر ديني هم به مسلمان، مسيحي و يهودي منشعب مي شوند. زبان شناسان بر آنند که زبان تاتها با زبان ترکان آذربايجاني مشابه نبوده است. تاتها بر خلاف ترکان آذربايجاني هيچ وقت زبان کتبي نداشته اند، آنها در باکو به يادکيري زبان ترکي پرداختند. نکته قابل ذکر اين است که سياستهاي تک زباني و استحاله گري سبب شده که تاتها در ايران به کلي به زبان فارسي بگروند . تاتها در آذربايجان شمالي در دوران حاکميت شوروي عمدتا در باکو زندگي مي کردند. سياستهاي شوروي در آن زمان به سخن بزخي از زبان شناسان سبب شد که اتها موجوديت خود را به مرور از دست دهند بنابراين انتساب زبان ترکي آذربايجان به “تات” و “هرزن” و جدا نمودن خانواده بزرگ زبان ترکي از شجره زبان شناسي و زبانهاي “اوراليک التاييک” با اهداف خاصي انجام مي گيرد و گرنه داشتن نظر يا فرضيه در پژوهشهاي علمي چيزي قابل کتمان نيست.
بايد اشاره کنم که نبود جو حستجوگري، نقد و عدم امکان بررسي مسائل اجتماعي، از جمله ساختار جمعيت ايران، زندگي زبانهاي مختلف، و نگرش به پديده جديد “جوامع چند زباني” ، سبب شده که جامعه در يک خلا نظري وتتوريک زندگي کند، وقايع و افکار مطابق اميال قدرتمندان تعبير و تفسير گردد. در مورد زبان و ريشه شناسي زبان ملت آذربايجان هنوز در ذهن عامه .و نيز در منظر روشنفکران، همان نظراتي که از دوره فراماسونرهاي رضا شاهي ديکته شده موج مي زند. اما بايد تغيير زمان و شرايط را فهميد. به حقايق دو باره انديشيد. اين بار به صورت مستند، دقيق، با مدرک و استدلال. و زمينه را نيز براي پژوهشهاي بيشتر آماده کرد. اولين بار احمد کسروي بود که به موضوع زبانشناسي آذربايجان اشاره نمود و تئوري من در آوردي “تاتي” و “هرزني” را به عنوان زبان مردم آذربايجان ناميد. حال آنکه کار زبانشناسي با اشاره به خانواده هاي زباني و طبقه بندي زبانها مرتبط است و تمام زبانهاي مورد تکلم از نمودار زباني مشخصي ريشه گرفته اند. زبان ملت آذربايجان نيز از اين مقوله جدا نيست. با نيات سياسي و مطامع سرکوب فرهنگي نيز نميتوان چنين پديده هاي زنده را براي هميشه تحريف کرد. زبان آذربايجان از خانواده جهاني زبانهاي التصاقي است که اين گروه از زبانها همانگونه که گفته شد به شاخه زبانهاي آلتائيک مرتبطند. مشابهت ها در:1-واژگان 2- در ساحتار دستوري 3- در آواشناسي هم دليل عمده اين طبقه بندي است. طرح اصطلاح “نيمزبانها” هم که از سوي مورخ آذربايجاني، احمد کسروي مطرح شده، هيچ تغييري در موجوديت اين زبان و زندگي تاريخي آن ايجاد نمي کند. در علم زبان شناسي ما
pidgin-Creole داريم که نوعي گويشهاي مردم و قبايل مهجور و جدا مانده از اصل خويشند که به سبب کوچها و معضلات زيستي از ريشه زباني خود جدا افتاده و به نوعي به گويش ويژه دست يافته اند. گويشي که از زباني جدا شده و به مرور شکل يافته و ممکن است به حالتي برسد که ديگر براي صحبت کنندگان زبان اصلي مفهوم نباشد. براي مثال چيزي که از آن به نام زبان “هرزندي” نام برده مي شود و آقاي کسروي آن را نيم زبان آذربايجان مي نامد و از آن مثال مي آورد، در واقع همان چيزي است که در زبان شناسي “پيدگين” pidgin مي گويند. گويش يا زبانکي که از اصل خود جدا مانده است. به مثال خود آقاي کسروي و تطابق معنائي آن اشاره مي کنم.
“امسور ورون خيلي وروسته، سيل خيلي آمارا، گندومي خروب کرديه،
“امسال باران زياد باريده، سيل بسيار آمده، و گندمها را خراب کرده”
در واقع جمله اول شکل مهجور، وامانده و سرگردان جمله دوم است. حالا تراشيدن يک شخصيت زباني به اين “زبانک” يا “پيدگين” و آنرا زبان باستاني مردم آذربايجان ناميدن همه عاري از هر گونه اعتبار علمي است. ” لازم به توضيح است که “پيدگينها” ابتدا در زبان انگليسي پديد آمدند که جاي صحبت آن در اين جا نيست.
بنابر اين درک ريشه زباني مردم آذربايجان که من از روي اسناد و نمودارهاي زبانشناسي شجره آن را خواهم آورد، از خانواده زبانهاي ترکي است و هر گونه سفسطه کاري در اطلاق نيم زبان، يا جدا کردن ساختار گرامري، لغوي، و نحوي اين زبان از زبان ترکي بيمعني است. چرا که اين زبان زنده است.کار مي کند. هر روز صاحبان انديشه به آن زبان آثار خلاقه مي آفرينند و با وجود دهه ها و سده ها بي احترامي ، به ويژه در دوران سلسله پهلويها، اين زبان راه خود را مي رود و خودش با واژه ها و الحانش، با ساز عاشقان دلسوخته، با ني چوبانان کوه و کمر در اراضي آذربايجان، و با سوز دل شاعران ترکي گوئئ چون شهريار، سونمز، استاد يحيي شيدا، اشعار ملوديک استاد بارز، ممد آراز، و صدها ديگر بر زندگي زباني خود ادامه مي دهد. جاي تاسف است که روشنفکران غير ترک به سبب نبود شرايط نشر و پخش آثار اهل قلم ترکي گوي، چندان آشنايي با اين آثار ندارند و از سويي اين خلا زباني يا به سخني حذف زبان سبب شده که ترکان ما پارسي گوي شوند. اسناد به جا مانده از دوران مشروطه و حکومت ملي آذربايجان هم نشان مي دهد برخلاف نظر کسروي ويارانشان آقاي حسن رشديه نيز در گامهاي نخست بر آن بود در آذربايجان آموزش به زبان ترکي آذربايجاني را مستقر سازد و ضمنا آموزش در جامعه ايران را به صورت دو زبانه سازد. همان گونه که دکتر رضا براهني، نويسنده ، شاعر و منقد ادبي هم در نوشتار خويش که در بيشتر نشريات و سايتهاي داخل و خارج منتشر شد، به همين موضوع صحه مي گذارد.(سايت تريبون)
آقاي احمد کسروي براي اثبات نظر خود در مورد بي ريشه بودن زبان آذربايجان بر آن مي شود در ريشه شناسي نام اشخاص و شهرها هم به نوعي خيالپردازي کند که براي خواننده بي غرض امروزي ودانشجوي پژوهشگر مضحک مي آيد. آيشان براي مثال براي اينکه نظر خود را در مورد بي ريشه بودن زبان تـرکي آذربايجاني ثابت کنند، سعي کرده اند براي واژه هاي موجود ترکي در آذزبايجان وسراسر ايران که ترکان زندگي مي کنند، ريشه فارسي بتراشند. اين تلاش ايشان نه از جنبه تفحص و تحقيق بلکه نوعي شکل تحريف علمي پيدا ميکند. براي مثال ايشان ريشه کلمه:
“سوگودلو”را بيدک،
“گردکانلو” را گردکانک،
“قزلجه” را سرخه،
“ايستي بولاغ” را گرمخاني ،
يالقوز آغاج” را يکه دار و غيره ناميده اند که در يک کلام از منظر زبانشناسي واژه ها مضحک است.. در اين سند ادعا مي شود که گويا مردم آذربايجان بعد از کوچيدن به اراضي امروزي واژه هاي فارسي را به ترکي ترجمه کرده اتد. حال آن که قبل از ورود آريايي ها به فلات ايران ، اين مناطق محل سکونت “اورال آلتائيان” بوده است که اجداد ترکان آذري شناخته ميشوند.(در اين مورد به مقاله حميد نطقي در مجله وارليق شماره هاي آذر و دي 1363 مراجه کنيد.ر.ر.)
براي روشن شدن اذهان عموم بايد اشاره کنم که پسوند “لو” يک شاخص در زبان ترکي آذربايجاني است که صدها کلمه اساسي در فرهنگ کتبي اين زبان با اين فرم وجود دارد.”لو” که گاهي در ميان مردم به صورت پسوند”لي” هم به کار برده ميشود، پسوند نسبي و ملکي است. کلمات تاريخي همچون ايل ترک “باهارلو”، ” قره قويونلو” که داراي پسوند “لو” هستند قرنها سابقه استعمال زباني داشته و تعابير آقاي کسروي در شقه-شقه کردن اين واژه ها و چسباندن آنها به زبان فارسي معتبر نيست. تلاش براي پيدا کردن يک پدرخوانده فارسي به واژه ها و اسلوب زباني ترکي آذربايجاني هيچ کمکي به کار زبان نميکند. يا ترکيب اصيل “ايستي بولاغ” که زبانزد مردم آذربايجان است و در روستاها و مناطق کوهستاني به چشمه هاي آب گرم اطلاق مي شود را به واژه مهجور فارسي”گرمخاني” نسبت ريشه اي دادن واقعا عاري از هر اعتبار علمي است.(13) بنابراين سرگردان ماندن آقاي کسروي مابين واژه هاي “آذري” و “ترکي” و تلاشش براي جداکردن زبان مردم آذربايجان از خانواده زبانهاي ترکان و نيز تراشيدن ريشه قلابي براي واژه- هاي ترکي آذربايجاني در زبان فارسي نيز چندان کمکي به خواننده نمي کند. براي مثال آقاي کسروي در واژه شناسي نام آباديها به لغت “قرا” اشاره مي کند وتلاتش دارد به هر ترتيبي است براي اين واژه معصوم و اصيل ترکي پدرخوانده فارسي بسازد. ايشان چنين مي نويسند:
“در آذربايجان بر سر بسياري از نامها واژه “قرا” آورده مي شود مثلا “قراچمن” و “قرارود”. و چون قرا در ترکي به معناي سياه است کساني خواهند پنداشت در اين نامها همان معني ترکي مقصود است. ولي بايد دانست که “قرا” در زبان آذري به معناي بزرگ بوده و خود تغيير يافته واژه “کلان” است که در فارسي هنوز هم به کار مي رود.” و ادامه مي دهند که:
“از اينجا ميتوان گفت “قرا” در “قراچمن”و “قرارود” و بسيار مانندهاي آن، نه واژه ترکي که واژه آذري است و معناي آن بزرگ است” )15) خوب، حتي براي خواننده مدرن و منطقي امروزي، که ترک آذربايجاني هم نباشد سفسطه نويسنده روشن است. نخست اين که ايشان براي اينکه قافيه را درست کنند آمده و واژه معصوم “قره” يا “قارا” را به شکل “قرا” بيان کرده اند، سپس در ادامه تلاشش سعي کرده اند پدرخوانده اي در فارسي به اين کلمه پيدا کنند و قرعه به نام واژه “کلان” در آمده است تا اثبات کنند که “کلان” اصل “قرا” بوده، سوم اينکه با تحريف واژه “قرا” بر آن شده اند که اين واژه را از شخصيت ترکي به هيئت من در آوردي آذري درآورند. حال آن که صورت مسئله خيلي روشن است. در فرهنک لغات ترکي آذربايجاني از قرنها پيش واژه اصيل “قارا” يا” قره” به تکلم تبريزيها موجود بوده و علت اطلاق اسم “قرا چمن” به “قره چمن” نه گناه واژه “قره” بلکه اجراي سيلست فارسي سازي و کشتن اصالت زبان ترکي آذربايجاني بوده است.و گرنه از منظر واژه شناسي و طبقه بندي واژه اي چه ارتباط “واکه اي” يا هجائئ مابين واژه “کلان” فارسي و لغت مظلوم ترکي “قره:” وجود دارد. خاصه اينکه به سخن دکتر صدر تلفظ صوتي “ق” در فارسي (تهراني) به خصوص با آشفتگي خاصي روبروست. به قول استاد جلال همائئ (فلم) را “غلم” تلفظ مي کنند و “غلام” را قلام. اما راي عموم بر آنست که فارسي صوت “ق” نداشته و تنها “غ” دارد .(16) در تک تک نام واژه ها همين تمهيد عجيب و قريب به کار رفته است. حال آن که با اين کارها نمي شود موجوديت زبان ترکي آذربايجاني و هويت ملت آذربايجان را خدشه دار کرد. البته گاهي در تنگناي قافيه شاعري به سبب ظرفيتهاي آوايي “قارا” را به صورت حرف مصوت کشيده “آ” نيز گفته- اند. يک مثال ديگر کلمه “ارونق” است. منطقه “ارونق-انزاب” از مناطق قديمي اراضي آذربايجان است. ارونق با الف فتحه دار تلفظ مي شود. آقاي کسروي براي اينکه تئوري خود را به کرسي بنشاند، ابتدا به کلمه “ارونق” يک “آ” اضافه ميکند، بعد ادعا مي شود که اين واژه “نخسست “آرانک” بوده ، که به معناي آران کوچک باشد”(17) با چه درکي ميتوان به اخر يک واژه ترکي “کاف”تصغير اضافه کرد و معناي ديگري، در يک زبان ديگري،از آن مستفاد نمود. صدها نوع از اين قبيل موارد وجود دارد که در کتابي جمعاوري خواهد شد. البته داشتن فرضيه هاي متفاوت در زبان امري رايج بين زبانشناسان است حتي نظرات ضد و نقيض. اما اين روش آقاي کسروي در اين مورد قابل استناد نيست.
زبان ترکي آذربايجاني درمتون تاريخي
در اين قسمت برگردان نوشتاري کوتاه از يک منبع علمي ديگر را در مورد جايگاه زبان ترکي آذربايجاني ذکر مي کنم تا خوانندگان هر چه بيشتر با نظرات گوناگون آشنا شوند و نيز پژوهشگران و دانشجويان با ديد بازتري به اين مسئله بنگرند . روشن است که نشر و پخش همچو نظراتي مي تواند جو سالم تفکر و انديشه پردازي را پربارتر کند و بر مدتها روش تک گوئئ و قضاوت رسمي و سياسي در مورد زبان ترکي غلبه کند تا دانشجويان و خوانندگان هوشيار به طور فراگير به اين موضوع بنگرند.
“از زبانهاي رايج دنيا که در امروز ميليونها نفر به آن زبان تکلم مي کنند، يکي هم زبان ترکي است که علاوه بر کشورهاي ترکيه، آذربايجان ، در بلغارستان، اوزبکستان، کازاخستان، قيرقيزستان، تاجيکيستان، يونان و قبرس نيز به اين زبان سخن مي گويند. البته در ديگر کشورهاي جهان نيز ميليونها ترکي گوي زندگي مي کنند، که تنها در آلمان بيش از يک ميليون نفر و در ممالک امريکاي شمالي نيز به عنوان “کارگران مهمان” ترکان زندگي مي کنند. اينان به شاخه هاي مختلف خانواده زبان ترکي سخن مي گويند. در شاخه هاي اين زبان، زبانهاي ترکي ترکمن، آذربايجاني، قفقازي، لهجه هاي ترکي خراساني وجود دارند که از شعبه اصلي زبانهاي آلتائيک هستند. البنه زبانهاي مغولي و
tungusic نيز از زبانهاي زير همين خانواده محسوب مي شوند. تا سال 1928، پنج سال پس ار استقرار جمهوري ترکيه تمام اسناد خانواده زبانهاي ترکي با الفباي عربي نوشته مي شد که دليل آن هم تاثير قدرتمند اسلام در منطقه بوده است. در سال 1928، اصلاحات زباني در ترکيه سبب شد که الفبائي بر اساس قراردادهاي زبان لاتين با 28 حرف به زبان کتبي ترکي تبديل شود ، که مورد بحث ما نيست.(18) اما زبان ترکي امروز در آذربايجان ايران همان گونه که ذکر شد مسير طولاني پيموده و پس از تغييرات و تحولات فراوان، که ناشي از وضع زيستي اجداد ترکان آذربايجان بوده، به شکل امروزي رسيده است. اجدادي که به آنها از نظر زباني ترکان اوغوز مي گويند ، که کارنامه ادب شفاهي آنان از پيشينه ادبي 1500 ساله برخوردار است. يعني ادبياتي که به “ادبيات اوغوز” معروف است. کتاب معروف “دده قورقوت” از داستانهاي مردم ترک زبان” اوغوز”از زمره اين گنجينه به شمار ميرود. بعدها داستانهاي “کور اوغلو”، نوشته هاي يونس امره، فضولي و اشعار مختوم قلي، وارث ادبيات اوغوزها و در مجموع دربر گيرنده تروت معنوي ادبيات ترکان آذربايجانند.(19) فکر مي کنم با روشي که آقاي کسروي پيش گرفته بود، اگر آن زمان دسترسي به منابع امروزي ترکان داشت و سند “ده ده قورقوت” را مي ديد ، واژه “ده ده” را به سبب تشابه به واژه “دد” به فارسي نسبت مي دا د. اما واژه ها در زبانها پديد مي آيند و بر طبق نيازهاي زمان و ضروريات زندگي اجتماعي و اقتصادي تغيير مي يابند، زبانها با يکديگر همکاري کرده و مهمانهايي را از همديگر مي پذيرند، واژه هائي کم کم به سبب از بين رفتن موقعيت تاريخي يا اقتصادي از دور خاج مي شوند و جاي خود را به تازه واردين مي دهند واين چنين است که علم معاني يا لکسيکولوژي عمل مي کند. نزديکي و ارتباطات اجتماعي اقتصادي ترکان آذري و ساير ترکان هم خانواده در ايران با فارسها سبب شده که زبان فارسي برخي از عناصر زباني ترکي را عاريه گرفته و فارسيزه کند. اين نشانه ضعف زباني نيست. بري مثال پسوند “چي” در خيلي از واژه هاي فارسي و در ادبيات آن به کار رفته و مورد تکلم واقع مي شود. مثال قهوه چي:درشکه چي، چايچي و غيره. جا افتادن اين پسوند رايج زبان ترکي در فارسي تنها نياز زباني است که به صورت مقبول در آمده و فارسها از اين ساختار دستور زبان ترکي سود ميجويند.
هم چنان که دکتر محمد تقي زهتابي نيز اشاره کرده اند علم معاني در زبان ترکي آذري روندي ناپيوسته، پيچيده و ناهمگوني داشته است و اين خود تصويرگر زندگي ملتهاي ترکي گوي است که در اراضي آذربايجان در تاريخ طولاني زيسته و رفت و آمد کرده اند.)20)
وجود واژه هاي مشابه در زبانها امري کاملا طبيعي است و اين حالت به دو دليل عمده صورت مي گيرد. نخست هم گروه بودن زبانها در تاريخ و دومي نياز هر زبان براي رشد و تکامل خويش سبب مي شود که واژه ها همواره بين زبانها در حرکت باشند. طبق اطلاعاتي که هر سال موسسه ام-آي_تي
MIT در مورد زبانها صادر مي کند زبان ترکي يکي از زبانهاي استاندارد از نظر زبان شناسي است.(21)در اين سند آمده است که بيش از ده درصد کلمات انگليسي از ريشه زبان ترکي اخذ شده اند. البته همان گونه که اشاره شد زبانها پس از عاريه گرفتن کلمات از يکديگر سعي مي کنند واژه ها را با ساختار صدايي و معنائي خود هماهنگ سازند. بنابر اين هيچ زباني ناب و خالص نيست و هر گونه تلاش در مورد پيرايش زبانها از واژه هاي بيگانه و يا تئوري ناب سازي زبان با واقعيات زيستي انسان خوانائي ندارد. انساني که مدام در داد و ستد معاني و انئيشه هاست. از سوئي اطلاق الفاظي چون زبان وحشي يا زبان اقوام بي تمدن و بيابانگرد به ترکان آذري ، يا زيان اعرب را زبان بدويان شمردن نيز جز غرض ورزي به حل مسئله- اي کمک نمي کند و تنها نشانگر جهالت گويندگان و بي اطلاعي آنان از وضع زيستي-تاريخي اين ملتها است. همين جا اشاره کنم که طبق تحقيقات زبانشناس معروف آر.اچ روبينز زبان عربي اولين زباني بود که در اواخر سده هشتم ميلادي از نظر دستورنويسي و گرامر رشد فراوان کرد و براي اولين بار دستور زبان سيبويه بصري متبلور شد که در نوع خود بي نظير بود و” سيبويه براي حروف عربي به توصيف آواشناختي تازه اي راه برد که مستقلا از آن خود او بود و آن توصيف آواشناختي به مراتب پيشرفته تر و کمال يافته تر از علم آواشناسي غربي چه در دوره معاصر سيبويه و چه دوره هاي پيشين بود.”(22( با رشد و گسترش اسلام در منطقه و جهان و وجود متن معتبر عربي به نام قرآن، زبان عربي به زبان اثربخش آن زمان تبديل شد و ظرفيتهاي نحوي و آوايي و علم معاني آن سبب شد که زبانهاي ملل منطقه تحت نفوذ آن قرار گيرند .از سويي “همخوانيهاي گلوگاهي يا حلقي (pharyngeal) همان گونه که زبانشناس شهير فرانسوي آندره مارتينه مي گويد” يا نزديک شدن جدارهاي پيشين و پسين گلوگاه يعني پسين ترين بخش پشته زبان از يکسو و ته دهان از سوي ديگر، ميتواند به ايجاد بندش يا سايش بيانجامد ولي زبان شناخته شده اي چون عربي سايشهاي گلوگاهي بيواک و واکداري دارد که به ترتيب با h} {و,? آوا نويسي ميشوند {تلفظ ح و ع در زبان عربي}.23 زبان ترکي آذربايجاني نيز از نظر حروف صدادار 9 تايي توانايي بيشتري براي اداي کلمات، و تکامل واژگان دارد. همان گونه که اشاره شد سيبويه بصري که ايراني بود به چهره برجسته زبانشناسي عربي تبديل شد. روشن است الفباي عربي ، به عنوان الفباي زباني که آسماني و مقدس خوانده مي شد و ضمنا داراي يک متن نهائي و غير قانل تغيير هم شده بود، در جهان گسترش يابد و به الفباي ملل منطقه از جمله ترکان آذربايجان تبديل شود. زبان شعرا و نامداراني چون نسيمي، فضولي و سيد عظيم شيرواني شد که آثارشان هر چند در بوته ممنوعيت گرفتار بوده اند، اما همچنان ورد زبان زنان و مردان آذربايجانند:
“منده مجنوندان فزون عاشيقليق استعدادي وار
عاشيق صادق منم مجنونون آنجاق آدي وار
) من در عاشق بودن از مجنون هم عاشقترم
از مجنون فقط نامي مانده است ، منم عاشق صادق(
گفتني است که در قرن چهاردهم ميلادي هر دو زبان، عربي و عبري، در دانشگاه پاريس فرانسه رسميت يافتند.
از مهم ترين سند کتبي متعلق به ترکان به کتاب ده ده قورقوت اشاره مي شود که اين سند به “اورخون- يئني سي يازيلاري” (نوشته هاي اورخون- يئني سي) معروف است، که به مناسبت 1300 مين سالگرد اين سند در جمهوري آذربايجان گردهمايي با شکوهي بر گزلر گرديد. کتاب ده ده قورقوت ” به طايفه اوغوزها ” منتسب است و ترکان عثماني نيز اين سند را به اشکال مختلف چاپ کرده اند. اين که زبان ترکي آذربايجاني چه مسيري را در همسايه شمالي گذرانده و از الفباي عربي به سيريل و سپس به الفباي لاتين راه برده مورد بحث ما فعلن نيست. ولي بايد گفته شود هر کلمه اي ، به هر الفبايي در هر زباني که به کار مي رود، ” چه به لحاظ معناشناسي و چه به لحاظ دستور و چه به لحاظ تلفظ مختص به خودش، تاريخ خاص و منحصر به فردي دارد”)24) در ر يشه شناسي زبان ترکي آذربايجاني ورود به اجزا تشکيل دهنده اين زبان وبررسي چگونگي رشد و پايداري آن در يک دوره بغايت خشن به تفصيل بيشتري نياز است. از سويي مطالعه متون تاريخي زبان ترکي و تجزيه تحليل آن کار ديگري است و موقعي ديگر ميطلبد.

اين بر عهده دانشجويان است که با پروژه هاي تحقيقاتي بتوانند زواياي مختلف زندگي زبانهاي رايج در ايران را در بياورند و بر تاريکيها نور بپاشند.

(آدامه دارد)

Bibliography
مراجع:
1-
Galtung,J. 1980. The True words, A Transnational Perspective, New York,the Free Press نقل از کتاب کانگاش ص254
2-در همچو شرايطي سعي مي شود به مرور ملتي را از حالت “احترام به خويشتن” به حالت “وادادن و تسليم” شدن سوق داد و او را در روندي به حالت استحاله شده و بي هويت در آورد.نمونه اش سرخ پوستان و نيز کساني که زبان خود را از دست داده اند.
3-مريت روهلن(
Merrit Ruhlen) در اثر خود-”ريشه زبان” به واژه مونوژنه نسز” monogeneses اشاره مي کند که مراد همان زبان واحد بشري است که ديگر زبانه، به ادعائي از آن منشعب شده اند.
4-اسکوتناب کانکاش (
Skutnab Kangash)، زبانشناس سوئدي، کتاب “از شرمزدگي تا مبارزه جويي،1988 چاپ امريکا-ص13-
5- زبانهاي ترکي) (
Turkic Languages از شبکه جهاني،
6-رحيم رئيس نيا
درباره زبان ترکي 2004 ص 4 از سايت تريبون
7-
Linguistic Characteristics, p 3,From Internet site, Turkic Languages
8-ژهتابي ، دکتر محمد تقي، معاصر ادبي آذري ديلي انتشارات آشينا، 1379 چاپ دوم- ص2
9-براي مطالعه بيشتر اين مبحث مي توانيد به کتاب ارزشمند دکتر محمد تقي زهتابي”معاصر آذري ديل” مرجعه کنيد” که به صورت مفصل پسوندهاي زبان آذربايجاني شرح داده شده است.
01-ضياء صدر، سلسله مقالات مندرج در روزگار نو، آبان 1375-شماره مسلسل 177، دفتر نهم، سال پانزدهم در مورد زبان و خط.
11-در زبانشناسي تاريخي تحت عنوان “طبقه بندي”
classification)) به شرح تفضيلي اين موضوع ميتوانيد مراجعه کنيد.
12- مدرکي تحت عنوان تاتها در شبکه اينترنت به چشمم خورد که در آدرس
www.Tat,Harzani مي توانيد کامل اين نوشته را بازديد کنيد
13- براي مطالعه کامل نظرات احمد کسروي به کتاب “کاروند کسروي صص336 به بعد مراجعه کنيد. کاروند کسروي، به کوشش يحيي ذکاء- چاپ دوم،سال 2536 تهران، اتشارات فرانکلين
14- همان منيع.صص 431
خواننده بي غرض ميتواند با اندکي تامل و تفکر درک کند که اين قبيل ريشه تراشهاي موهوم براي هزاران واژه ترکي آذربايجاني در واقع آب در هاون کوفتن است.
15- آقاي کسروي در کتاب “کاروند کسروي” در مبحث زبانشناسي بخشي را به زبان خلخال اختصاص داده و من از اين قسمت، امثال مندرج در متن را ذکر نموده ام.
16-ضياء صدر،
- مسئله زبان مشترک و زبانهاي مادري-روزگار نو- خرداد 1375- شماره مسلسل 172- صص55-54.
17- احمد کسروي، کاروند کسروي-صص368-369
&-براي اطلاع بيشتر در مورد پراکندگي ملت ترک آذربايجان و زبان آنها ميتوانيد به داده هاي سايت ميراث فرهنگي و نيز به آدرس “سوزوموز” در اينترنت مراجعه کنيد.
18-در داده هاي شبکه جهاني اينترنت زير عنوان
Languages of the world يا زبانهاي دنيا اطلاعات ارزشمندي وجود دارد که من چکيده وار بيان داشتم.
19- آنار، رضا ، ” 155 ايل اوغوز ادبياتي”- آنتولوژيا- آذربايجان نشرياتي-1999- بخش مربوط به ادبيات کتبي و شفاهي مردم آذربايجان در سده هاي هفثم و هشتم، اسناد باقيمانده از نوشته هاي اورخون يئني- سي-صص 9 به بعد
20- دکتر محمد تقي زهتابي،
علم معاني(لکسيکولوژي)-ترکيب لغوي زبان آذري معاصر، نشر ائلدار-تبريز-1371-چاپ اول-صص21-14
21- سايت اينترنتي “گجيل”، جايگاه زبان ترکي و بررسي آن در مقايسه با ساير زبانها-صص1-2
22- آر.اچ. روبينز، تاريخ مختصر زبان شناسي ترجمه عليمحمد حق شناس، چاپ چهارم، نشر مرکز 1381.صص214-215
23- آندره مارتينه، مباني زبانشناسي عمومي-اصول و روشهاي زبانشناسي نقشگرا. چاپ هرمسف ترجمه هرمز ميلانيان،صص 70-71
24- همان منبع 22- صص 406

سايت آزاد تريبون

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 20:37  توسط دومـانلــي تبــــــريز dumanlytabriz  | 

اسماعيل جميلينين شعرلري : شعرين آدي: اویان آذربایجان


 

قالخ ایاغا گؤستر یئنه قدرتینی آذربایجان
آلقیشلاسین قوجا تاریخ غیرتینی  آذربایجان
ال بیر اولوب اییدلرین   باغیرمالی    بسدیر تالان
سؤز بیر اولوب آیدینلارین سویله مه لی یئتر یالان
وارلیغینی   یوخ سایانلار       اهانتی ائدیر عیان
چیر ما قولون ساخلا اؤزون حورمتینی آذربایجان
قالخ ایاغا  گؤستر یئنه      قدرتینی   آذربایجان
سن اؤزگه دن اوموب کوسمه سن سن اولسان سنه یئتر
اوغلانلارین قوخماز ستار  هر بیر قیزین قوچاق هجر
حق سنله دیر  حقّین گوجو    ظالیملری    کسر بیچر

حق یولوندا  حقه  تاپشیر  ملتینی  آذربایجان
قالخ ایاغا  گؤستر یئنه  قدرتینی آذربایجان
ساتقین یوباز قوللوقچولار وارلیغینی سایا سالماز
ائولادینی انسان بیلمز بیلسه دیلین باغلی قالماز
گوندن گونه یاد الینده جنّت یوردون تالان اولماز
قیر زنجیری  آزاد ائله   تربتینی آذربایجان
قالخ ایاغا   گؤستر یئنه  قدرتینی آذربایجان
سن دؤزدوکجه دیلی اوزون یاد اوزله نیر لاپ قودورور
گؤز اؤنونده  حقلرینی  بیر بیر دانیر    قارشی دورور
دوز سؤزونو بوغازیندا   بوغور  حقّی  ترسه یورور
گیرمیدانا   گئری قایتار غزتینی   آذربایجان
قالخ ایاغا  گؤستر یئنه  قدرتینی   آذربایجان
اؤز دردینین چاره سین قیل اؤز غمینین دردینه یان
بسدیر  اؤزگه اوجاغیندا یانیب کول اولدوغون اویان
آپارتایدین یئخ زندانین  آزاد ائللر  وئرسین فرمان
دینله ده ده قورقودونون صحبتینی آذربایجان
قالخ ایاغا   گؤستر یئنه   قدرتینی    آذربایجان
دیلی باغلی قولو باغلی  تورک ائلیمین  اوجاغیسان
گله جه گین   دوغرو یولو  آیدینلیغین چراغیسان
بابکلرین   دریوشدویو  قورتولوشون  بایراغیسان
اؤزون قورو ملتینی    دولتینی آذر بایجان
قالخ ایاغا گؤستر یئنه  قدرتینی آذربایجان

http://i.1asphost.com/gajil/index.asp

 

نصب دوربین امنیتی در دانشگاه ها

گزارشهايي منتشر شده حاکي از کار گذاشته شدن دوربين مخفي در برخي دانشگاه‌ها، بویژه در شهرستان ها. مسئولین دانشگاه ها و بویژه بخش حراست دانشگاه ها نصب اين دوربين ها را اقدامی جهت خدمات و نظارت بهتر بر دانشجويان در دانشگاه اعلام کرده اند! دوربين‌ها را در كتابخانه‌ها، محل سلف سرويس و مراكز كامپيوتر نصب مي‌ کنند. درباره نصب دوربین در سلف سرویس به دانشجویان معترض گفته شده که این اقدام با هدف نظارت كافي بر نحوه توزيع غذا و فعاليت‌هاي قبل از توزيع غذا صورت گرفته است!

ریس جمهور ایران به کشتار آذربایجانی ها ادامه می دهد

در حالي كه مردم آذربايجان‌شرقي از وعده‌هاي مسئولان وزارت راه در مورد تكميل بزرگراه زنجان ـ تبريز خسته شده‌اند و مطابق آخرين وعده‌ها، امروز بايد انتظار‌ 11 ساله‌ به پايان مي‌رسيد، در پي لغو ناگهاني سفر رئيس‌جمهوري به استان براي افتتاح اين طرح، مردم بار ديگر چشم‌انتظار ماندند.

به گزارش فارس، روز گذشته مردم استان آذربايجان شرقي به ناگهان از سفر رئيس‌جمهور به منطقه براي افتتاح اتوبان « زنجان ـ تبريز» با خبر شدند، ولي امروز باز سفر رئيس‌جمهور لغو شده و طلسم اتوبان پيامبر اعظم (ص) همچنان برجا ماند و مردم نيز مانند سالهاي طولاني همچنان در انتظار باقي ماندند.

محمد نظري سرپرست روابط عمومي استانداري آذربايجان شرقي در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در تبريز درباره سفر رئيس‌جمهوري براي افتتاح پروژه آزاد راه « تبريز- زنجان» كه قرار بود امروز انجام شود گفت: به دليل مشغله‌كاري و تداخل برنامه‌ها،اين سفر لغو و به زمان ديگري موكول شد.

براساس اين گزارش، معاون عمراني استاندار آذربايجان شرقي در روزهاي آخر مهرماه در يكي از وعده‌هاي خوش‌بينانه‌اش نسبت به افتتاح اين اتوبان گفته بود: با توجه به آغاز بارش‌ها حداكثر تا 15 آبان ماه آزاد راه« سرچم- بستان‌ آباد» بايستي افتتاح شود كه اين كار با حضور رئيس‌جمهوري انجام خواهد شد و تلاش مي‌شود امكان تردد تا « قوري گل» نيز تا پايان آبان ماه فراهم شود.

ولي رئيس‌جمهور نيامد و اتوبان هم افتتاح نشد و 400 نفر ايراني قرار است برخلاف ميل خود در جاده زنجان – تبريز و پيچ‌هاي ميانه همچنان كشته شوند.

معاون عمراني استاندار آذربايجان شرقي گفته بود: اگر اتوبان افتتاح شود هر سال از كشته شدن حداقل 400 نفر در اين جاده جلوگيري خواهد شد.
اين گزارش مي‌افزايد، صرف نظر از تبعات جاني، عدم اتمام اين پروژه، عوارض بسيار شديد منفي بر بيت‌المال مردم دارد و باعث اتلاف زمان و پول كشور مي‌شود.

براساس اين گزارش، اعتبار پيش‌بيني شده براي اتوبان زنجان – تبريز در سال جاري 750 ميليارد ريال بود ولي چون برنامه‌ريزي‌ها نادرست بود اين رقم به دو هزار و 450 ميليارد ريال هزينه رسيده است كه يك رقم اضافي يك هزار و 700 ميليارد ريالي را نشان مي‌دهد و ظاهرا چون برنامه‌ريزي غلط باز هم ادامه پيدا كرده،اين رقم از جيب مردم هزينه خواهد شد تا بار ديگر ثابت شود كه مديريت‌ها نسبت به تعهدات و وظايف و مسئوليت‌هاي خود در قبال جان و مال مردم و كشور چندان دلسوز نيستند.

بر پايه اين گزارش، هنوز بعد از گذشت 11 سال از آغاز اين طرح، مردم آذربايجان، زنجان و حتي آذربايجان غربي از خود اين پرسش را دارند كه چرا اين طرح بايد بعد از اين همه سال هنوز به پايان نرسيده باشد، آيا مسئولان وزارت راه و بانك‌هاي عامل و مقام‌هاي دولتي پول اضافه پيدا كرده‌اند كه براي اين پروژه تكه تكه خرج مي‌كنند و هر سال بيشتر از آن چه كه واقعا بايد بپردازند مي‌پردازند.

با لحاظ كردن همه اين واقعيات، بانك ملي ايران به عنوان اصلي‌ترين منبع تأمين كننده اعتبارات پروژه، امكان بهره‌برداري كامل از پروژه در سال 86 را با يأس و ترديد روبه‌رو مي‌سازد، به گونه‌اي كه مدير عامل بانك ملي ايران در روزهاي گذشته به صراحت اعلام كرده است كه «‌با توجه به ميزان پيشرفت فيزيكي قطعات باقي‌مانده و ‌آخرين وضعيت اجرايي پروژه و نيز قدرالسهم باقي‌ مانده بانك‌ها، تكميل كل پروژه با صرف مبالغ پيش‌بيني شده و در مدت زمان پيش‌بيني شده سال 86 دور از انتظار به نظر مي‌رسد.
در عين حال بانك ملي ايران از موضع مهم ديگري پرده بر‌مي‌دارد.

قرار‌داد پيمانكاران پروژه مشمول متمم قرارداد شده و با توجه به تورم موجود و تأخير در اجراي پروژه 6 تا 10 برابر شده است، به طوري كه قيمت تمام شده هر كيلومتر با احتساب خالص متمم قرار‌داد (بدون لحاظ‌ كردن تفاوت بهاي مصالح، تعديل، هزينه مشاور، آزمايشگاه و مجري طرح و غيره) در مقايسه با مبالغ اوليه پيمان (به ويژه در قطعات 5 تا 10 ) 6 تا10 برابر شده است.

اين گزارش مي‌افزايد: طرح اتوبان زنجان ـ تبريز قرار بود به طور كامل از سال 79 يعني 7سال پيش آغاز شود، اگر مسئولان امر در هر پست و رده‌اي، طي اين سال‌ها به وعده و وعيدهاي خود عمل مي‌كردند اكنون دو هزار و 800 نفر ايراني اعم از زن، مرد و كودك كشته نشده بودند و كنار خانواده‌هاي خود هنوز هم زندگي كرده و به جان رئيس‌جمهور و وزراي وقت دعا مي‌كردند، ولي ظاهرا اين قصه هنوز سر دراز دارد و قربانبان بيگناه بيشتري مي‌طلبد.

اينكه بنويسيم طرح چه مقدار بودجه داشت و يا مثلا بانك‌هاي ملي، صادرات و رفاه كارگران و وزارت راه با مشاركت هم كار را شروع كردند، هيچ فايده‌اي براي مردم و طرح ندارد.
اينكه بانك ملي مي‌گويد، وزارت راه به تعهدات خود عمل نكرده و كوتاهي كرده است چه فايده‌اي دارد. البته مردم آذربايجان باز هم دوست دارند كه ميزبان رئيس‌جمهوري باشند ولي اگر واقعا آقاي احمدي نژاد مشغله فراوان دارد و قادر نيست براي ساعاتي اين اتوبان را كه از كشته شدن صدها شهروند ايراني جلوگيري مي‌كند، افتتاح كند، مردم هم راضي به زحمت ايشان نيستند ولي مي‌توانند جناب وزير راه را بفرستد تا اين وظيفه را بر دوش بكشند و به انجام برسانند.

حال اين سوال مطرح مي‌شود، مقامات ارشد استان كه اين گونه در برابر هر انتقاد سازنده‌اي خود را مي‌بازند چرا به طور جدي اقدامي به عمل نمي‌آورند.
اكنون و ظاهرا بسياري از نمايندگان شهر، ديگر آن شور و حرارت اوليه متقاعد كردن وزير راه را ندارند ولي مردم به خوبي متوجه قضيه هستند و وعده‌هاي بي‌محل را در كنار چك‌هاي بي‌محل قرار مي‌دهند و به بي‌برنامگي‌ها و مديريت‌هاي پر افت و خيز و به هدر رفتن پول‌هاي كلان و هنگفت و اتلاف منابع و نيز زمان از دست رفته افسوس مي‌خورند. هر روز بي‌اعتمادتر از هر روز ديگر به بيانات و ژست‌هاي تبيلغاتي مسئولان وزارتخانه‌اي مي‌نگرند كه ساليان سال است نتوانسته‌اند به آنچه كه گفته‌اند عمل كنند.

اساساً اينكه افتتاح طرح ها به دست شخصيت‌هاي طراز اول صورت گيرد، امري پسنديده است و بيشتر به نظر مي رسد با توجه به كثرت امور وظايف و تمركز برنامه‌ها براي اين رده از مسئولان، امر گشايش پروژه‌ها توسط مسئولان درجه يك كشوري صرفاً براي طرح‌هاي بسيار بنيادين و كليدي مانند نيروگاه‌هاي هسته‌اي و ديگر طرح‌هاي هم رديف صورت گيرد و اساساً اين هم درست نيست كه رئيس‌جمهوري براي افتتاح رسمي‌تر يك اتوبان روزي در شمال و روزي در جنوب غربي آن باشد.

در صورت تحقق چنين مواردي ضمن آنكه وقت روساي جمهور گرفته نخواهد شد و از تحميل هزينه‌هاي اضافي هم پرهيز مي‌شود، امر افتتاح بدون تشريفات و پيچيده صورت مي‌گيرد و مردم به راحتي از اتوبان استفاده خواهند كرد.
اين مسئله از يك جنيه بسيار مهم‌تر نيز به سود كارگزاران دولت است و آن اينكه از ايجاد سوءتفاهم احتمالي و ابهامات بيشتر در بين افكار عمومي به دليل لغوهاي پي‌درپي جلوگيري مي‌شود، از تخريب ناخواسته شخصيت‌ها و زحمات هيئت دولت نيز امتناع خواهد شد.

در نهايت اگر اصراري بر حضور يك مقام ارشد مربوطه است، وزير راه به عنوان مستقيم‌ترين و پاسخگوترين مقام اجرايي مربوطه مي‌تواند بدون هيچ تشريفاتي تشريف آورده و به اصطلاح با بريدن روبان، راه را براي اتومبيل‌ها باز كند.
اين گزارش خاطر نشان مي كند،مسئولان از اينكه سفر لغو شده و آيا در آينده نزديك يا حتي دور سفري انجام خواهد گرفت يا خير، نيز قادر به ارايه هيچ پاسخي نيستند و جناب رئيس‌جمهور مي‌تواند با صدور دستور يا پيامي در چارچوب عبور از بوركراسي‌هاي اداري و تشريفاتي، مردم را از انتظار به درآورد.

لازم به ياد آوري است، قرارداد طرح آزاد راه« زنجان – تبريز » در اوايل ارديبهشت ماه سال 1374 بين وزارت راه و ترابري و بانك ملي ايران به عنوان بانك عامل با مشاركت 20 درصد وزارت راه و 80 درصد بانك هاي ملي ايران، صادرات و رفاه كارگران منعقد و از ابتداي سال 1375 با حضور 13 پيمانكار و 5 مهندس مشاور در 16 قطعه و در مسيري به طول 285 كيلومتر آغاز شد.

براساس طرح مصوب قطعات 3 و 2 و 1 « تبريز- بستان آباد» و قطعه 15 كمربندي « زنجان » كه در مجموع 65 كيلومتر به صورت 6 خطه و مابقي به طول 220 كيلومتر به صورت چهار خطه طراحي شده بود، با توجه به پيش‌بيني رشد ترافيك و به درخواست مجري طرح و موافقت وزير وقت راه و ترابري، محور مذكور به 6 قطعه با عرض 4/31 اصلاح و به تصويب مي‌رسد كه در حال حاضر با طرحي جديد در حال اجرا است.

اين گزارش مي‌افزايد، در دو سال اول شروع طرح در سالهاي 1376 و 1375 پروژه با جديدت بيشتر و تقريبا مطابق با برنامه زمانبندي ادامه داشته است، ليكن از سال 1377 تا اوايل سال 1381 عمدتا به جهت امتناع طرف‌هاي مشاركت در پرداخت سهم‌الشركه خويش، روند عمليات اجرايي با كندي و بعضا به حالت تعطيل درآمد كه عواملي از قبيل تغيير از 4 قطعه به 6 قطعه شدن محور،كمبود سيمان و قير مورد نياز مشكلات ناشي از ارزشيابي و ‌آزادسازي و تحصيل اراضي واقع در مسير اجراي پروژه، عدم همكاري برخي از ادارات استان در جابجايي تيرهاي برق و غيره در برخي موارد ضعف پيمانكاران دولتي در انجام تعهدات به ويژه عدم اعتقاد و اعتماد كافي سازمان مديريت و برنامه‌ريزي به اهميت واقعي اين پروژه، موجبات ركود و تاخير در اجراي آزاد راه را فراهم كرده است.

با تلاش وزارت راه و ترابري به عنوان متولي پروژه مذكور بعد از پيگري‌هاي مستمر و تلاش در برطرف كردن موانع موجود، از سال 1385 به بعد اجراي عمليات به حالت عادي برمي‌گردد و به منظور ترغيب بيشتر طرف‌هاي مشاركت و سرمايه‌گذار سهم‌الشركه از 80 درصد به 60 درصد تقليل داده مي‌شود.

در نتيجه سرعت اجراي عمليات احداث آزاد راه با اصلاحات انجام گرفته و در دو سال اخير به حالت قابل قبولي مي‌رسد به طوري كه 85 كيلومتر اول آزاد راه حد فاصل « زنجان- سرچم» در آذر ماه 1383 مورد بهره‌برداري قرار گرفت.
در مدت يك سال اخير در پي تلاش و پيگيري‌هاي مضاعف، ادامه اجراي پروژه آزاد راه با جديت بيشتري در حال اجرا بوده كه مقرر شده اين محور تا « بستان‌آباد» به طور 185 كيلومتر بزودي به بهره‌برداري برسد.
لازم به توضيح است، 35 كيلومتر باقي مانده از « بستان‌آباد تا تبريز» به جهت شرايط جغرافيايي و ضرورت اجراي تونل‌هاي رفت و برگشت، حداكثر تا سال 1387 به پايان خواهد رسيد.

مردم آذربايجان شرقي از سال 74 منتظر اتمام طرح آزاد راه « زنجان – تبريز» در موعد مقرر هستند و بهره‌برداري از اين طرح به يك آرزو براي آنان تبديل شده است.
بر پايه اين گزارش، طرح آزاد راه زنجان – تبريز ، به ‌عنوان بزرگترين آزاد راه پيش و پس از انقلاب اسلامي، محور تكميلي مهمي در اتصال جاده‌اي كشور به خارج و از طريق تركيه است كه عمليات آن از سال 75 از محل اعتبارات ملي وزارت راه و ترابري و مشاركت بانك‌هاي ملي، رفاه و صادارت آغاز شده است.

بر اساس اين گزارش،كارشناسان بر اين باورند كه تسريع در احداث اين پروژه ملي با توجه به نقش آن به عنوان شاهراه ارتباطي « شمال – جنوب» تاثير شگرفي بر شكوفايي اقتصادي كشور به خصوص منطقه شمال غرب دارد.

بیانیه دانشجویان ترک دانشگاه تربیت معلم تهران درباره وضعیت حاضر در ایران و آذربایجان

"الملک یبقی مع الکفرولا یبقی مع الظلم"

بیانیه دانشجویان ترک دانشگاه تربیت معلم تهران درباره وضعیت حاضر در ایران و آذربایجان

                             جلادلار یوروش ائدیر دؤرد بیرطرفدن     قالخ ایاقا قولو زنجیرده سیرداشیم

قالخ! دوردئنه جلادا

اؤلمکدن قورخو یوخ، دیریلیکدن نصیب

دؤرد دئنه جلادا

یانلیز نئچه ثانیه

نئچه کلمه سؤزوم وار اینسانلارا

 تا کجا ادامه خواهد داشت این بازی مرگبار نمی دانیم! کجا پایان خواهد گرفت این انسان ستیزی دیو صفتانه، چگونه پایان خواهد گرفت نمی دانیم!

امَا مژده ی یک حقیقت روشن را با امیدواری تمام در پایان کشاکش، درافق مبارزات آزادی خواهانه ی  خویش دیده و بدان پشت گرمی که بی شک، صبح رهایی نزدیک است، شعله این امید را هر چند لرزان و کم جان از بیم هجوم سموم این شب یلدایی، در پنهانترین نهانگاههای روح خسته مان به دور از چشم ناپاک روشنی ستیزان،به نقد جان مشتعل میداریم.

می گویند لنین رهبر انقلاب کبیر روسیه، پیش از پیروزی انقلاب می گفت: "شکی ندارم که پیروز نهایی مائیم امَا تنها ترسم از آن است که بمیرم و روز پیروزی را نبینم"   و اکنون ما می گوییم اگر مردیم و ندیدیم هم باکی نیست، همین ایمان و اطمینان برای ما کافی است که پیروز نهایی مائیم، باشد اگر صد سال از مرگمان گذشته باشد! ملتی را که فرزندانش از مرگ نمی هراسند، چه باکی است از زندان و شکنجه و تبعید!

بر همهُ خردمندان و روشن بینان و آنها که تعصبی یا منفعتی و یا بلاهتی کورشان نکرده باشد،این حقیقت عیان است که ملَت آذربایجان، در صف اول ایرانبانی، بی تردید بیشترین هزینه های مالی و جانی را داده است امَا امروز این ملَت شریف در راستای تحقق ابتدایی ترین حقوق حقه خویش، با غیر انسانی ترین برخوردها و عکس العمل ها از سوی مرکز(تهران)مواجه شده و می شود.   دریغا! حکومتیان معلوم الحال و اپوزیسیونهای عوام فریب، برسر بهره مندی از سفره ی  نعمت ملَت، به وجه غیر قابل تصوری در هم می افتند امَا آنجا که صدای ملَت به کوچکترین اعتراضی بر می آید، همگی دست در یک کاسه، به سرکوب همان مردمی رو می کنند که تمامی دارائی شان سفره ی   تعارفات اربابانه و روشنفکرانه ی  حضرات است و این یک صدایی خباثت آمیز در قبال مطالبات بر حق آذربایجان، صد چندان است. چنانکه امروز معمَم و کراواتی، راست وچپ، به اصطلاح مذهبی و لائیک، همگی به تخطئه ی "جنبش ملَی آذربایجان" رو آورده اند و کارشان به یاوه سرایی های مضحکی کشیده است، چنانکه چیزی نمانده که امام جمعه ها هم بر منابر نماز جمعه از شأن کوروش و داریوش و ذم ترکان، داد سخن دهند! یا عالی جنابان روشنفکران به اصطلاح اپوزیسیون که برای یک زندان رفته شان مرثیه های جهانشمول سر می دادند،امروز در برابر این همه ستمی که بر دهها زندانی آذربایجانی می رود، سکوتی ننگین پیشه کرده اند.

دریغا که چنان که پیش می رود، این مشتی دروغگو و خیانت پیشه، درهای گفتگو و مدارا را بسته و هر روز و هر ساعت امید تفاهمی ملَی در سرزمین ایران را دست نایافتنی تر می کنند.

آیا کدام یک از این همه مدعیان عدالت و آزادی،حتی کلمه ای در دفاع از حقوق کشته ها و زندانیان ما گفته اند؟!

کدام یک از اینان حتی این سؤال کوچک را از خود پرسیده اند که به چه حقی حکومت به اصطلاح اسلامی، اعتراضات مدنی یک ملَت را به خاک و خون می کشد؟!

والله که اگر در یک نقطهَ دیگر از کشور چنین ستمی بر مردمی می رفت، روشنفکر آذربایجانی ساکت نمی نشست، چنانکه تاریخ نشانگر این حقیقت است. امَا امروز،چرا اوضاع این چنین وارونه شد Iه؟

آذربایجان به خاک و خون کشیده می شود، فرزندان این سرزمین مهد عصیان در برابر ظلم و بی عدالتی، از پیر مرد 70 ساله تا نوجوان 15 ساله کشته و زندانی می شوند و در زندانها در معرض وحشیانه ترین شکنجه ها قرار می گیرند، امَا صدای اعتراضی از کسی بر نمی آید، جز آذربایجان و آذربایجانی!

چه نیاز است که هنوز هم چشم به دهان حضراتی بدوزیم که همیشه همصدا با دشمن ترین دشمنان ملَت در عین مشاهده ی  این حق کشی، سکوت پیشه کرده اند! کدام حزب و کدام گروه و کدام روشنفکر مدعی آزادی خواهی،غیراز فرزندان آذربایجان، حتی یکبار در مقام دفاع از عباس لسانی، رضا عباسی و دهها زندانی بی گناه آذربایجان بر آمده اند؟ کجاست کمیته ی دفاع از زندانیان سیاسی تا بپرسد که اولا گناه لسانی و عباسی و سایر زندانیان آذربایجانی چیست؟ و چرا از کمترین حقوق یک زندانی هم حتی محرومند؟!

... باری با وجود تمامی این خیانت ها و سنگ اندازی ها، به هر کسی که اندکی تاریخ بداند، آشکار است که آذربایجان، پیشگام همیشه پیروز حرکت های تجدد خواهی و رفرمیستی ایران به خصوص در صد سال اخیر بوده است و در این برهه نیز هر چند با هزینه هایی بس افزونتر و مبارزه ای بس سخت تر،اما بی تردید به نتیجه ی   مطلوب خواهد رسید.انگلس می گوید "موش تاریخ از هر سوراخی که راه پیدا کند سر بر می آورد و اکنون ما به عنوان کاوندگان تاریخ، به کسانی که در برابر سیر عقلایی تاریخ و مطالبات بر حق یک ملَت در این برهه، در این مملکت مقاومت ابلهانه کرده و به خیال خودشان، چوب لای چرخ تاریخ می گذارند،هشدار می دهیم که، مراقب خویش باشید و از سرنوشت ملَت ستیزان عبرت بگیرید، مبادا که دیر شود و گرفتار قهر و انتقام ملَت شوید و گرنه دیر نیست رسیدن روزی که به ذلیلانه ترین ذلالت ها گرفتار آیید.         والله الهادی الی السبیل الارشاد

http://www1.tumrus.com/main.php4?PageName=HomePage&Lang=1

گزارشي درباره زرادخانه موشكي رژيم تهران

پايگاه اينترنتي روزنامه ايل ريفورميستا نوشت..تيرهاي احمدي نژاد مطمئنا با غني سازي اورانيوم پايان نخواهد يافت. زيرا او تيرهاي ديگري هم در زرادخانه موشكي ايران دارد كه درصورت نياز دراستفاده از آن لحظه يي تامل نخواهد كرد. به همين دليل اين تنها اسرائيل نيست كه بايد نگران باشد .
ايل ريفورميستا درمقاله اي تحليلي درمورد خطر نظامي ايران مينويسد: اگر بخواهيم تهديد هسته يي ايران را به نوعي كارت بازي اتمي در مذاكره تعبير كنيم و اگر فرض كنيم كه هدف بازي ايران بدست اوردن نقش قدرتمند تري در خاور ميانه باشد،آنگاه بايد تمامي كارتهايي را كه تهران در اختيار دارد مورد تجزيه وتحليل قرار دهيم تا به خطر عيني آنها پي ببريم . يعني عملا بايد چشم اندازي بسيار گسترده تر از آنچه درارتباط باغني سازي اورانيوم و احداث نيروگاههاي اتمي وجود دارد را مورد تجزيه وتحليل و مطالعه قرار داد . همانطور كه درشماره اخيراكونوميست آمده است،نه امريكا و نه ديگر رژيمهاي منطقه كه اماده شنيدن خواسته هاي واشنگتن در عوض يك امتياز ژئوپلتيكي هستند،از ايران خوششان نمي ايد . بنابراين همانطور كه مشاهده مي شود اينجا تنها اسرائيل نيست كه دفاع خودراعليه تهاجم احتمالي ايران فعال كرده است بلكه تقريبا همه كشورهاي هم مرز با ايران نگرانند . اين اتفاقي نبودكه دراتحادهايي كه بعد از فروپاشي اتحاد شوروي بوجود آمد، ايران شريكي غيرمنطقي مانند ارمنستان را انتخاب كرد و به آن كمك هاي برق و انرژي مي دهد . رهبري ايران از اين بيزاري استراتژيك بخوبي مطلع مي باشد و از سالهاي قبل در حال گسترش راه حلهاي استراتژيك نظامي خود مي باشد.
ايل ريفورميستا در ادامه تحليل خود مي نويسد كه به كمك توسعه فن اوري موشكي پيشرفته كه درسالهاي دهه هشتاد با كمك تكنسينهاي روسيه و كره شمالي بوجود آمد، ايران داراي راه كارهاي متعددي شد . موشك شهاب سه دقيقاً از روي نمونه كره شمالي ان يعني موشك نو دونگ كه بارها با موفقيت در پيونگ يانگ آزمايش شد ساخته شده است و داراي بردي معادل هزاروسيصد تاهزارو پانصد كيلو متر مي باشد و توانايي اين را دارد كه خاك رااسرائيل با ضريب دقت بالايي مورد هدف قرار دهد اما نمي تواند كلاهكهاي اتمي حمل كند . اين موشك در زمان خاتمي ساخته شد و به زرادخانه ايران اضافه شده است . محمد خاتمي در زمان رياست جمهوري اش همراه باملاهاي مهم رژيم در سال دوهزاروچهار براي اعلام ساخت موشك شهاب چهار كه قويتر و دقيق تر از نمونه قبلي بودبسيج شدند وانرا به مطبوعات بين المللي به عنوان موشكي معرفي كردند كه براي در مدار قرار دادن ماهواره ها مورد استفاده پيدا مي كرد . اما رفسنجاني ويژگيهاي فني شهاب چهار راتوضيح داد وگفت كه شهاب چهار موشكي بود با حداكثر برد دوهزار كيلومتر و قابليت حمل يك كلاهك هزار كيلويي را هم دارد.حتي اگر داراي قابليت هاي اتمي محدود باشد . شهاب چهار ازلحاظ فني در رده موشكهاي با برد متوسط قرار مي گيرد و فقط در صورتي مي توانند اهداف دور را بزنند كه بخوبي تنظيم شده باشند . به عبارت ديگر شهاب چهاربا ضريب دقت بالايي مي تواند سواحل جنوبي اروپا را مورد هدف قرار دهد.يعني درمنطقه ميان يونان و كشورهاي منطقه دانوب داراي عملكرد مناسب است. اما در ان شرايط رفسنجاني مهارت تكنسين هاي ايراني را مورد تحسين وتقدير قرار داد و خاطر نشان ساخت چگونه در زمان كوتاهي ايران قادر خواهدبود بدون كمك خارجي موشكهاي ميان برد شهاب پنج و موشك دور برد شهاب شش را كه قادر خواهند بود به ترتيب از چهار هزار تا ده هزار كيلومتر را طي كنند،بسازند.يعني بدين ترتيب مادريد و رم هم در تيررس قرار مي گيرند. اين دو موشك اخيرقادرند كلاهكهاي هسته اي /شيميايي ويا ميكربي حمل كنند و قابل رديابي در مسير بالاي اتمسفر نيستند .
ايل ريفورميستا در ادامه گزارش خود مي افزايد : اكنون بلند پروازيهاي ايران از اينهم جلوتر رفته است و اكنون فرضيه دستيابي به يك موشك بالستيك جديد ميان قاره اي بنام كوثر را دارد برد اين سلاح حداكثر ده هزار كيلومتر خواهد بود و توان حمل كلاهك هاي هسته اي راخواهد داشت اين اسلحه اي است كه در حال حاضر فقط روسيه ، امريكا و چين آن را دراختيار دارند . 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 20:37  توسط دومـانلــي تبــــــريز dumanlytabriz  | 

پيام به مناسبت روز زبان مادری

آنا ديليندن اوزاق قالان ملر !

رضا براهنی                               23 فوریه 2005- تورونتو

18 ماه اول زندگی را دوران ؛ کورا؛ (chora) میدانند، وقتی که زبان مادری بین مادر و کودک، بازی اول جهان شمرده میشود. زبان در این دوره بی آنکه توسط کودک فهمیده شود، به داد و ستد یک تساوی عاطفی، یک پینگ پونگ عاشقانه بین مادر و بچه تبدیل میشود. این داد و ستد، به رغم آنکه بعدها، در سایه گذشت زمان، به فراموشی سپرده میشود، مأخذ و مبنا و مرجع همه روابطی قرار میگیرد که در آینده قرار است بیاید.

آنا،  دیلین آناسی دیر

آنا دیلی، دیللرین آناسی دیر

آنا دیلیندن اوزاق قالان ملر، گئجه گوندوز ملر، منیم کیمی ملر

آنا دیلی، گئتمز، گئتسه ده،  دؤنر، قاپیدان سالسان ائشیه، پنجره دن گلر

پدر در این دوره شخص ثالث است. شخص ثالث شاهد است. نه خطاب می کند، نه مخاطب قرار میگیرد. پدر است، حضور غایب، غایبی حاضر. رابطه مادر و بچه رابطه دو ؛ من؛ با همدیگر، دو ؛ تو؛ با یکدیگر است. رابطه من و تویی که درآن گاهی بچه ؛ من؛ است و مادر ؛ تو؛ و گاهی مادر ؛ من؛ است و بچه ؛ تو؛. زبان، که هنوز زاییده نشده، دراین رابطه، رابطه عشق دو عاشق و دو معشوق است. بازی عشق است. مادر، در وجود بچه ساخته میشود، اورا میسازد، با او ساخته میشود. و او لبالب از بچه میشود. بعد دوره ای پیش می آید که درآن یک چیز نشانه قرار میگیرد. اشیا نشانه قرار میگیرد. نگاه، حرکت دست، لبها، خنده سایه روشن مانند چهره و گونه ها، همه نشانه قرار میگیرند. پدر وارد میشود. گردن به طرف ضمیر سوم شخص ( او) کج میشود. بتدریج جهان نشانه ها، جانشین آن بازی تساوی مادر و بچه میشود. پدر به عنوان شخص ثالث وارد میشود. خود، جنسیت ویا جنس خودرا به رخ میکشد: بچه به رؤیت ؛ دیگری؛ ، ؛ آندیگری؛ نائل میشود. آنا دیلی به تسخیر جهان برمیخیزد. آینه صاف و ناصافی برای انعکاس اشیا و صداها میشود.   زبان در رابطه ؛ من و تو؛ی  بچه و مادر از یک سو و ؛ من و او؛ی  پدر و جهان از سوی دیگر زاییده میشود. اساس آن بازی زیبا، شاد و حتی شهوانی، رابطه بچه و مادر است، در مرحله بعدی عبور از جهان نمادها، به سوی معانی آغاز میگردد، از جهان معناها به سوی نمادها آغاز میشود. شاعر کسی است که پس از فراموش کردن ان بازی اولیه مادر و بچه، بعدها به یاد آن بازی می افتد، وقتی شعر خوب میگوید، اساس را بر بازی سراسر لذت کلمات قرار میدهد، یعنی برای شناسایی جهان از آن بازی اولیه بسوی نمادها و معانی و ساختارها و ساختارشکنی می آید، اما بعد، انگار یادش می آید که اگر قرار باشد برگردد، باید آن بازی را در دورانی که دیگر بچه نیست احیا کند، آنوقت چه اتفاقی     می افتد؟  لذتی دیگر جانشین آن لذت اولیه میشود. شب اول هفت پیکر نظامی یادتان هست؟ زنی داستان شهری را میگوید که درآن همه لباس سیاه پوشیده اند. پادشاه سرّ آن سیاهپوشی را می طلبد، میهمان قصابی میشود و قصاب، شب اورا در باغی در سبدی میگذارد، و او در آن سبد بالا میرود. ارآن بالاها، باغ زیبایی را می بیند که درآن زنان زیبا می رقصند. زنی زیباتر از همه زنان پا درمیان زنان دیگر میگذارد. مرد نظاره گر عاشق او میشود و از او وصال اورا می طلبد. زن هرشب اورا به سراغ یکی از کنیزکان زیبای خود می فرستد. ولی مرد پس از گذشت چند شب دیگر صبرو تحملش به پایان میرسد و ازآن زن، فقط وصل اورا میخواهد. زن میگوید، چشمهایت را ببند و مرا ببوس. مرد اطاعت میکند، اما وقتی چشم باز میکند، خودش را در داخل همان سبد می یابد و درحال پایین آمدن از آن بهشت زیبا. او نیز عزادار آن زن میشود و لباس سیاه میپوشد. میدانید اسم آن زن در هفت پیکر چیست؟ ترکناز و یا ترکتاز. قصه ای به این زیبایی جانشین زن زیبایی میشود که ما همه گم کرده ایم. ما همه از آن مادر، از زبان آن مادر دور مانده ایم، از آن ترکناز یا ترکتاز.

پيام كوفي عنان، دبير كل سازمان ملل متحد

علوم براي همه ملتها

  در جهان قرن بيست و يكم، تمامي ملتها با مسائل حساس مربوط به علوم و فناوري رويارو هستند. چگونه مي توانيم رشد را در اقتصاد اطلاعاتي فعال نماييم؟ چگونه مي توانيم مانع از خسارات زيست محيطي جهاني و منطقه اي شويم؟ بهترين راه براي معرفي فناوري هاي نوين مفيد، جلوگيري از تروريسم و يا نشان دادن عكس العمل فوري نسبت به گسترش سريع امراض نو چيست؟ امروزه هيچ ملتي كه بخواهد سياست هاي اطلاع رساني را متحول سازد و بخواهد اقدام مؤثر براي چنين مسائلي انجام دهد، نمي تواند بدون توان مستقل در زمينه علوم و فناوري كاري پيش ببرد. در اجلاس هزاره ملل متحد در سپتامبر ۲۰۰۰، رهبران جهان اعلاميه هزاره را كه براساس آن اهداف مشترك، متمركز بر چالش هاي عمده عصر ما بود، تصوير كردند. در مركز اين اعلاميه هشت هدف اصلي توسعه هزاره (www.un.org/millenniumgoals) از به نصف رساندن فقر مطلق گرفته تا متوقف كردن گسترش ويروس و بيماري ايدز، همچنين ارائه آموزش ابتدايي در سطح جهان قرار دارند كه همگي اين اهداف بايد تا سال ۲۰۱۵ محقق گردند. اهداف مذكور عينيتي ساده ولي قدرتمند را ارائه مي دهد كه هر مرد و زن در كوچه و بازار از نيويورك گرفته تا نايروبي و دهلي نو به آساني درك و حمايت مي نمايد. ولي تاكنون پيشرفت در زمينه رسيدن به اين اهداف خوب نبوده است. دلايل زيادي وجود دارد شامل رشد آهسته اقتصاد جهاني، رشد آهسته اطلاعات در ميان كشورهاي در حال توسعه و حمايت ناكافي از جانب كشورهاي توسعه يافته. آنچه كه مورد نياز است مشاركت واقعي كشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه است يعني مشاركتي كه شامل علوم و فناوري باشد. همكاري في مابين جوامع علمي و فني كشورها و مناطق گوناگون، مجموعه عظيمي از منابع دانش و تجربه ارائه مي دهد. اگر هر ملتي دسترسي كامل به اين جامعه جهاني گسترده علوم داشته باشد و فرصت براي گسترش توان علمي مستقل پيدا كند، مردم آن جامعه مي توانند گفت وگوي صريح درباره مزايا و مخاطرات فناوري هاي نوين مانند مهندسي ژنتيك موجودات زنده يا نانو تكنولوژي داشته باشند تا بتوان تصميمات آگاهانه براي معرفي اين فناوري ها در زندگي خودمان بگيريم . ما خوشوقتيم از اين كه در عصري به سر مي بريم كه فرصت هاي نويني براي درگير كردن تمامي ملتها در ماجراهاي بزرگ علوم و فناوري ارائه مي شود. نمونه هاي جديد برنامه هاي آموزشي علوم براي به روز كردن فرصت هاي آموزشي در هر كجا در حال توسعه است مانند:

Programa Amigos de la Ciencia of Chile (www.gener.cl/comminidad/ciencia.shtml)

كه علوم را به كودكان فقير آموزش مي دهد و آنها را تشويق مي نمايد مطالعات علمي را در سطح راهنمايي نيز ادامه دهند و يا نمونه اصلاح آموزش علوم مركز منابع علوم ملي ايالات متحده (www.di.edu/nsrc) كه به دانش آموزان فرصت ايجاد ارتباط براي كسب مهارت هاي مورد نيازشان براي زندگي روزمره را مي دهد. گونه هاي جديد ارتباطات در حال حاضر به دانشمندان حتي در كشورهاي كمتر توسعه يافته اجازه مي دهد تا با همكاران خود در كشورهاي همسايه يا در ساير نقاط جهان در زمينه تحقيقات، بپيوندند و همكاري نمايند. براي مثال شبكه عمران و علوم كه در شهر لندن است www.SciDev.net  اطلاعات روزآمد در مسائل مربوط به علوم به جهان در حال توسعه ارائه مي دهد و مؤسسات شبكه محلي ايجاد مي كند.  اين تلاش ها قابل تحسين هستند ولي كوشش بيشتري مورد نياز است. رسيدن به اين اهداف نيازمند بهره مندي از خلاقيت، منابع و ابتكارات انسان به حداكثر توان ممكن است. گزارشي كه به تازگي انتشار يافته تحت عنوان «ايجاد آينده بهتر: خط مشي براي بنا نهادن توان جهان در علوم و فناوري.» (www.interacademycouncil.net/streport) پيشنهاد ابتكارات نوين براي تقويت توان علمي ملي در جهان براي پرورش همكاري بين المللي مي دهد. اين گزارش محصول مطالعه بين المللي هيأتي از دانشمندان برجسته است كه از سوي شوراي بين آكادمي ها (Inter Academy Council)، بنيادي كه در پاسخ به درخواست اينجانب از آكادمي هاي علوم جهت بسيج بهترين دانشمندان آنها تأسيس شد تا دانش تخصصي و پيشنهادهاي لازم را به سازمان ملل و ساير سازمان هاي بين المللي ارائه دهند. اين گزارش توصيه مي كند لازم است هر ملتي خط مشي علوم و فناوري براي خود ترسيم كند تا از اين راه اولويت هاي محلي را منعكس نمايد، اولويت هايي كه شامل حمايت از علوم پايه  و آموزش بوده و موجب دسترسي به شايستگي در موارد انتخابي اولويت هاي ملي گردد. اين گزارش پيشنهاد مي نمايد تا ملت هاي در حال توسعه يك تا ۵/۱ درصد از توليد ناخالص ملي خود را براي ايجاد توانمندسازي علوم و فناوري اختصاص دهند. گزارش دوم شوراي بين آكادمي ها تابستان سال جاري (ميلادي) منتشر خواهد شد كه حاوي توصيه هاي خاصي براي استفاده از علوم و فناوري براي بهبود توليدات كشاورزي در آفريقا است. اين گزارش توسط هيأت متخصصان از آفريقا و ساير نقاط كه با همكاري يكديگر براي حل مسائل حساس مربوط به زندگي صدها ميليون آفريقايي همكاري مي نمايند، تهيه مي شود. اين تلاش ها از سوي شوراي بين  آكادمي ها ،بيانگر اين است كه روح مشاركت جهاني زنده و در ميان جوامع علمي جهان موجود است. اميدواريم كه ادامه دهنده اين لحظه بوده باعث گسترش آن به ساير تلاش هاي بشري باشيم.

(اين مقاله در تاريخ ۱۳ فوريه ۲۰۰۴ توسط انجمن پيشبرد علوم آمريكا در نشريه علوم به چاپ رسيده است).

سند مجمع پارلمانى شورای اروپا در باره "مشكل تحصيل به زبان مادرى ٣٠ ميليون آذربايجانى ساكن در ايران"

به زبان انگليسى  به همراه ترجمه تركى آذرى و فارسى

  اين سند از طرف رافايل حسينوف نماينده مجلس و عضو پارلمان شورای اروپا تهيه شده و از سوى تعدادى از نمايندگان كشورهاى آذربايجان٫ ايتاليا٫ بلژيک، مجارستان، اسپانيا، لهستان، ليتوانی، ترکيه، اکرائين و گرجستان (از گروه هاى ليبرال-دمكراتيك-رفرميست٫ حزب مردم اروپا٫ اروپاى دمكراتيك٫ چپ متحد اروپايى٫ و سوسياليست) امضاء شده است.

بو سند ٫ مجليس دئپوتاتى و آوروپا شوراسى پارلامئنتى عوضوو اولان رافائل حوسئينوف طرفيندن حاضيرلانيب و آذربايجان٫ ايتالييا٫ بئلچيكا٫ ماجارسيتان٫ ايسپانييا٫ پولشا٫ ليتوا٫ توركييه٫ اوكراينا و گورجوستانين (ليبئرال-دئموكراتيك-رئفورميست٫ آوروپا خالقى پارتىسى٫ دئموكراتيك آوروپا٫ آوروپانين بيرلشميش سولو٫ و سوسيياليست گوروپلارينا باغلى) بير سيرا دئپوتاتينين ايمضاسينى داشيماقدادير.

ترجمه فارسى:

موضوع: "مشکل 30 ميليون آذربايجانی در ايران (آذربايجان جنوبی) براى دستيابى به تحصيل به زبان مادری شان"

سند: ٩٧١٠  ١٣ فوريه ٢٠٠٣

 

١٩٠ سال پيش در نتيجه جنگ بين ايران و روسيه و طبق عهد نامه گلستان سال ١٨١٣ و توركمانچاى سال ١٨٢٨ ٫ آذربايجان به دو بخش تقسيم شد٫ آذربايجان جنوبى تحت حاكميت ايران و آذربايجان شمالى تحت اداره روسيه قرار گرفت.

آذربايجان شمالى در سالهاى ١٩١٨ – ١٩٢٠ با نام جمهورى دموكراتيك آذربايجان استقلال خويش را بدست آورد٫ در حاليكه آذربايجان جنوبى حكومت مستقل خود را در سالهاى ١٩٤٥ – ١٩٤٦ تاسيس نمود. متاسفانه هر دوى حكومت هاى فوق الذكر به دليل فشارهاى خارجى استقلال خود را از دست دادند.

جمهورى دمكراتيك آذربايجان حاكميت و استقلال خود را با هجوم شوروىها از دست داده و بخشى از اتحاد جماهير سوسياليستى شوروى گرديد٫ با اينهمه در سال ١٩٩١ دوباره با نام جمهورى آذربايجان استقلال خود را باز يافت.

در حال حاضر جمعيت جمهورى آذربايجان بالغ بر ٨ ميليون نفر است٫ با اينهمه شمار آذربايجانيان ائتنيك كه به صورت متراكم در ايران زندگى می نمايند رقمی  نزديك به ٣٠ ميليون نفر می باشد. متاسفانه آذربايجانيان در اين كشور از امكان آموزش به زبان مادريشان محروم می باشند.

گرچه ايران كشورى اروپايى نمی باشد٫ شمارى از دولتهاى عضو شوراى اروپا روابط نزديك سياسى٫ اقتصادى٫ علمی -فرهنگى با ايران داشته و حدود ٣٠ ميليون تن از هموطنان آذربايجانى ساكن آن٫ ارزشهاى معنوى٫ فرهنگى و زبانى يكسانى با جمهورى آذربايجان (كه كشورى اى اروپايى است) را دارا می باشند. اگر آنان امكان بدست آوردن حق تحصيل به زبان مادرى خود را می داشتند٫ قادر به حفظ و گسترش هويت خود٫ دست كم خواندن كتب و روزنامه هاى چاپ شده در جمهورى آذربايجان و با توجه به عضويت آذربايجان در شوراى اروپا٫ قادر به آشنايى با ارزشهاى ملى  و نيز اروپايى و اكتساب هر چه بيشتر طرق تفكر و رفتارهاى اروپايى می بودند.

مجمع پارلمانى شوراى اروپا اعتقاد دارد كه اتخاذ تدابير و پيش بينى شرايطى توسط حكومت ايران براى راه اندازى مدارس ابتدائى٫ متوسطه و عالى براى جمعيت ائتنيك آذربايجانى كه در ايران زندگى مینمايند٫ نشانه اى از برخورد با حقوق بنيادين عمده ترين اقليت ملى اين كشور می باشد.

مجمع پارلمانى اروپا٫ بنابر اين٫ كميته فرهنگ٫ علم و آموزش را براى بررسى اين مشكل و آماده ساختن گزارشى در باره آن فرا میخواند.

 ترجمه تركى آذرى:

قونو: "ايراندا (جنوبى آذربايجاندا) ياشايان ٣٠ ميليون آذربايجانلىنين آنا ديللرينده تحصيل آلما ايمكانينى الده ائتمه پروبلئمی "

سند: ٩٧١٠  ١٣ فئورال ٢٠٠٣

١٩٠ ايل بوندان قاباق٫ ايرانلا روسييا آراسينداكى ساواشين سونوجو اولاراق و ١٨١٣ نجو گولوستان و ١٨٢٨ نجى توركمانچاى آنلاشمالارى گره يى٫ آذربايجان ايكىيه بؤلونموش٫ قوزئى آذربايجان روسييانين٫ گونئى آذربايجان ايسه ايرانين ايداره سى آلتينا گئچميشدير.

قوزئى آذربايجان ١٩١٨-١٩٢٠ نجى ايللرده آذربايجان دئموقكراتيك جومهورييتى آدى ايله باغلىسيزليغينى الده ائتميش٫ گونئى آذربايجان ايسه ١٩٤٥-١٩٤٦ ايللرينده اؤز دؤولتينى قورابيلميشدير. تاسسوفله هر ايكى دؤولت يابانجى لارين باسقىسى نتيجه سينده اؤز ايستيقلالييت لرينى الدن وئرميشلر.

آذربايجان دئموقراتيك جومهورييتى سووئتلرين هوجومو ايله سووئره نلييينى ايتيره رك س.س.ر.اي. تركيبينه قاتيلميشسا دا٫ ١٩٩١ نجى ايلده يئنىدن آذربايجان جومهورييتى اولاراق موستقيللييينى قازانميشدير.

گونوموزده آذربايجان جومهورييتينده ٨ ميليون اهالى ياشايير. ايراندا بيتيشيك شكيلده ياشايان ائتنيك آذربايجانلىلارين سايىسى ايسه ٣٠ ميليونا ياخيندير. تاسسوفله ايراندا ياشايان آذربايجانلىلارين اؤلكه ده آنا ديللرينده تحصيل آلما ايمكانلارى يوخدور.

ايران آوروپا اؤلكه سى اولماسا دا٫ آوروپا شوراسينين عوضوو اولان بير سيرا دؤولتلرين ايرانلا سيخ سيياسى٫ ايقتيصادى٫ عئلمی -مدنى ايليشگى لرى واردير و ايراندا ياشايان ٣٠ ميليونا ياخين آذربايجانلى (آوروپا اؤلكه سى اولان) آذربايجان جومهورييتى يوردداشلارى ايله عئينى ديل٫ معنوى و مدنى دگرلرى پايلاشير. اونلارين آنا ديلينده تحصيل آلما ايمكانلارى يارانيرسا٫ آذربايجان جومهورييتينده نشر ائديلن كيتابلار و مطبوعاتى اوخوما- و آذربايجانين آوروپا شوراسينا عوضو اولدوغو گؤز اؤنونه آلينيرسا- ميللى و آوروپا دگرلرى ايله تانيش اولما٫ آوروپا دوشونجه و داورانيش بيچيمينى داها آرتيق منيمسه مه ايمكانلارى دا تامين ائديلميش اولار.

آوروپا شوراسى پارلامئنت آسئمبلئياسى ايراندا ياشايان ائتنيك آذربايجانلىلار اوچون ايلك٫ اورتا و يوكسك مكتبلرين آچيلماسى دوغرولتوسوندا حؤكومتجه آتيلاجاق آدديملارين٫ بو اؤلكه نين لاپ بؤيوك ميللى آزليغينين ان تمل حاقلارينا گؤستريله ن سايغىنين بير نيشانه سى اولاجاغينا اينانير.

بو ندنله آوروپا شوراسى پارلامئنت آسئمبلئياسى مدنييت٫ بيليم٫ تحصيل كوميته سينين بو پروبلئمی  آراشديراراق٫ حاققيندا آيريجا معروضه حاضيرلاماسينى تؤوصييه ائدير.

  English

  Subject: PACE: The problem of 30 million Azerbaijanis living in Iran ( Southern Azerbaijan ) to get access to education in their mother tongue

Doc.9710                                                                                                                                       13 February 2003

  190 years ago - as a result of the war between Iran and Russia in accordance with the Gulistan treaty of 1813 and the Turkmenchay treaty of 1828, Azerbaijan was divided into two parts - Southern Azerbaijan was placed under the authority of Iran , Northern Azerbaijan under Russia .

Northern Azerbaijan gained independence as the Azerbaijan Democratic Republic in 1918-1920, when Southern Azerbaijan established independent government in the years 1945-1946. Unfortunately, both of the above-mentioned states lost their independence resulting foreign pressure.

Azerbaijan Democratic Republic lost its sovereignty when Soviets invaded the country and it became part of the USSR , however, in 1991, its independence was restored as the Republic of Azerbaijan .

  At present there is a population of 8 million in the Republic of Azerbaijan , but the number of ethnic Azerbaijanis living in a compact way in Iran is close to 30 million. Unfortunately, these Azerbaijanis do not have the opportunity to receive education in their mother tongue in that country.

 A number of Council of Europe member states have close political, economic, scientific-cultural relations with Iran and, even if Iran is not a European country about 30 million Azerbaijani compatriots, share the same linguistic and moral-cultural values as the citizens of the Republic of Azerbaijan. If they had the opportunity to obtain the right to education in their mother tongue they would be able to conserve and develop their identity, at least to read books, newspapers published in the Republic of Azerbaijan, to acquire the national as well as European values, to acquire a more European way of thinking and behaviour with a view of membership of Azerbaijan in the Council of Europe.

The Parliamentary Assembly believes that the provision of conditions by the Iranian government for establishing primary, middle and higher schools for the ethnic Azerbaijani population living in Iran will be a sign of dealing with for the essential rights of the major national minority.

The Parliamentary Assembly therefore calls the Committee of Culture, Science and Education to examine this problem and prepare the report.

زبان مادری چیست و چرا اهمیت دارد؟

خانم دکتر صدیقه عدالتی

زبان مادری زبانیست که از مادر، پدر و نزدیکانمان آموخته ایم. بنا به نطر پژوهشگران کودک در رحم مادرش با زبان مادریش آشنا میشود و هنگام بدنیا آمدن که گریستن آغاز میکند اگر به زبان مادریش با وی سخن گفته شود، گریه اش را قطع کرده گوش میدهد. کودک با گذشت زمان و شنیدن مکرر، زبان مادریش را آموخته آغاز به ادای آن میکند. کم کم با ساختن جملات کوتاه آغاز به سخن گفتن به زبان مادریش میکند. در طول زمان کوتاهی می آموزد تا به زبان مادریش احساسات و خواسته هایش را به اطرافیان خود تفهیم نماید. با زبان مادریش با دیگران رابطه برقرار کند. با همین زبان بازی میکند، می خندد، می گرید و وارد مشاجره و بگو مگو می شود. تنها و تنها با زبان مادریش است که قادر می شود دنیای پیرامون خود را بشناسد و بیان نماید. با سخن گفتن به زبان مادری از فردیت و تنهایی خویش خارج گشته از تعلق خود به گروه ویژه ای آگاه میشود. او با مهر و محبت، اعتماد و امنیتی که این تعلق به وی ارزانی داشته است زندگی میکند. اگر بخواهم یک توضیح علمی بدهم، خواهم گفت که سخن گفتن خود تفکری آهنگین (مصوّت) است. ما هنگام تفکر خاموشانه با خود سخن می گوئیم. و آنگاه که لب به سخن می گشائیم، در حقیقت با صدا می اندیشیم. هنگامیکه ما به زبان مادری سخن می گوئیم، بین ذهن و دهان (زبان) رابطه ای مستقیم برقرار می شود. در اینجا می خواهم مسئله را قدری بیشتر باز کرده بگویم، زمانیکه ما بزبان مادریمان سخن می گوئیم در حقیقت بین قلب و ذهن و دهانمان(زبانمان) رابطه ای تنگاتنگ برقرار میشود. زیرا این سخنان لحظات زندگی و تجارب گذشته مان را تداعی کرده در ذهن و روانمان زنده میکند، با هر واژه ای احساسهای عمیقی را زندگی میکنیم، خرسند میشویم، ناخشنود می گردیم، حسرت می خوریم و انتظار میکشیم. با زنده شدن جملاتی که در ذهنمان شکل گرفته اند، مکنونات دلمان جان گرفته، از طریق دهان و زبان تمامی احساسات و اندیشه های خودرا بیان و بدیگران تفهیم میکنیم. درست بهمین جهت هنگامیکه ما بزبان مادریمان سخن می گوئیم، مکانیزم سه گانه ای بین دهان و قلب و ذهنمان نظم و شکل میگیرد که با طبیعت انسانی سازگاری کامل و تمام دارد. لذا زبان مادری همچون کلیدیست که دنیای درونی مانرا گشوده به نمایش میگذارد. حجب و حیا، عیب و هنر و تمامی مکنونات درونی مان تنها و تنها زمانی آشکار می گردد که ما به زبان مادریمان سخن می گوئیم. کودک در پنجسال اول زندگیش 80% کل معلوماتی را که در تمام طول زندگیش باید بیآموزد، در خانواده اش کسب میکند و در 7-6 سالگی نیز سن مدرسه رفتنش فرا می رسد. در این مرحله دو وضعیت مختلف پیش می آید: